این بحث به علت مسافرتم به جنوب با کمی وقفه دنبال میشود...

 

نکات ظریف اما مهمی در انتخاب شریک زندگی مورد تاکید قرار گرفته که در

 اینجا  برای استفاده بیشتر جوانان  و آنها که قصد ازدواج دارند چند مورد آنرا

باز گو خواهیم کرد .

هر گز همسرت را بخاطر ترحم و یا کمک کردن به او و یا جنبه استاد و

 معلمی و یا قدرتش و حتی توانایی خارق العاده اش در فلان هنر و یا ...

 و بطور کلی هر عاملی که بدون در نظر گرفتن  تساوی  و ارتباط دو طرفه

 است بعنوان همسر انتخاب نکن.

همچنین  اساس ازدواج بر مبنای اصولی است که حتما نیاز به استفاده از

مشاوره و راهنمایی و مواردی است که مانند هر انتخابی باید در نظر گرفت.

همانطور که برای خرید هر چیز و برای نمونه از ساده ترین که یک  جفت

کفش است اینکار را میکنیم.در این گونه انتخاب ها و از جمله همین مثال اگر

چه زیبایی ظاهر و خوش اومدن  لازم است اما همه شرایط نیست و  نیاز به

  دانستن جنس و رنگ مناسب و کیفیت و پایداری و ده ها عامل و نهایتا راحتی

 در پای شماست. انتخاب همسر البته که  صدها بار مهمتر است و نیاز به

 مهارت و آگاهی بیشتر و  حوصله و تدبیر کاملتر  در انتخاب بهترین را دارد.

اینجا چون قصد نیست که همه مطالب مربوط به نحوه انتخاب همسر و نامزدی

 و فلان و فلان بحث شود  فقط اشاره ای به  این موضوع میشود.

در ابتدا تاکید کنم که در هیچ حوزه اجتماعی واقعا نمیتوانیم فرمول ثابت و لا

 یتغیری به آن صورت که در سایر علوم انتزاعی و محض مانند ریاضیات و یا

 فیزیک قایلیم پیدا کنیم.اما اگر  نمیتوانیم صد در صد و بطور یقین در این باب

نظر دهیم ولی در عین حال مانع از این نمیشود که از علوم ریاضی و قوانین

 خوب آن در عرصه اجتماعی و فردی استفاده کنیم.

در اینگونه موارد ما  بیشتر بر اساس قاعده ها و تجربیات حاصله ونه موارد

استثنا  در جهت بدست آوردن یک جمعبند کلی و مناسب متوسل به ریاضیات

 و جداول و فرمول  میشویم که میتواند بسیار هم مفید باشد.

با این توضیح فرض را بر این میگذاریم که قصد انتخاب پسر یا دختری بعنوان

 همسر داریم.در اغلب موارد یا با یک نظر عاشق میشویم و بقیه کار را

میگذاریم به قضا و قدر و اینکه:" هندونه است دیگه و کسی داخلش را ندیده"

 و البته خیلی خانواده ها مسئولانه تر برخورد کرده و  به بررسی دقیق تر

می پردازند.

راه های مختلف برای انتخاب همسر  است که در هر جامعه و شهر و طایفه

 ای مختلف است.گروهی با طولانی کردن دوران نامزدی و بعضی ها با تحقیق

 و تفحص فامیلی و عده ای هم بر اساس تجربه خود و یا مشاوره فامیلی و...

اما اینجا میخواهم برای اونها که وقت و زمان و حوصله و باور دیگری

 دارند پیشنهاد ازدواج با روش استفاده از فرمول و جدول را بدهم .

در واقع در اینکار ما همون تجربیات را یکجا و بصورت علمی تر جلوی چشممان

 میگذاریم و بعد از مقایسه به انتخاب بهتر می رسیم.تجربه اش حتی بشکل

 ذهنی هم میتواند جالب باشد.

در این روش مانند هر کار علمی باید ابتدا شاخص ها  و معیارهایی را انتخاب

نماییم.اما چگونه به حداقل معیارها مطمئن شویم؟

برای این کارچند حالت متصور است. یا فرد یا افراد دیگری بعنوان خواستگار

 وجود دارند  که  میتوانیم دو نفر یا چند نفر را با آن مقایسه کنیم و یا  اینکه مورد

 دیگری وجود ندارد و مجبوریم در ذهنمان یک فرض ایدال را  تصور نماییم:

 خودم برای یک انتخاب خوب  10 محور اصلی موثر در زندگی را در نظر میگیرم:

1-زیبایی و شکل ظاهر2-وفاداری 3- صداقت4- وضعیت خانواده و فامیل5- سن

6- تحصیلات7-وضعیت سلامتی جسمی8 سلامت روح9- وضعیت شغلی و

کاری  10- پیشینه و سابقه و نظر دیگران

بخاطر خلاصه گویی من بعضی شاخص ها را در دل بقیه دیده ام.مثلا اعتقادات

 و باور ها ی فردی را  که خیلی هم مهم هستند در وضعیت خانواده  اش محک

 میزنم و یا ...

شما میتوانید بنا بر شرایط خود این محورها  را کمتر یا بیشتر کنید .

