برای اینکه تغییری در زندگی فردی و یا اجتماعی  حاصل شود ...............

 


برای اینکه تغییری در زندگی فردی و یا اجتماعی  حاصل شود (من برای راحتی

 کار مثال ازدواج را مطرح کردم  ولی این میتواند در مورد هر تغییر و تحولی که

برای خواننده ملموس تر است مصداق داشته باشد)حداقل از سه مرحله باید

گذ شت:

    .honeymoon period  مرحله  ماه عسل  تحول        " 

اول یک مرحله  سرخوشی است که احساس میکنیم در زندگیمان اتفاق تازه 

 ای  افتاده است

 مرحله بعدی  و آن  افتادن در گودی و سختی های تغییر است . 

)  change hole

در مثال ازدواج که گفته شد ممکن است  زن و مرد از یکدیگر سیر شوند

و  خیلی از آنها اظهار پشیمانی کنند و به اصطلاح خسته و بریده شوند و عطای

بودن با یک شریک  در زندگی خود  را به لقایش  ببخشند ویا مانند  خیلی ها 

  با سخت کوشی و تحمل به رفع موانع و رود رویی با مشکلات و  چالشهای

مختلف یروند و با  طرح سوال و یافتن راه حل های گوناگون تغییر مثبتی را در

زندگیشان ایجاد کنند.

.لازم به ذکر است  که" تغییر مثبت" و  ادامه تحول نه تنها در در مسیر کلی

بصورت خطی  و مستقیم نیست بلکه در هر مرحله نیز نشیب و فراز دارد و در

مجموع بصورت غیر خطی و زیگزاگی و تکاملی دارد. به عبارت دیگر باید گفت ما

وقتی حرف از تغییر مثبت" میزنیم الزاما به این معنی نیست که اگر در مرحله

افتادن در چاله و یا در هر مرحله از تحول متوجه خطا بودن مسیر شدیم

بایستی راه را یصورت خطی و متعصبانه ادامه دهیم بلکه با استفاده از

تجربیات و آموخته های خود لازمست  مرتبا مسیر را اصلاح و گاه حتی ممکن

 است عاقلانه و اندشمندانه و با شجاعت راهمان را عوض کنیم .

شجاعت" نه گفتن" در گذشته و در زمان پدران و مادران ما متاسفانه بسیار

کمتر بود و گاه مجبور بودند سالیان سال ( به قول خودشان) بسوزند و بسازند

ولی امروزه جوانان و خانواده ها با اهمیتی که به تاثیر نقش والدین در آینده

فرزندان و دیگر عوامل دارند تصمیمات را با حساسیت دیگری مد نظر قرار

میدهند و سعی میکنند با درایت و استفاده از کلیه تعالیم پیشرفته علمی و

عرفی و اخلاقی و مذهبی و مشورت با متخصصین گوناگون   بهترین راه را

بیایند.

 بعد از دو مرحله فوق مرحله نهایی است که دو حالت را پیش خواهد آورد :

یا  ادامه رشد و شکوفایی و تحول  و یا بر عکس  توقف و طلاق و یا جدایی و

ایستایی و اینها  بستگی به چند عامل دارد:

عوامل داخلی:

اینکه فرد تا چه حد به اصول و اعتقادات و ارزشهای خود باور داشته باشد و یا

 به چه میزان دانش و مهارت برخورد برای این مرحله را داشته اشد  در

چگوگی طی کردن این راه بسیار موثر است.در نوشته قبل گفتیم که ما برای

هر تغییر و تحولی در زندگی باید هزینه پرداخت کنیم و انرژی مصرف نماییم.

در این دوره سخت و در این گودی است که برای بالا کشیدن خود از این چاله  و

گاه چاه باید این انرژی را آزاد نماییم پس لازم است از قبل پیش بینی های  لازم

را کرده باشیم.

افرادی که جرئت ریسک کردن و گاه" نه گفتن"  نداشته باشند و چون لاک پشت

در لاک خود فرو رفته ودر گذشته شان تمرین و  امکان نگاه به بیرون را تجربه

نکرده باشند در این مرحله انرژی لازم کمتر  را دارند و ممکن است بسیار زود تر

از بقیه خسته واز پیگیری تحول  پشیمان میشوند و برعکس آن افرادی که قبلا

و در مراحل پیشین  زندگی سختی ها را آزموده و با مشکلات زندگی  تا حدودی

 آشنایی دارند راحت تر این مرحله را طی میکنند.

 داشتن هوش اجتماعی و مهارت و نیز قدرت بدنی و فیزیکیسالم  و تغذیه

مناسب و دانش اندوزی و مثبت اندیشی و ده ها عامل دیگر که در درونی

هستند در این قسمت موثرند.

عامل بعدی مربوط به خارج از فرد و یا اجتماع است .

هر چه که در خارج از فرد(در مثال فوق) و یا یا خارج از گروه . اجتماع(در نمونه

 های تحولات اجتماعی)میتواند بر تغییر اثر بگذارد و انرژی وارد کند را عوامل

خارجی محسوب میشوند.

 در مثال ما وجود یک فرزند گاهی میتواند در گرم گردن کانون خانواده موثر باشد

و گاه همین مسئله (یرای نمونه دختر و یا پسر بودن و یا امکان نداشتن فرزند

و .......)میتواند عامل تشدید اختلاف باشد.

حال سوالی که پیش می آید این است که "آیا زندگی را میتوان حتی لحظه ای

بدون تغییر و تحول تصور کرد؟

آیا واقعا مسیر زندگی و اهداف ما بصورت یک خط مستقیم  و مطمیئن است و

ما میتوانیم بطور قطع و یقین بگوییم فردا و حتی نه یک ساعت دیگر وحتی

کمتر از آن   یک لحظه دیگر با چه نوع تحولی در زندگی  ما رو در رو خواهیم

شد؟متفکر