میریم دکتر اصلا کاری به اون بالای برگه نسخه که اسم و مشخصات نوشته ندارد. مثل که براشون مهم نیست این کیه که میخواد راجع به جانش تصمیم گیری کند .در بعضی جاها که کمی پیشرفته هستند این قسمت مهم را می دهند  منشی محترم و یا پرستارشون پر کند.

می خواهیم  امتحان بدیم  یا جایی استخدام بشیم ازما  می پرسند راجع به رزومه و پروفایل ات بگو".گیج و ویج میشیویم و گاهی هم عصبانی از این درخواست که "اینا دیگه کی هستند؟"میخوان فامیلهای خودشون را سر کار بیارن بهانه رزومه میگیرند.آخه کی توی این سن و سال رزومه و سی وی داره که من داشته باشم؟" و...من همینم که می بینی ...

میاییم اینترنت و  می خواهیم ببینیم این فردی که این همه مطالب خوب گفته چکاره  و از چه قماش و دسته ای است.تحصیل کرده است و یا بیسواد ؟   چه شغلی دارد و اینکه  در چه زمینه ای میشود با وی ارتباط برقرار کرد واصلا سن و سالش در چه حدود است ....که هر سنی حرمت خاص خود را دارد و نوع ارتباط متفاوت . نهایت اینکه قسمت پروفایلش" غیر فعال" است  و یا آنجا که باید" در باره خودش" بیشتر بگوید مشاهده میکنی  یاشعر گونه و عارف منشانه  و پر از تعارف و افتادگی چیزهایی را سر هم کرده است  و جملاتی این چنین :" ذره ای در عالم بی انتها " و یا "کوچک شما " و یا "اصلا من کی باشم که از خودم بگویم" و مانند اینها .

 و این جا یک  دو گانگی را متوجه میشوی که نشان از آن می دهد که دعوای بین   " مدرنیته " و "سنت " هنوز سخت به ما چسبیده و رهایمان نمیکند.

از یک سوی شرایط مدرن که با آمدن اینترنت و شبکه جهانی میخواهد دنیا را   هر چه بیشتر کوچکتر و جمع و جور تر  کند  آنقدرکه مردم جهان از لاک شان بیایند بیرون و با هم آشنا شوند و سر از جیک و پیک هم در بیاورند و البته که مشتری ها زود تر و بهتر با هم آشنا شوند . آنچنان همه چیز شفاف سازی شود که مانند یک روستا و روستایی که حتی دعوای زن و شوهرها  و میزان و نوع ارث  فلان و بهمان و یا زمان زایمان دختر مشهدی محمد و یا موقع و دفعات مل شدن و  شیردهی  گاو حاج  حسن و...هم از نظر دور نماند چیزی که  به اصطلاح "دهکده جهانی" خوانند.دهکده کوچکی که از هر جای آن  با یک" آهای محمد" و آهای ...." به راحتی همدیگر را صدا کنند و با هم دادو ستد عاطفی و خانوادگی و تجاری و ...کنند .

از سوی دیگر آدم هایی چون ما  هر گز گذار دوران جدید را درست و طبیعی  طی نکردیم بلکه حدود صد و صد و پنحاه سال پیش و با هجوم سوداگران استعماری و  نفتی و از جنب  منافع غرب  بصورت" سزارینی و میانبر"  این چیزها ی جدید  یعنی صنعتی شدن و مدرنیته به ما تحمیل شد.هر چند دیر یا زود ما با این تحول جهانی همسو می شدیم اما این نوع رسیدن کنترل شده از سوی آنها برای ما زیانهای بسیاری داشته است.در این جابجایی زورکی ما نیز  ناچارا و برای گذران بهتر زندگی با آنها آشنا گشتیم  و دارای تکنولوژی روز شدیم وکارمند و معلم و مهندس و دکتر و کم کم .. " چت باز" و" وبلاگ نویس" شدیم. این میشود که  استفاده درست از این" دهاتی بودن اینترنتی"  و یا حتی از نگاه سوداگرایانه نقش مشتری بودن و مشتری شدن برای خیلی از ما  به درستی جا نیفتاده است   