حالا برای هر کدام از این محور ها چند شاخص در نظر میگیریم ک بتوانیم توسط

 اونها  قضاوت کنیم.در واقع هدف آنست که ببینیم  هر کدام از این محورها در

 چه حدی از انتظارات و آرزوهای  من هستند؟

برای مثال وقتی محور زیبایی و شکل ظاهر را در نظر میگیریم چند سوال طرح

 میکنم:

بنظرم جوان زیبا و قشنگی است؟

 اگر اشکالی در ظاهر او می بینم آیا این عیب  قابل تحمل است؟

 از نظر خانواده و دوستانی که برایم مهم هستند  این شکل و شمایل مشکلی

 در ارتباط ها ایجاد نمیکند؟

آیا در مجموع این همان قیافه ای است که همیشه دنبالش بودم؟

وسوالاتی از این قبیل.

به همین ترتیب  برای هر یک  از محورهای 9 گانه دیگه   سئوالاتی متناسب

 طرح میکنم.

بعد از طرح سوالات حالا به هر محور "نمره" از یک تا 5 میدهم:

اگر عالی است بهش نمره 5 میدهم

اگر  در حد   خوب است  نمره 4 در نظر می گیرم

  متوسط  و معمولی باشد  نمره 3  را می دهم

 اگرهم  ضعیف است نمره 2 و اگر هم تنفر آور است نمره  یک را منظور میکنم.

در مرحله نمره دهی توصیه میکنم هر کدوم ار ارزش ها را جداگانه در نظر

 بگیریم.مثلا نگوییم چون مرد یا زن تحصیل کرده ای است  و یا چون فلان و

 بهمان است  نمره بهتر یا بد تری را به این قسمت  از خصوصیاتش بدهیم.

هر محور را بطور مسقل و بدون قضاوت در سایر موارد و بسیار عادلانه نمره

 دهیم .

دوم  فرض کنیم  از ما مشورت خواسته اند و داریم برای فرد دیگری  تصمیم

میگیریم و خودمان را برای لحظه ای فراموش کنیم و احساسات مثبت و منفی

 را دخالت ندهیم. (که البته کار سختی است ) 

 حالا یک کار دیگر مانده است و آن" دادن ضریب" است.

این ضریب در انتخاب خیلی مهم است و اگر نباشد ما هر گز نمیتوانیم دو چیز  را

 درست با هم مقایسه کنیم:

ضریب را من از عدد" یک" تا "چهار" در نظر میگیرم:

ضریب یا "میزان اهمیت"  نشان میدهد این عامل برای من چقدر مهم است.مثلا

برای یک نفر ممکن است " زیبایی و ظاهر" خیلی مهم  واساسی باشد و برای

دیگری " درس و مشق و تحصیلات" اهمیت داشته باشد .

 فرض را بر این میگذارم که  برای کسی   محورهای انتخابی دارای ضرایب

زیر باشند:

 زیبایی و ظاهر ضریب 2

وفاداری :ضریب 4

صداقت: ضریب 4

وضعیت خانواده و فامیل :ضریب 3

سن :ضریب2.5

تحصیلات: ضریب 2

سلامت جسمی :ضریب 3

سلامت روحی :ضریب 4

وضعیت شغلی و اقتصادی: ضریب 2

 پیشینه و سابقه :ضریب2.5 باشد

 

 و ....حالا ما جدولی داریم که میتوانیم آنرا" جدول انتخاب همسر "بنامیم: 

در این جدول در ردیف هر محور نمره داده شده را در ضریب تعیین شده ضرب

 کرده و در ستون امتیاز کسب شده قرار می دهیم.به این ترتیب در انتها

جمع  ستون ده عدد را خواهیم داشت. 

 مثلا در  ستون افقی در ردیف" زیبایی  و ظاهر" اگر فرد مورد نظر را نمره 4  از 5 بدهم با توجه به ضریب داده شده من که 2.5 در نظر گرفته ام میشود 10 و به همین ترتیب بقیه نمرات را تکمیل میکنم.

امتیاز کسب شده

ضریب داده شده

 

 

نمره کسب شده

محور های مورد نظر

 

 2.5

 

زیبایی و ظاهر

 

 

 4

 

وفاداری

 

 

 4

 

صداقت

 

 

 3

 

وضعیت خانواده

 

 

 3

 

 

سلامت جسمی

 

 3.5

 

 

سلامت روحی

 

 2

 

 

وضعیت شغلی

 

 

 2

 

تحصیلات

 

 

2.5

 

سن

 

 

2.5

 

پیشینه و سابقه و نظر دیگران

 

 

 

 

جمع امتیازات کسب شده

 

 باز هم تاکید میکنم" انتخاب محورها" و  نحوه" نمره دهی " و "ضرایب" نکات

 کلیدی است که انتخابش دقیقا به اهمیتی بستگی دارد که در هر فرد و

خانواده ممکن است مهم یا بی اهمیت باشد.

مثلا ممکن است کسی برای وضع اقتصادی خیلی اهمیت قایل

 شود پس ضریب 4 را میتواند بدهد و برعکس دیگری ممکن است باور ها و 

 اعتقادات و مذهبی و غیر مذهبی بودن  برایش مهم باشد در اینصورت ضریب 4

 را  برای آن مد نظر قرار میدهد

  برای دیگری ممکن است هر دو مهم است پس هر دو را ضریب 4 می دهد

و ....حالا با این جدول شما میتوانید یک انتخاب بهتر را تمرین کنید؟نمره بدهید و

 با ضریب تعیین شده مقایسه کنید.