اغلب سئوال میشود که:" چرا اینهمه  به "دوست داشتن" و" عشق ورزی" و "خودخواه بودن "فرد نسبت به خودش تاکید می شود اما جامعه این موضوع را غلط میداند و حتی " خودخواهی " را کلامی بد و توهین آمیز  تلقی میکند؟ و یا مگر رفع جوع و گرسنگی و نیز روابط زناشویی  و یا تجلیل از زیبایی و قشنگی ها "نیاز" و از اصول انسانی  نیستند چه اشکالی دارد در اینجا و آنجا و یا هر جا  که جور شد به این مقولات وارد شویم و...سئوالات از این دست بسیارند.پاسخ رادقیقا می توان در رابطه با  مفهوم" حزیم " جستجو کرد ..

 درست است که  در حیطه امور  فردی " دوست داشتن خود" و "حب ذات" و یا "حب شکم و سیر کردن آن"  یا" رفع  امور جنسی" و ..از نیازهای اصلی زندگی است  اما بیان این  اصول فقط در حریم خود قابل فهم است و اگر پرده دری کنیم و همین ها را که خیلی هم مقدس هستند در جایگاه غیر خودش بصورت باز و در اجتماع مطرح کنیم حداقل در جامعه ما به ارزشی نا مقدس و  زشت تبدیل شان می کنیم. .

 اگر "حریم بین زن و مرد" و یا "پدر و فرزند" و یا "معلم و شاگرد" و پزشک و بیمار "و... رعایت نشود مانند همان خواهد بود که شب به محدوده  روز و یا روز به حریم  شب تجاوز کنند که با اینکه هر دو از یک جنس هستند  می بینیم در طول بیست و چهار ساعت  حداقل دو ارزش متضاد را در ذهن ما می سازند .

به عبارت دیگر  اگر نمونه روز و شب بخاطر  عیان بودن و قابل لمس بودن شان  را بخواهیم به عرصه  مسایل اجتماعی بیاوریم باید گفت :همین قاطی کردن و جابجا شدن " حریم"ها ست که رابطه  بین افراد  و اشیا و معانی مختلف خوب و بد و زشت و زیبا و...را می سازد.چیزی ممکن است در جایی که حریم فردی است ارزش باشد اما همین موضوع در جایگاه و حریم  اجتماعی ضد ارزش است و یا بر عکس. 

با چند مثال شاید بتوانم منظورم را روشن تر کنم:من مجاز نیستم که چون "حب ذات" تکلیف فردی من است  و جزیی از حریم "فردی "ام تلقی میشود در همه جا ودر" حریم اجتماعی "نیز آنرا پاز کنم و در بیان و صحبت با دوست و خواهر و برادر و دانش آموز و... هر چند واقعیتی پشت آن باشد مثلا بگویم "اینکار رابرای تو  کردم چون خودم را خیلی دوست دارم" این نوع گفتار یعنی تعرض به حریم مفاهیم اجتماعی  و مردم به من بدجوری برخورد میکنند وبا لحن زشتی به من  خواهند گفت که "  چقدر خود شیفته و خودخواه!!!".

یا اگر خوراک خوش بو و خوشمزه ای جلویم گذاشتند با این استدلال که  "رفع گرسنگی و حب شکم "یک اصل انسانی  است و برای بقای فرد مفیداست پس به آن حمله ور شوم. اگر من  نا درست بفهمم و   رعایت نکنم  و در میان جمع خارج از قاعده دست ببرم و "خوراک را بردارم که  بخورم" به من خواهند گفت "شکمو و شکم پرست!"  .

بسیاری از اختلاف های  بین "فرزندان و والدین" و" همسران با هم وقهر و ناراحتی ها ,طلاق و جدایی ها و چالش ها و تعارضهای فی مابین افراد از عدم رعایت و  درک همین مفهوم ساده بروز میکند.

مثال های بیشتری میتوان زد : پدر و مادری که( فرق نمیکند در مقابل هم جنسش باشد و یا نباشد ) بی محابا لباسی را که در حریم فردی زیبا  و جذاب است در حریم خانواده وفامیل و جمع فرزندان و یا دوستان استفاده میکنند ویا  آنهایی که با لباسی چرک و کثیف و نامرتب و نامناسب در جمع و یا جلسه و یامراسمی  حضور میابند و رعایت حریم و حرمت دیگران  و آن مراسم را نمی کننداغلب از نظر جامعه به عنوان فردی " ولنگار و بی بندوبار" محسوب شده و   اینها و سایر موارد مشابه  ناشی از  نادیده گرفتن همین اصل است.

  شایع ترین آسیب ها ی حاصله  از این دست شاید زن و شوهرانی هستند که حرفها و بگو ومگوهای  بین خود را به حریم  فامیل و خواهر و برادر و فرزندان و یا دوستان و گاه به خیابان و کوچه و اشاره به این و آن  تسری وتنزل میدهند.

فرزندانی که صحبتها و آداب و شوخی و کارهای خاص دوره نوجوانی ومحفل های جوانی را و یا کارمند و کارگری که جوک ها و صحبتهای مردانه و زنانه محیط کار و نشست های مخصوص خود را بین  حریم خانه و برعکس  ردو بدل میکنند و حتی متاسفانه آداب نشست و برخاست در خانه و محل کار را با هم قاطی میکنند و ده ها مثال دیگر:" یعنی عدم  درک حریم  و جابجا فهمیدن و قاطی کردن حریم ها".

عدم درک حریم همیشه به شکل های فوق نیست.گاهی هم ما به اصطلاح از آنطرف می افتیم..آنجا که باید موضوعی را که مشکل ساز شده با مشاور و یا والدین و یا دوستان مجرب و دنیا دیده مطرح کنیم و راهکار بیابیم  متاسفانه به بهانه حفظ حریم پنهان کنیم و ساکت بشینیم.  یا  وقتیکه برای خود و خانواده حقوقی داریم که جزیی از حقوق اجتماعی و انسانی ما محسوب میشود را به بهانه "خوب نیست دیگران بدانند" و "امنیت فلان و فلان را بخطر می اندازد "با شمشیر  حفظ حریم  دیگران و فلان و فلان مطرح نکنیم یا از ترس بیان و عیان کردن آن حق خود و دیگران را  پنهان و پایمال  و گاهی هم فاجعه بوجود آوریم و.....

مبحث" حریم "در مقوله" ارتباطات" و" هوش اجتماعی" و از منظر" حقوق خصوصی و عمومی" و... عرصه های مختلف و جای بحث زیاد دارید که من خواستم  فقط یک جنبه از آن که جنبه  مفهومی دارد را به چالش بکشم.در موارد دیگر میتوان به "حریم فیزیکی" و" جایگاه" افراد و "قلمرو "و...نیز اشاره کرد که صحبت را از این هم طولانی تر خواهد نمودو ..به مبحث حریم باز هم خواهیم پرداخت اگر عمری باشد....