ا

 

این روزها چند اتفاق  دور و برم افتاده است که احساس خوبی به من میدهد.

سه روز پیش بود که  زنی از فامیل که هفتاد و پنج ساله و خود بیمار سرطانی است  تلفن  زد که کاری با من دارد .وقتی سراغش رفتم دست کرد و....؟ میلیون ریال به من داد .گفتم برای چیست؟گفت سن و سالم بالاست و نمیتوانم خودم ببرم .تو ببر و بده مددکاری بیمارستان امیدتا برای بیماران نیازمند هزینه دارویی شود.(بیمارستان سید الشهدا و یا امید  در اصفهان محل مراجعه بیماران سرطانی و نیز سایر بیماری های خونی مثل تالاسمی است.)

 رفتم و پول را دادم و با اینکه من اهدا کننده نبودم و فقط واسطه کار خیری بودم کلی شاد شدم.مخصوصا به شعورش و بزرگی روحش آفرین گفتم وقتی که ازم حواسته بودنه نامش و نه مبلغ را برای کسی فاش نکنم . 

امروز هم از پیر زن دیگری شنیدم که دیروز رفته و نذریش را داده به جایی در این نزدیکی که محل ترک اعتیاد معتادان است.قرار بود خورشت و برنجی تهیه کند و بین اهالی تقسیم کند و بعد متوجه شده دیگر توانش را ندارد و در ضمن دور و بری هایش وضعشان آنچنان بد نیست که محتاج این نذری باشد و نهایت تصمیم گرفته مواد خام را تحویل آسایشگاه معتادان دهد تا بپزند و حوراکی شود برای این جوانان در حال ترک و ...

و آنقدر جوانان فوق خوشحال شدند که مرتب تا بیرون آمدنش از مرکز دعایش کرده بودند.

بعضی ها فکر میکنندصدقه فقط انداختن پولی در صندوق به هنگام سفر است و لی خیلی چیزها می تواند صدقه باشد ....

گاهی توجه به افراد دور و برمان و محبت به آنها و زمانی نگاهی به پیرها و از کارافتاده ها صدقه زییایی است.

توجه به سالمندان چه پولدار و یا فقیر که  از پا می افتندو هیچکس سراغشان را نمی گیرد وهمه چیز از نظرشان ظاهرا عوض میشه .همآنهایی که ایینه با آنها بد شده !وغذا دیگه مزه سابق را برایشان ندارد! کسانی که دست ها دیگه توان هیچکاری را ندارد  و ......همه اینها دلیلی  برای ناله کردن و گلایه و   بهانه ای برای تقاضای بودن با یکی می شود تا کمی با اونها حرف بزنه.در این موفع یک لبخند ما و یا یک نشستن کنار آنها و یک شنیدن خاطره از اونها و دلشان را شاد کردن خودش صدقه است.


 هر گونه کمک شایسته به دانش آموز و یا دانشجوی ناداری برای ادامه تحصیل و دست گرفتن نابینایی برای گذر از معبر و خیابانی و یا حتی یک نگاه معمولی و نه غیر عادی به یک معلول و قشنگ تر از همه یک رفتار صادقانه و زلال با همه اونهایی که نیازمند محبت هستند وحتی یک حرف آشتی جویانه بین دو نفر که آنها را به هم نزدیکتر کندو بهتر از همه یاد دادن چیزی که میدانی به آن کس که نمیداند و علمی بیاموزی و  ... همه اینهاو صدها کار دیگر  یعنی " صدقه "و کاش صدقه را  در بعد مالی اش زمانی بدهیم که گاه خودمان هم کم داریم و حتی آنها که همساز تو نیستند و..

اما همه اینها زمانی صدقه است و  ادای تکلیف فردی و  اجتماعی محسوب میشود که با نگاه  فقیر و عنی نباشد و نیاز را بسنجد  و همراه باشد با زلالی و یکرنگی و  صدق .اگر غیر این باشد  هدفی است  برای خودنمایی و ارضای خودپرستی که  نه برای  گیرنده آن و نه برای دهنده صدقه هیچ ارزشی نخواهد داشت و .....

 نیازمند دلسوزی  و "صدقه" محبت  شما به خودم می باشم.