interpreting body language art by Sean Kane

سالها درس خونده و کتابها را خیلیهایش را از بر است و خود را اهل فهم و شعوراکمل میداند اما نمیداند که چرا در انتخاب ساده ترین کارها و مهمترین تصمیم گیریها ناتوان است.

او دکترا دارد و همسرش فوق لیسانس ,اما معلوم نیست چرا هنوز یکسال از ازدواجشون نگذشته خانم تقاضای طلاق دارد چون متوجه شده همسرش یعنی آقای دکتر  از قبل معتاد به مواد مخدر بوده اما او در این مدت توجه نکرده  است.

مثال ها زیاد هستند و خلاصه میکنم که همه این ناتوانی ها ریشه در یک مطلب دارد و آن عدم رشد هوش اجتماعی است.برای زندگی کردن هوش فطری و ذهنی کافی نیست .هوش و یا آنچه معروف به آی کیو است  فقط یک استعداد است و یک قوه که در بین افراد مختلف متفاوت است. اما  اگر ماآنرا در محیط اجتماعی و استفاده با یادگیری و تمرین های روزانه  پرورش ندهیم تفاوتی با یک آدم عقب مانده ذهنی نخواهیم داشت هر چند که ممکن است دکتر یا مهندس هم شویم .

یکی از مهارت های هوش اجتماعی استفاده از" زبان بدن" در ارتباطات بین فردی و یا گروهی است.مهمترین تصمیمات در زندگی انتخاب دوست و یا همسر است. وقتی که دونفر در یک کلاس و یا محفل و یا در بین خانواده  میخواهند با فرد دیگررابطه برقرار کنندحتما بایستی این "زبان بی زبان " و معانی اش را فراگیرند و  بشناسند. 

اغلب به غلط یاد گرفته ایم که برای درک مفاهیم فی مابین به زبان و گفته های طرف استناد میکنیم و میگوییم "خودش به من این را گفت و..." در حالی که این زبان فقط حداکثر هفت درصد مطالب مورد نظر را میتواند بیان کند و بقیه یعنی سی و سه  درصد با نوع لحن و آهنگ وشصت  در صد  مقاصد و  آنچه که ما را میشناسد توسط زبان دیگری بیان میشود که همان "زبان بدن "است.

دست ها و چشمها و بازی انگشتان و حرکات و رنگ و بو و نحوه نشستن و برخاستن و نوع خط و نوشته و  بیان کلمات و فرهنگی که بیان میکند و اصطلاحات و محلی که این واژه ها درآن رایج است و اندازه فاصله ای که هر کس با ما برقرار میکند و .....صدها رازی که در بدن وجود دارد و مرتب داد میزند تا مرا به تو نشان دهد و ......همه اینها زبانی است که به شما میگوید من کیستم و چه کاره ام.

معلم ما و درسخوانده ما و پزشک و مهندس ما و ....مجاز نیست بازهم به دلیل بیان و گفته ای فریب بخورد .از این زبان خدادادی  و استفاده از نگاه  و گوش و حواس پنجگانه مان و مخصوصا تجربیات خود و دیگران  بیشتر بهره گیریم و در تنظیم ارتباطات فردی و اجتماعی بیشتر از آن سود گیریم.

شاید یکی از زیباترین نوع ارتباط گیری و نحوه بهره گیری از زبان بدن را بتوان در این اشعار مولوی یافت .آنجا که دختر  بیمار میشود و پزشک بر بالین او میرود و با استفاده از زبان بدن و تند و کند شدن ضربان قلب در هماهنگی با سئوالات مطروحه فهم به علت بیماری میکند!

من اشعار را  خلاصه  کردم اما دقت و توجه در هرکدام از سئوالات واقعا خود کلاسی است برای آموزش نحوه ارتباطات و فهم بهتر از شخصیت دیگران  :.... 

خلوتی کن خانه را                  دور کن هم خویش و هم بیگانه را
کس ندارد گوش در دهلیز ها              تا بپرسم زین کنیزک چیزها
خانه خالی ماند و یک دیار نه                جز طبیب و جز همان بیمار نه
نرم نرمک گفت: "شهر تو کجاست؟           که علاج اهل  هر شهری جداست
وندر آن شهر از قرابت کیستت؟              خویشی و پیوستگی با چیستت؟"
دست بر نبضش نهاد و یک به یک         باز می پرسید از جور فلک
آن حکیمِ خارچین، استاد بود         دست می زد ، جا به جا می آزمود
زآن کنیزک برطریق داستان                    باز می پرسید حال دوستان 
با حکیم، او قصه ها می گفت فاش       از مقام و خواجگان و شهر و باش
سوی قصه گفتنش میداشت گوش  سوی نبض و جستنش میداشت هوش

 تا که نبض از نام کی گردد جهان                او بود مقصود جانش در جهان
دوستان شهر اورا برشمرد                          بعد از آن شهری دگر را نام برد
خواجگان و شهر ها را یک به یک                 از گفت ، از جای و از نان و نمک
شهر شهر و خانه خانه قصه کرد                نه رگش جنبید و نه رخ گشت زرد
نبض او بر حال خود بد بی گزند            تا بپرسید از سمرقند چو قند
نبض جست و روی سرخ و زرد شد       کز سمرقندی زرگر فرد شد
چون ز رنجور آن حکیم این راز یافت       اصل آن درد و بلا را باز یافت گفت

اغلب ما از نظر مطالعه و مدرک و خواندن مطالب گوناگون خیلی جلو هستیم ولی اینکه بتوانیم یافته هایمان را در زندگی عملی بکار بندیم عاجز هستیم.چاره کار در این موارد فقط یک چیز است که نرم نرمک و آرام آرام با استفاده از مطلب ساده و تمرین آن این مهارت ها را در ساده ترین لحظه های زندگی و اتفاقاتی که برایمان پیش میاید بکار بندیم .

دنیای زیبا و عجیبی داریم که اگر فقط لحظه ای به بازی ها و رنگارنگی و زبان های مختلفی که با ما حرف میزند توجه کنیم هر گز از آن  خسته نخواهیم شد و ناله و گلایه نخواهیم کرد.شاد و سلامت باشید.