در ادامه نوشته قبل باید ببینیم مرز بین دیدن و نگاه کردن کجاست؟ چه موقع باید دید و چه موقع نگاه کرد ؟ آیا نگاه کردن و مشاهده همیشه مفید و لازم است؟

bricks_615.jpg

آنچه در همین ابتدا مجددا باید تاکید شود نسبی بودن و فرمولی نبودن مفاهیم است.ما اگر حرف از فرمول ازدواج یا مرز بندی بین دیدن و نگاه کردن و مواردی از این قبیل می زنیم صرفا بخاطر بهتر فهمیدن  یک مطلب خاص است .ولی خوب میدانیم که در دنیای واقع چیز ثابت و مطلقی به نام "دیدن" و "نگاه کردن" صرف و  یا "روشن و خاموش" و "این یا آن" نداریم بلکه همه بصورت طیف  میباشند.آنچه را که من می بینم با آنچه را که دیگری می بیند و یا حتی خودم در زمان , شرایط  و لحظه دیگر می بینم هر گز یکی نیستند.

یادم میاید موقعی که پسر بزرگم هفت ساله بود و افکار من هم حتما طور دیگر و زمانه هم شکلی دیگر ,شبی پای تلویزیون برنامه می دیدیم.شهرهای مرزی کانال های متنوعی را می شد دید.در نیمه های فیلم بود که زنی سوار بر اسب را نشان می داد که با لباسی نیمه عریان با معشوق خود ناز و غمزه میکرد.

صحنه را که دیدم یکباره به تصور اینکه برای کودک 7 ساله  ام دیدن این صحنه بدآموزی دارد ,دستم  به کلید تلویزیون رفت و آنرا خاموش کردم.بلافاصله فریادپسرم بلند شد که با اعتراض گفت : بابا!"داشتم اسبه  را نگاه میکردم چرا خاموش کردی؟"

خجالت و شرمساری تمام وجودم را فرا گرفت.تلویزیون را مجددا روشن کردم و باز با هم ولی اینبار هر دو به حرکات اسب و زیبایی های رفتار آن نگاه کردیم و  ...

 چه اتفاقی افتاده بود؟ درست است که  من در دنیای پدر بودن و با سن و سالی که داشتم مجبور بودم به آنچه که در فیلم اتفاق میفتد و بر روی فرزند من  ممکن بود موثر میباشد دقت کنم .ولی اشتباه من این بود که از "منظر خودم به دنیای کودکم نگاه میکردم".من "زن عشوه گری " را می دیدم و لباس نامناسب و ارتباطی که  فهمش  و دیدنش برای فرزندم زود هنگام بود. اما  کودکم  در همان زمان "اسبی" را می دید که با دنیای رنگی دهن کنجکاوش  موزون و قشنگ و مطابق بود.

ما هر دو در یک زمان یک چیز را" می دیدیم" اما هر یک دوچیز متفاوت را "نگاه میکردیم".

همه و حتی حیوانات هم  می توانند بینند, اما تفاوتی که هست آنست که انسان قدرت تشخیص دارد و این توانایی که کجا و کی "ببیند" و کجا "نگاه "کند و یا حتی" نبیند". تفاوت در انسانها هم در همین " نگاه کردن" و "نوغ نگاه" است که یکی را شیخ بهایی و عطار و دکتر حسابی و...میکند و دیگری را نه.

با این مقدمه طولانی به اصل مطلب برگردیم و سئوالاتی که کردیم.

 مرز بین "دیدن "و "نگاه کردن" کجاست؟ جوابش میتواند این باشد:

 هر گاه بصورت " ارادی "و  "هوشمندانه" برای "توجه" به چیزی(مثلا  عکس بالا ) آنرا در ذهنمان" مکث "میدهیم و  سعی  کنیم  خوب آنرا ببینیم میگوییم:" نگاه کردن"

بر عکس هر گاه فقط از کنار هر چه در دنیا و اطرافمان است عبور کردیم و هیچگونه مداخله ای نکردیم  فقط "می بینیم". گاهی  این مثل کار هر روزمان کاملا عادی و معمولی است  و گاهی هم اسفبار و ناراحت کننده (یادمان بیفتد به حوادث هر روزه اطرافمان و از جمله فیلم حمله عده ای به یک جوان برای زور گیری و .... که می دیدند و لی نمی دیدند!)

طیف "دیدن تا مشاهده" محدوده  بسیار گسترده ایست هر چند  مرزشان گاهی خیلی بهم نزدیک.

ما گاهی فقط ناظریم و " می بینیم" و گاهی با تمام دقت "نگاه "میکنیم ( آنطور که یک نقاش  یا هنرمند به تابلو و هنرش  خیره میشود ) و زمانی جلو تر میرویم" تماشاگری حرفه ای "می شویم (مثل کسی که فیلم و نقاشی متحرک می بیند و لازم است نه یک تصویر که چندین صحنه را با هم نگاه کند و بررسی کند ) و وقتی هم یک" مشاهده گر دقیق"  که در معنای تخصصی اش همه اینهاست به اضافه قضاوت و ارزیابی منصفانه و عالمانه و این سر طیف میرسد تا یک مامور اداره آگاهی و تجسس و رفتار پلیسی و نهایت رفتار "بیمارگونه "کسانی که همه چیز را عادت دارند که  نگاه کنند و آنهم با تفسیری خاص خودشان و... 