تعازضی آشکار بین حرفهای قلمبه و سنگین روز دنیا از یکطرف  و افکار قدیم بجای مانده از دیروز نزدیک از سوی دیگر در گوشه گوشه رفتارها و گفتارمان خانه گرفته است.  هنوز خاک روستاهای قدیم از تنمان تکانده نشده  و نقش شلاق پدران و سلطه دوران ملوک الطوایفی و پناه بردن به "خاک پا شدن "و "صوفی مسلکی" وشعار  "افتادگی آموز اگر طالب فیضی "    رهایمان نکرده و در تمامی صحنه های زندگی مان اثر گذار می باشد ...نتیجه اینکه:

  اغلب  رفتارمان عجیب و گاه حتی چنان به دور از زندگی واقعی است که افسرده  و دلسردمان میکنند و از خودمان خجالت میکشیم که: ما واقعا چگونه افرادی هستیم که با اینهمه نقش های متضاد  داریم زندگی میکنیم.نمونه چنین تعارضهایی همین رفتارها و کارهایی است  که هر کدام به شکلی عجیب و پنهانی و با رمز و رموز و پیچیده و مسلما  مخالف اهداف این یافته جدید بشری  و آموزش های آن  وارد این دنیای عجیب میشویم . و...

   همین است  که مثلا نه تحصیل کرده ما یک "رزومه" و "یا سی وی "درست حسابی دارد  که بتواند در دنیای رقابتی و شایسته سالاری آینده خود را به عنوان یک کاندید خوب برای شغل و تخصص مربوط معرفی کند و نه  پزشک ما  فلسفه اصلی اون مشخصات بالای نسخه را که اساس ایجاد ارتباط بین بیمار و خودش است را  میداند .نه  آن دهاتی صاحب سنگبری معروف که یکباره میلیاردر شده و چهارتادستگاه ماهواره در خانه دارد میداند چگونه از آنها در جهت توسعه ارتباطات خود و خانواده با دنیای نو بهره گیرد و.نه...... تا می رسد به  من که وبلاگ می نویسم  که نمی فهمم پروفایل  اصلا برای چیست و چرا باید در باره خودم و سایت ام بنویسم و شفاف تر با اطرافیانم گفتگو کنم .

مابرای  این کارهای نکرده و به ظاهر  جزیی  دلایل بسیار و در موارد استثنایی  هم شاید بشود گفت   منطقی قوی داریم  اما هر چه هست باز بر میگردد به جامعه ای که در تعارض است و همین هاست که در رسیدن به یک جامعه پویا و توسعه یافته باز هم  فاصله می اندازد.

یکی مانند من شاید توانایی کارهای بزرگ  را نداشته باشم اما معتقدم باید از خودمان و از همین کارهای ساده و کوچک  شروع کنیم و نوشتن در باره خود و تکمیل پروفایل هایی فردی و جمعی و مستند سازی از خود و ثبت داشته ها و قابلیت های فردی و خانوادگی و اجتماعی را جدی بگیریم . انجام  و تکمیل  رزومه ها و پروفایل های شخصی و شغلی و تشویق فرزندان و اطرافیان به این کار باعث  خود اتکایی و ارزش دادن به همه توانایی ها و زیبایی هایی می شود   که در وجودمان سراغ داریم .ثبت وبژگی ها و افتخار کردن به اینگونه ارزشها و یاد آوری خاطره ها برای یکدیگر وانتقال تجربه ها  که معمولا هم کم نیستند موجبات تشویق یکدیگر به کار و هنر ورشد و توسعه در عرصه زندگی پر تلاطم جدید گشته و نهایت شادی ها را غنی تر خواهد ساخت وشاید  از بار غم های بیهوده و بی ارزشی کاذب  هم تا حدود زیادی بکاهد...