چاله تحول یا               change hole     

زندگی مرتب در حال تغییر و دگرگونی است .بعضی تغییرات بسیار آهسته و گاه حتی  نامحسوس است ولی بعضی از آنها واقعا زیر و رو کننده است.این نوع تغییرات که در مقاطعی خاص از زندگی فردی و یا اجنماعی صورت میگیرد را" تحول" میگوییم.  

 

وقتی شرایط تحول آماده باشد و ضروری اگر با آن از در ستیز بر آییم و بخواهیم جلوی آنرا بگیریم نوعی واپس گرا و ارتحاع خواهد بود ولی اگر بتوانیم با آن همراه شویم موجب رشد خواهد شد.

بدیهی است که در مو اقعی که آرامش داریم هر گونه تحول و دگرگونی اساسی نوعی دیوانگی است.

 


 هر نوع  تحولی اصولا نیاز به صرف انرژی فراوان دارد .

ما در سنین  و شرایط مختلف با این پدیده سرو کار داریم.در زندگی فردی بلوغ میتواند یک تحول باشد.همچنین ازدواج و یا یافتن کار  و یا پا به سن گذاشتن و سالمندی  تا پیری و مرگ مراحلی است از تغییر که باید طی کنیم.

مشاهده میشود اغلب جوانان و حتی بسیاری از افراد سن بالا در شرایط تغییر خود را می بازند و عنان اختیار را از دست میدهند.

جوانان ما در شرایط تحولات فردی و یا اجنماعی با تعبیرات غلطی که از این موضوع دارند اکثرا دچار افسردگی و سر خوردگی میشوندیکی از نمونه های تحول در زندگی افراد در تغییر از زندگی فردی به زندگی مشترک با یک نفر دیگر که به آن ازدواج میگوییم می باشد.عدم آشنایی  والدین و فرزندان با مفاهیم تحول و عدم پیش بینی جسمی و روحی و خلقی مناسب برای روبرو شدن با این پدیده هر روزه فاجعه می آفریند.

.اگر در نظر گیریم که نزدیک 35 در صد(یعنی بیش از یک سوم) طلاق جوانان در همان یکسال اول ازدواج صورت میگیرد و یا به آمارهایی که جدایی   و اختلالات روحی و روانی را در ستین بالا و همزمان با تغییرات بیولوژیک سالمندان در سطح بسیار بالا اعلام میکنند میتوانیم به آثار منفی عدم شناخت از روند تحول بیشتر آگاه شویم.

در تحولات اجتماعی وضع از این بد تر است.سر خوردگی ها و آه و ناله و شیون کردن پس از روبرو شده با هر نوع مشکلی که از نیازهای تحول میباشد اغلب  جنبه های منفی صحبت ها و نوشته ها و اشعار و ادبیات ما را تشکیل میدهند.

چند اصل را در هر تغییری باید در نظر گرفت

 

آدم ها و یا جوامع اگر نیاز به تغییر دارند باید در بعد فردی و یا اجتماعی انرژی مصرف کنند .صرف انرژی یعنی هزینه پرداخت کردن.ما نمیتوانیم بدون انرژی و چیزی از دست دادن تغییر کنیم و چیز تازه ای به دست بیاوریم.در موضوع ازدواج من بسیاری از آزادی های فردی و نیز بودن در کنار پدر و مادر و یا خواهران و برادران را در قبال زندگی مشترک با همسری که جدید وارد زندگی شده است را باید بپذیرم و این یعنی هزینه.

موضوع اساسی در تحول و تغییر آن است که ما در شرق و از جمله در ایران با این موضوع بسیار رمانتیک و ظزیف برخورد میکنیم در حالیکه تغییر اصولا چیز تلخی است و بسیار سخت و راهی پر  نشیب و فراز است.

حرکت تغییر بصورت یک خط مستقیم نیست.بلکه در واقع عکس  شکل حرف

جیم انگلیسی است  که به آن j curve میگویند. 

    درک این موضوع میتواند ما را برای رو در رو شدن با هر تغییری آماده کند

در هر تحولی ابتدا یک چرخشی داریم و بعد کمی بالا می رود و لی بعد از آن در گودی می افتد .یعنی همان گودی حرف جیم انگلیسی را در نظر بگیریم .  این گودی همان چاله  معروف "چه کنم چه کنم" ی است که اگر دقیق شویم چاله بسیار مهمی است.همین جاست که ما باید آنرا طی کنیم تا رشد یابیم

.به این میگوییم: بحران رشد یا بحران تحول

در پست بعدی راجع به این مراحل بیشتر با هم صحبت خواهیم کرد.

تا اینجا شما چه نظری دارید؟متفکر