قصد نداریم در اینجا خود را با معناهای تخصصی در حوزه مثلا مددکاری که حرفه خودم  است دوستان را  در گیر کنیم بلکه بیشتر درک مفاهیم کاربردی در زندگی اجتماعی برای هر کدام از ما و توجه دقیقتر به آنها مد نظر است.

پس سئوال این میشود که  آیا نگاه کردن همیشه خوب است؟ کی و چه زمانی باید دید ؟مرز بین   یک  نگاه کردن و یا دیدن و بقول قدیمی ها نظرکردن و تمام دیدن کجاست؟کجا یک نظر  حلال است و کجا آنهم حلال نیست؟

در جامعه در گذار ما متاسفانه این  سئوالات یکی از معضلات ما شده است.در خانواده گسترده  و "سنتی" قدیم که هنوز بقایایش در افکار و رفتار ما و حتی بصورت زنده گاه  در وجود عزیزانی که همراه ما ممکن است زندگی کنند وجود دارد ,نگاه کردن معنای متفاوتی با امروز داشته است.

در آنزمان توجه و دقت نه تنها به اطراف خود و مزرعه و مال و چادر و قبیله مفید بود بلکه یک تکلیف بود.در آن زمان که همه در کنار هم زندگی میکردند تجسس و پرس و جو در حال و روز فرزند و همسر و پدر و مادر نه تنها عادی  بلکه در توصیه های دینی  که از بزرگان مذهبی  نقل است مشروع بود .در این باره حتی  مراقبت در وضع همسایه ها تا 40 خانه از هر طرف  هم یک تکلیف بوده و در بسیاری موارد  هنوز هم یک ارزش مثبت است..

اما در نقاط دیگری از کشور و درون شهرهای بزرگ و دنیای امروز ما که از" مدرنیته " فقط خودپرداز و تجارت الکترونکش را داریم  آن رفتار قدیمی و درست موجب  قناسی های فکری و رفتاری عجیبی  در ما شده است. در اینجا ما پیشرفته ترین تکنولوژی ها را داریم ولی فرهنگش بجا مانده و عقب افتاده ,مراقبت و نگاه کردن ما متاسفانه  صرفا در همین جاها نمود می یابد .

 وظیفه قشنگ شهروندی و از حال همسایه خود تا سه خانواده از هر طرف یا تا 40 خانواده  پرس و جو کردن و خبر داشتن و در رفع مشکلات  احتمالی همکاری کردن و تعاون ,امروزه به سرک کشیدن در زندگی این و اون تبدیل شده است. پشت خودپرداز میرویم بجای "رعایت  احترام و حفظ حریم وفاصله حداقل یک متری " چشمها وسرهای مختلفی را می بینیم که همه اعمال مارا زیر نظر میگیرند و گاهی هم وارد شور و مشورت میشوند که: " اون دکمه را بزن" و" اینکار را نکن" و....

یا در خیابان داری با دوستت یا فرزندت و همراهی قدم میزنی و از یکدیگر سئوالی می پرسید که یکباره صدایی از کنار میاید:فروشگاه فلان را میخواهی؟ از اونور... بعد برو به ...و..ووضع در اینترنت و فضای مجازی که خود داستانها دارد و..

 واقعا در میمانی که این آدمهای به اصطلاح امروزی چگونه بخودشان  اجازه می دهند تا اینهمه در حریم خصوصی تو  " نگاه" کنند و به این هم بسنده نکنند که" نظر "هم بدهند. با خودت میگویی:" شاید چون هنوز فرهنگ سنتی برشان غالب است و.." اما می بینی اصلا از فرهنگ  سنتی هم دور افتاده است. حمایت از خانواده و فامیل و همسایه که گفتیم جزیی از تکالیف انسان سنتی است  و اینجا باید از  هموطنش که  به تیغ زورگیران  گرفتار شده هم هیچ نمی بینی  و

 نه این است  و نه آن .معجونی خاص دنیای در گذار.این همان تعارضی است که من میگویم که شاید تا سالیان سال ما گرفتارش باشیم.

اما آیا اگر ما با این تعارض روبرو هستیم معنایش این است که دنیای پیشرفته و مدرن امروزی گرفتار نوع دیگری از این چالش نیست؟

 اینکه رشدغیر قابل کنترل  تکنولوژی در  جامعه غرب که  نمودهایی از آن بجامعه ما هم دارد وارد میشود قابل تامل نیست؟ با این همه دوربین و سنسور و کنترل و نظارت که بقول آقای تافلر در خانه و دستشویی  و حمام و محل کار و تمام زوایای زندگی تو از حساب بانکی تا تعداد بچه و افکار و اخلاق و ... زیر ذره بین می رود  و دیده میشوی مشکل دنیای ما نیست؟

از آنطرف اینهمه دیده میشویم و از سوی دیگر در کنار خانواده و فرزند و همسر و دوستان اینکه کسی ترا نمی بیند و یا اگر می بیند وقت برای نگاه کردن به تو ندارد یک درد بشری  و تعارض بزرگتری نیست؟

ادامه دارد...