مدتی بود که جایی نرفته بودیم.این ایام هم خوشبختانه گوش شیطون کر فعلا بیماری هنوز خاموش است  و تا بخواد دوباره دق الباب کند بهترین فرصت برای یک سفر خارج و چه بهتر که هم نزدیک باشد وهم  ساحل و دریا و کوهستان داشته باشد .هم پسرمان را خواهیم دید و هم من باجناق ها را تجدید عهدی که حداقل دوری و دوستی چنان طولانی نشود که فراموش کنیم هنوز باجناق هستیم وفرصتی تا کمی سر به سر هم بگذاریم و مثل همیشه از بودن با هم لذت ببریم. 

خانم هم کلی اخبار داغ داشت که باید به خواهر ها منتقل کند که هر چه کرد با ساعت ها تلفن زدن ها و چت کردن ها نشد. از جمله اخبار مربوط به آخرین  عقد وعروسی های فامیل  و تشریح و توضیح آرایش  و لباس حاضرین و دختران و زنان مجلس و رابطه داماد و عروس و وضع غذا و پذیرایی و....که حتما جلسات و دیدار طولانی تری طلب میکرد .

  برای همین قرار گذاشتیم که باجناقها و خواهر خانمها و بچه ها  و پسرم هم که در خارح از کشور هستند همگی آنجا بیاییم و بعلاوه  سیر و سیاحت هم  کنیم و دیدارواستراحتی و ....

ترکیه تنها کشوری است که هم نزدیک به ما ست و هم ویزا نمیخواهد.هزینه اش هم با احتساب سوبسیدی که از اختلاف نرخ دلار آزاد و دولتی به ما دادند خیلی کمتر از یک سفر داخلی میشد.البته وقتی 800 دلار دولتی برای هر دو نفرمان  را محاسبه کردم دیدم  نزدیک به  600 هزار تومان در واقع سود دارد (دلار آزاد نزدیک 1900 تومان و دولتی 1270 تقریبا)و اینجا بود که  متوجه شدم اونهایی که سالهای قبل و با دلار یک هزار و یک هزار پانصد تومانی  سفر خارجی رفته اند نه تنها هزینه ای پرداخت نکرده اند  بلکه اگر با تور ویژه هم رفته باشند که معمولا  ارزونتر است سودی هم به جیب زده اند که نوش جونشان...

 اما چرا ترکیه که  برای کشورهای اروپایی ممکن است ویزا بخواهد از ما نمیخواهد  و این گویا بخاطر قراردادی است که در زمان آتاتورک و رضا شاه بسته شده  که نا صد سال شهروندان دو کشور بتوانند آزادانه رفت و آمد کند و این هم یکی دو سال دیگر تمام میشود و اینجا هم احتمالا  ویزایی میشود.

 اما از سفرمان بگوییم:..نهایت جمعه شب 23 تیر  بود که در فرودگاه امام خمینی حاضر شدیم برای پرواز ساعت 5:15  و مستقیم تهران به ازمیر.

با هواپیمایی ترکیش ایر و حدود 3 ساعت و ربع در هوا که با احتساب یک و نیم ساعت اختلاف بین ما و ترکیه تقریبا ساعت 7 و نیم صبح  بود که به فرودگاه  ازمیر رسیدیم.در واقع بایستی تمام طول کشور ترکیه را به سمت غرب طی میکردیم.

از" ازمیر" تا "کوش آداسی "را هم با راهنمایی لیدر های تور که در فرودگاه به استقبال آمدند  سوار بر اتوبوس های آماده در حدود یک ساعته آمدیم.تقریبا مسیری مثل جاده های شمال .سر سبز و پیچ در پیچ و ...

بعد ازاقامت  در هتل حریص بودیم که زودتر از داشته ها استفاده کنیم تا هزینه  ها را دلمان نسوزد.پس تند و تیز  رفتیم کنار" دریا ی اژه" و قدم زدن و دیدن مناظر زیبای آن .

کوش آداسی را شهر پرنده ها ترجمه کرده اند ولی من پرنده کم دیدم مگر صدای یک نوع که مرتب در میان درختان میخواند و بنظر چیزی مثل جیر جیرک خودمان بود و لی هر چه بود ترکی ! میخواند  و ما اصلا متوجه نمیشدیم که چه میگوید!

