حوادث مختلفی در عرصه اقتصاد اتفاق افتاده که از جمله بحرانهای مالی آمریکا و اروپا و نیز نوسانات شا خص های بورس و از آن طرف تمایل به خرید طلا و بالا رفتن قیمت آن بالای مرز 1900 دلار در هر اونس و نیز گرانتر شدن قیمت طلا و ارزهادر ایران بود.در همین جریانات اخیر بسیاری ارزش پولشان چند برابر شد و برای خیلی هاهم  به معنی فقیر شدن و ضعیف تر شدنشان بود.

 اینها همه باعث شد کمی قاطی کنم .از مطالب معنوی  یکباره به فکر انواع مال اندوزی و " در آمد زایی" افتادم و دیدم که بعضی از انواع آن شایسته بررسی و تامل بیشتر  است .مثلا   یکی از بدترین نوع آن وبجث" نوبت فروشی و    امتیاز فروشی و.......با خودم هی فکر میکنم وبا مراجعه به خاطرات ام اینها را می نویسم......

نمیدانم ریشه این نوع کسب در آمداز کجا بوده اما احتمالا از قدیم( مثلا  برای فروش نوبت آب در مزارع و...)وجود داشته وخیلی دوست دارم تاریخچه اش را بدانم.اما این نوع  اخیر و نا درستش  که فروش نوبت و امتیاز دروغین و صوری است  به نظر جدید می آید و شاید در سطوح پایینش  با سایر کسب و کار های کثیف مدرن  مانند  "پول شویی"  یا مقدمه آن بی ارتباط نباشد.

در "پول شویی"  مالی را از راه خلاف و غیر مشروع به دست می آورند و بعد برای اینکه به اصطلاح پاک و حلالش کنند در معامله ای درست و واقعی چند باری آنرا بکار می اندازند تا کثیف بودنش را بشویند  و سابقه اش گم شود  و به اصطلاح پول پاک شود.

   اما چند نکته در ارتباط با این نوع معامله یعنی " نوبتفروشی" به ذهن می آید .

اول اینکه به نظر می رسد  شکل واقعی و درست اینگونه خرید و فروش ها به عنوان حق هر فرددر خیلی موارد  بطور منطقی اشکالی نداشته باشد.

نکته دوم  این که ظاهرا  این نوع خرید و فروش در کشورهای توسعه نیافته بیشتر  نمود داشته باشد . هر چند  در همه کشورهاو حتی آمریکا بصورت مختلف وجودداشته ودارد.مستندش را هم بخواهید همین چندی پیش بود که خبرگزاری ها گفتند :

 

"دانشجویی نوبت خود در صف خرید" آی پد ۲" را ۹۰۰ دلار فروخت!..." آماندا فوت" از روز چهارشنبه به عنوان اولین نفر در صف خرید تبلت "آی پد" جا گرفته بود. وی برای این کار به معروف ترین فروشگاه خرده فروشی اپل در خیابان پنجم "نیویورک "مراجعه کرده بود.وی ۴۱ ساعت در این صف انتظار کشید تا بتواند جای خودش را به بهترین پیشنهاد بفروشد"

اما در ابران شیوع  این  تجارت و کسب و کاررا بیشتر بعد از انقلاب دیده ام.از دوران جنگ 8 ساله که  اجناس کوپنی و تعاونی را برای کمک به مردم به قیمت ارزان تر از قیمت آزاد می فروختند  و اختلاف قیمت فاخش و یا انحصار فروش باعث میشد در حواشی آن  مردم با این بازار آشنا شوند.

   توزیع مردمی و ارزان نمونه های جالبی را  هم داشت .مثلا در سال 59 در زمان جنگ و در آبادان  گمرک را باتوپ و خمپاره می زدند  . از اینرو عده ای جوان  خطر کردند و داخل آن منطقه خطرناک مرزی  شدند و اموال را بیرون آوردندو اجناسی  را که به درد آنها که در شهر مانده بودند می خورد را با قیمت خرید  بین مردم توزیع میگردند و میگفتند پولش را  نگه میدارند  تا بعدها به صاحبانش برگردانند و این بسیار زیبا بود.  

