دو روزی را رفتیم به دامان طبیعت .جایی آرام وخنک.تالاب چغاخور."

 ویکی پدیا "در باره اش گفته :"چغاخور تالابی در شهرستان بروجن در استان چهارمحال بختیاری است.به گفته امینی (۱۳۸۱)، تالاب بین‌المللی و زیبای چغاخور با مساحتی حدود ۲۳۰۰ هکتار در دامنه ارتفاعات برآفتاب و کلار (۳۸۳۰ متر) در نزدیکی شهر بلداجی واقع گردیده‌است. این تالاب در مسیر جاده شهرکرد-خوزستان قرار گرفته و از شهر کرد ۶۵ کیلومتر فاصله دارد. فضای وسیع، هوای مطبوع، چشم‌اندازهای زیبا و وجود انواع پرندگان مهاجر و بومی همراه آداب و رسوم اصیل بختیاری‌ها"

 هوا راست میرفت توی ریه هاونیازی به کشیدنش نبودو نفس فقط استراحت میکرد و...

هوای آلوده شهر وبدتر  از آن ذهن  بیمار و ترشیده و بوی تعفن آشغال های فکری که مرتب تلنبار می شود و وجود را تیره و کدر میکند نیاز به پالایش دارد.

جسم بیماراز جنس من  و روان کج مدار را اگر بی خیال شویم و مرتب آبی بر سر و رویشان نپاشیم زود پژمرده میشود و بوی گندش همه جا را خواهد گرفت.

افکار ما نیاز به" اتاق فکری" دارد تا هر از چندی  خلوت کند و با خود گپی بزند و حالی کند.اتاق فکر تنها این نیست که با عده ای از عقلا بنشینیم و از تجربه و فهم آنها بهره گیریم  بلکه ما نیاز به تفکر و گاهی کمی " سکوت" برای فهم حرف های ناشنیده "خود"مان  داریم وشاید نگاهی دوباره به" خلقت" و.....

همه اینها را که گفتم یعنی باید هر از مدتی که فرصتی پیش می آید و اگر نبود حتما باید فرصتی جور کرد تا" بازگشت به خود"ی  داشته باشیم . به سر و کول  طبیعت برویم تا در اتاق فکری که در دل زیبایی ها و عظمت آن  بر پا میکنیم  با خودمان کمی قیل و قال کنیم  و آخر سر هم آشغال های ذهنیمان  را "جمعبندی "نموده ,آنها را توی کیسه هایی از نوع " باطل شد"  بریزیم . و.... آنگاه  سبکتر و سبکبال طرحی نو در اندازیم ,و  دوباره راه بیفتیم. 

این هم عکسی از تالاب و اطراف آن که از یک تپه در نزدیکی آن  خودم گرفتم  و زیاد حرفه ای نیست.