 این شهر به لحاظ تاریخی سابقه طولانی دارد اما  در قامت تازه اش و به عنوان یک شهر توریستی همین بس که  بدانیم  شهری تازه کار است.گفته اند :"بعد از جنگ جهانی اول که مورد حمله یونان بود جزیی از کشور ترکیه شده است.

توصیف زیبایی های  آن نوشته جداگانه ای را می طلبد اما خلاصه وار چند نکته را بگویم بد نیست:

شهری است که  به هر شکل فقط پول در میاورد و به جیب خزانه دولت ترکیه می ریزد.شاید و حتما ما خیلی بهترش را هم  در کشورمان داریم اما برای ما  اغلب فقط هزینه ساز شده و برای اونها درآمد زا.

غربی هاآنرا  بیشتر برای  گرفتن آفتاب و استفاده از آب دریای آن دوست دارند.آبی شور و تلخ ولی بسیار آرامش دهنده .البته در گوشه و کنار شهر و اطراف و درون هتل ها  پر است از استخرهای جور واجور و ماساژ و حمام ترکی و.. این عکس زیر که من از بالکن اتاقمان در هتل انداختم یکی از اونهاست که متعلق به همین هتل بود.

برای شرقی ها چه جاذبه ای دارد؟ خب فرق میکند .یکی مثل من که همون ابتدا گفتم برای چی.ولی خیلی ها با توجه به ارزانی و نزدیکی به ایران آنجا را انتخاب میکنند  و تجربه ای هر چند کوتاه از بی خیال بودنو  از قیل و قال ها و بگو و مگو ها دور شدن .

البته زنها و مردها هر دو یک هدف ندارند.بعضی زنها  هم انگیزه های مضاعقی هم دارند و از جمله نداشتن مشکل روسری و یا پحتن عذا و جارو و شست و شوی و ...هر چند برای یک هفته باشد. 

اینجا برای خرید مناسب نیست و اغلب و مخصوصا خانمها بیشتر" ویندو شاپینگ" میکنند یعنی فقط به عنوان سرگرمی و نگاه کردن از پشت ویترین و چانه زدن  با فروشنده و آخرش نحریدن به بازارش می روند.ا

البته در نزدیکی این شهر جایی است برای خرید بنام" سوکه "که معمولا لیدر های تور با گرفتن 20 لیر از هر نفر شما را با مینی بوس  یا اتوبوس به آنجا می برند که میگویند تمام شرکتهای نساجی بزرگ و مارک های معروف در آنجا شعبه دارند و....ولی بنظرم  اونجا هم از تقلب و فالب کردن احناس به دور نیستند.اما در هر حال اگر قصد خرید باشدشاید  همین بازار سوکه و" مارکت "ی که در  چهارشنبه باز میشود  و در هنگام بر گشت مراکز فروش شهر ازمیر  مناسب تر است.

شهری است که در بهار و تابستان بسیار گرم و آفتابش سوزنده است ولی میگویند مانند تمام نقاط مدیترانه ای زمستانش هم بسیار سرد است و..

قیمت اجاره یک  آپارتمان  50 و 60 متری را آنجا پرسیدم در حوالی هتلمان که در مرکز بود پیرمردی میگفت با 300 لیر که حدود 310 تا 329 هزار تومان خودمان میشودماهیانه می پردازد.یک آپارتمان مثلا 60 متری را هم در ناحیه نسبتا متوسط میشد با 40 میلیون تومان خودمان خرید و سند هم می دهند (به نقل از لیدر تور)

در مورد اقامت دایم سئوال کردم که میگفتند قانونی در مجلس شان مورد بحث است تا به ایرانیان هم مثلا بعد از 5 سال از زمان خرید ملک اقامت دایم بدهند ولی در صورتیکه کسی شرکتی بزند و یا تحصیل کند و یا موارد دیگر بندها و مواد قانونی دیگری دارد که میشود اقدام کرد.اما بطور کلی دانستن زبان نرکی در استفاده بهتر از امکانات این کشور خیلی مهم است

 

این هم گوشه  دیگر و  رو به دریا که از بالا و از بالکن هتل انداختم .

 خلاصه اینکه از جنبه های مختلف میشود به این سفر پرداخت اما بطور کلی گشت خوبی بود و جای همه دوستان خالی بود .در این چند روز و در مسیر  که با این و اون آشنا شدم  درسهای فراوانی  فرا گرفتم که اگر فرصتی شد روزی به آنها خواهم پرداخت.