 اما همه جا کیفیت توزیع به این شکل خوب نبود.با ادامه جنگ تدریجا نفت و بنزین وبعضی  اجناس و مایحتاج عمومی و موادخوراکی و... تعاونی شدند .  هر چه که جلوتر آمدیم و کمبود  اجناس و مایحتاج هم جدی ترمی شد  موضوع "فروش نوبت و امتیاز" و جنس و کالای تعاونی و کوپنی  و دیگر امتیازها از شکل واقعی و درستش دور شد و کم کم  توسط عده ای معامله گر حرفه ای  بیشتر و بیشتر  به سود اوری کثیف تبدیل شد .

 در سال  1365 ساکن تهران شدم  وقبل از آن درفضای جنگزده  جنوب کشور  بودم و در دنیایی دیگر .

اولین خاطره خودم  از "فروش نوبت " برمیگردد  به یکی از خیابانهای نزدیک آزادی در تهران و  یک صبح زود زمستانی که   رفته بودم  لاستیک اتوموبیل  تعاونی بخرم .همانجا بود که می دیدم چند نفری در میان صف طولانی دور  می گشتند و داد می زدند " نوبت فروشی "واینکه  حاضرند نوبتشان را بفروشند.جالب اینکه همیشه هم نوبت های اول تا دهم و گاه بیشتر از آن اینهابود که با زد و بند با فروشنده  فروشگاه به عنوان یک حق قانونی و غیر قابل اعتراض در اختیار خود داشتند.

  این روش و  انواع آن  در سطوح مختلف  تا معمول ترین و پایینتر آن در صف های شیر هایی یارانه ای  به عنوان نوعی خاص از کسب و کار میتواند موضوع ده ها  مقاله وکتاب تحقیقی باشد.کافی است  به بعضی  حیطه ها و حواشی  این موضوع توجه کنیم.

حرید و فروش جا برای جابجایی محل دانشجو  و یا خدمت سربازی  در شهری دیگر

خرید و فروش نمره توسط بعضی به اصطلاح معلم ها و مدرسین و اساتیدویا واسطه ها

خرید و فروش امتیاز داروهای کمیاب و حیاتی

معامله وخرید و فروش صدور تاییدیه گذراندن دوره و مهارت وآموزش خاص  . 

خرید و فروش  مدرک و گواهینامه و مقاله و پایان نامه و....

خرید و فروش مجوزکار  مثلا داروخانه و یا شغلی دیگر

خرید و فروش نوبت در شرایط خاص در تهیه بلیط راه آهن و یاتخت وامکانات  بیمارستانی و .....

خرید و فروش ارز و سکه  دولتی و فروش به قیمت آزاد با بلیط هواپیمای صوری  و...

خریدو فروش وام و امتیاز آن اعم از وامهای مسکن تا کشاورزی و....

خرید و فروش امتیاز استخدام و پیمانکاری و پیمان گیری و....

خریدو فروش بازیکن ورزشی  و دادن و گرفتن  امتیاز های محتلف  در مقابل وجه

و.......

اخیرا هم شنیده ام این نوع کسب و کار به عنوان یک راه در آمدزا در کنار سفارتخانه های خارجی رایج شده است.نمونه اش دوستی بود که میگفت همین چند روز  پیش از جلوی سفارت .... دو هفته زودتر  نوبت ویزایش را  خریده است.یعنی  اگر بخواهی ویزا بگیری افرادی هستند که نوبت 10 یا 15 روزه شما را به همان روز یا فردا نزدیک میکنند و مثلا تا150 هزار تومان و بیشتر از تو پول می گیرند.

پیچیدگی و حساسیت شرایط طوری است که هر کس  ممکن است به نوعی در یک یا چند نوع از این معاملات وارد شده باشد.هر چند برخی از این معاملات واقعا نفرت آور و کثیف هستند اماقضاوت سختی است که  همه این نوع خرید و فروش ها  را  زشت  و بدبگوییم  و یا ادعا کنیم که  هر کس که آگاهانه و یا ناخود آگاه وارد آن میشود حتما خطا کار است اما هر چه هست به نظرم  در جایی از آن علامت سئوالی دارد.

از قدیم  میگفتند سفره ای که نان حلال درش نیاید برکت نخواهد داشت و... .در اطراف ما خیلی چیزها اتفاق می افتد که آنقدر زیاد شده که فبح اش را از دست داده  اما کمی  که تامل کنیم می بینیم بی تفاوتی به آنها از طرف ما هم بسیار با معنا است.

دارم سعی میکنم  در برخورد و مواجهه با اینگونه معاملات سئوال بر انگیز  هوشیار تر  شوم و آنها رابیشتر شناسایی کنم و.....