هفته گذشته جدای از برنامه هایی که در نوشته قبلی بمناسبت هفته سلامت مطرح شد  مراسم خوبی هم برای همکاران قدیمی و پیشکسوت برگزار کردیم.چند سالی است که بعضی ادارات و سازمانها بمناسبت هایی باز نشستگان خود را جمع میکنند و از اونها تقدیر بعمل میاورند.

البته خیلی از ادارات هم فقط بهنگام برکناری و یا بازنشستگی  مراسمی میگیرند و هدیه ای می دهند و ... مثل اینکه خوشحالی خود را از رفتن یک کارمند یا خالی شدن یک پست یا  سمت سازمانی و امیدواری استخدام یک نفر دیگر و چه بسا فامیل و بستگان مدیر و رییس را جشن میگیرند.اینگونه ادارات  تا زمانی که کارمند و کارگرشان کار میکند ازنیرویشان بهره میگیرند و بعد از بازنشستگی و پایان جلسه  که تودیع میخوانند ( یا همین وداع کردن ؟) دیگر کاری به او ندارند.

عده ای  از این مدیران حتی این کار را هم نمیکنند و اگر خیلی خودشان را خوش فکر بدانند "تقدیر نامه " و لوح سپاسی را از کتابفروشی محل خریده و جای خالی اش را با کمک معا ون و یک بیسواد تر از خودش نوشته و آنرا به پیک موتوری و یااداره  پست می دهند تا در خانه بازنشسته بیندازد که به او بگویند"متشکریم!!!!"

  اندوهی که من از این بابت میکشم قابل گفتن نیست.نه برای خودم  است بلکه برای آنچیزی است  که در اطرافم می بینم.

عمده ترین مشکلات بازنشستگی نه فقط درد های جسمی و مشکلات مخارج سنگین وکمتر از  نصف شدن حقوق و دردهای افسردگی ناشی از بیکاری فرزندان و تنهایی و جدایی و  و سر در گمی و ....است بلکه  رنجی  است  سنگین که بر دل  می افتد از  احساس بی هویت شدن , درد بی درمان  از بی حرمتی و بی ارزشی و....

کارکنان چنین اداراتی احساس مغبون شدن میکنند و فکر میکنند در این معامله  که عمرشان را در ازای تامین زندگی و آینده شان به چالش کشیدند ساده لوحی کرده اندو اینکه چرا زودتر  از این متوجه طبع نمک نشناس این کارفرمای بی چشم و رو نشدند خود را مرتب شماتت میکنند.با خود میگوید :"سالها در این اداره و سازمان زحمت کشیدم و حالا که چند ماه و چند سالی از بازنشستگی ام گذشته . تنم خسته و جسمم  و روحم در طلب هوایی تازه است و نیاز به دستی برای فشردت و....چرا هیچکدام از اون مدیران و کارمندان عالی مقامش نه تنها  در صدد نیستند  مشکلی را برایم حل کنند بلکه حتی احوالی هم ازمن نمیگیرند؟!!!.

اما در مقابل این ادارات چموش و بی عاطفه و یا حداقل بگوییم بیسواد ,سازمانها و اداراتی هستند که خوشبختانه برای حفظ منافع شان هم که شده نگاهشان طور دیگری است  .اینها بر خلاف سازمانهای عقب مانده که "بازنشستگی را جدایی کارمند از سازمان تلفی میکنند "با یاد گیری تجربه از همه شرکت ها ی پیشرو در دنیا"بازنشستگی را یکی از چرحه های تکمیلی  "سیستم منابع انسانی" میدانند . بر این اعتقاد با جدا شدن کارکنانشان از سازمان آنها را رها نمیکنند . در این گونه شرکت ها استفاده از تجربیات و ارزش گذاری مالی و معنوی از دانش و مهارتهای عظیم این عزیزان که  میلیونها تومان و دلار برای تربیت شان هزینه شده است را محاسبه نموده  و می سپید و چین و چروک صورت و  سیمای شکسته بزرگان خود گنجینه ای از ثروت و سرمایه می دانند و آنرا  ارج میگذارند واز همین روی  برای حفظ سازمان و بهره گیری مناسب بصورت مشاوره و تقویت جامعه و واحد  خود مرتب از آنها مشاوره  میگیرند.

همین ارزش دانش و تجربه انسانی است که امروزه در تمام دنیا پست های حساس و کلیدی سیاسی و اقتصادی و حتی ادبی و هنری و فرهنگی را با استفاده ازشرط  محدودیت سنی" مثلا 60 سال به بالا بودن " انتخاب میکنند.

یکی از آرزوهای من هم  در بحث بازنشستگان و سالمندان توجه عملی و به دور از شعار زدگی به این عزیزان است.در همین راستا بود که ابتدا از خودم شروع کردم و توانم و تجربه ام را که خدمات مددکاری بود  در طی چند سالی که بازنشسته شدم  به این عزیزان متمرکز نمودم

تشکیل کلاس های مشاوره و آموزش بازنشستگی" قبل از چدایی "آنها از سازمان که از سال 87 تاکنون ادامه دارد.برگزاری  دوره های آموزشی و مشاوره "بعد از بازنشستگی" که با همکاری کانون ها و دفاتر صندوق ها حداقل سه دوره آن را انجام داده ام. پیگیری تحقق و اجرای  طب سالمندان به معنای واقعی و تیمی  در اداره  خودمان که متشکل از پزشک و مددکار و فیزیو تراپ و روانشناس  و...باشدو.نوشتن مقاله و ترویج فرهنگ "سالمند دوستی" و    "نگاهی نو به بازنشستگی "و توجه به مدیریت دانش در نشریات  مجلات و مصاحبه ها.تشکیل گروهی از همکاران علاقمند برای عیادت و سرگشی به بازنشسته های بیمار و مشکل دار و...

و آنچه اخیراو خوشیحتانه در کنار اینها صورت گرفته  و من هم در آن نقشی داشته ام  مراسم تکریم  و تجلیل از پسشکسوتان و بازنشستگان در هر سال  و هر دوره  در شرکت وامسال در اداره  خودم می باشد.

دیداری که همه بازنشستگان  و پیشکسوتان از ابتدای تشکیل اداره یا شرکت یا واحد  با احترام دعوت میشوند و در یک روز خاص قدیمی ها و جدیدی ها علاوه بر زنده کردن دیدارها به گفتن خاطر ه ها و تجربه ها  برای یکدیگر می پردازند.انجام چنین کارهایی بدون همکاری تیمی و  دوستی و حسن ظن بین کارکنان و مدیریت مسلما مشکلتر خواهد بود که خوشبختانه در اداره ما چنین مشکلی نبده و نیست.

توصیف و زیبایی چنین همایش هایی  واقعا مشکل است.

اینجا عاطفه حاکم میشود و اشک ها و لبخندها سرود خوان محفلی میشوند که فقط باید دید .شرکت کننده هاهمراه با همسر  حدود 150 نفر بودند و امکان نشان دادن حتی گوشه ای از همه  این مراسم غیر ممکن .ولی   برای دیدن بعضی از عکس های آن  میتوان به آدرس زیر با عنوان گزارش تصویری مراسم تجلیل از بازنشستگان و پیشکسوتان..." مراجعه کنید

http://esf.piho.ir/Global/Fa/default.aspx

 عکس بالا من نفر دوم سمت چپ  و  عکس پایین نفر وسط  و بالای سر!همسرم(مثل همیشه)  که او هم بازنشسته است همراه با مسئولین  اداره و چند تن از  همکاران  و دوستان خوب بازنشسته و شاغل.