من در این وبلاگ مرتب از ناله کردن و اونهایی که همیشه در حال شکایت و غر و لند هستند,با نگاه منفی یاد کرده ام.اما در عین حال چندین موضوع را در مورد  اثرات مثبت "گریه کردن" و  گذراندن در تنهایی و سکوت" و یا "حرف زدن با دیگران و نهایتا درد دل " نوشته ام.
 
در این نوشته می خواهم کمی در باره " بد اخلاقی و ناله کردن مدام" و تفاوت آن با "درد دل گویی " بگویم:
 
یکی از نیازهای اساسی که در همه تاریخ با بشر همراه بوده و موجب شکوفایی او شده است نیاز به ارتباط با دیگران و مخصوصا درد دل گویی است.روان ما مانند  هرقسمت دیگر وجود  در گذر زمان آلوده می شودو  نیاز به پالایش دارد. سختی ها و مشکلات چه در گذشته و چه در امروز که خیلی بیشتر شده است در سایش با زندگی زخمها و اثرات ناجوری بر دل و روح ما میگذارد.
 
بد کرداری ها و بد اخلاقی های دوران روح ما را مدام نشخوار میکند و آثار خیلی منفی بر آن می گذارد. این دردها را  یک طوری باید با دیگران و عزیزانی که حرف ما را می فهمند  و یا هر راه دیگری که بتوان به دیگران انتقال داد  بیان کنیم تا از فشارش کم کنیم.
 
این فشارها مانند  گازهایی میمونند که درون " شیشه های نوشابه" فشرده میشوند.برای لذت بردن از" نوشابه زندگی " بهتر است دو نکته را حتما رعایت کنیم:
 
اول: اینکه  زیاد و مدام شیشه مملو از درد و رنج ها  را تکان ندهیم ( همانکه میگوییم ناله کردن مدام) که موجب بیشتر شدن اثر گاز می شود .

دوم :  گاه به  گاه و  آرام آرام در آنرا  کمی باز کنیم تا فشارش کم شود.( همین درد دل گویی ) که   اگر آنرا مخفی کنیم و حرفی نزنیم و یکباره باز کنیم حتما به خودمان و به اطرافمان سر ریز خواهد شد.
 
 اما  برای درد دل کردن باید جای مناسب  و آدم مناسبش را پیدا کنیم .
چون اگر بخواهیم در این باب صحبت کنیم در این جای کم امکانش نیست بصورت تیتر وار چند نکته را اشاره میکنم:
 
 ناله کردن و غر و لند  و فحش به زمین و زمان را که نوعی تلخی و بد اخلاقی است و موجب آزار خود و دیگران میشود  از خودمان با دید انتقادی دور کرده و جای آنرا به درد دل گویی مثبت بدهیم

چگونه؟
 
نه همیشه بلکه گاهی در بلبشوی زندگی شلوغ و پر ازدحام امروزی  فضایی ایجاد کنیم تا  تنها شویم و با خودمان حرف بزنیم.آرزوها و گذشته های خوب و بدمان و هر آنچه که نشانی از امروزمان حتی در آن نیست را دوباره مرور کنیم.
 
چه بهتر محلی که انتخاب میکنیم علاوه بر داشتن خلوت و  ساکتی امکان فریاد هم داشته باشیم. و اگر در شب باشد که بتوان با ستاره هایی که با بما نگاه میکنند  و یا کنار رودی و آبی وصخره و بالای تپه و... چه بهتر.
 
اما اگر چنین جایی پیدا نکردیم حتی در خیابان و کوچه و بازار و شب و روز تفاوتی نمیکند .در بین مردم و شلوغی ها هم  میتوانیم با خودمان تنها شویم و درد دل بگوییم.این نعمتی است اگر بتوانیم در هر جا  با خودمان حرف بزنیم.
مردم و رهگذران گاهی ما را دیوانه و از خود بیخود می دانند ولی بنظر من آنگاه که درد من زیاد  است و رنج هایم چنین انتخاب میکند کاری به کار مردم نداشته باشیم.
 
یافتن یک دوست خوب و دوستان خوب در این دوران ضرورت است.برای مردها اینکار بسیار سخت و گاه نشدنی است ولی برای خانمها مثل آب خوردن است.
در اینمورد رعایت اعتدال مهم است .نه مانند مردها باشیم که مردانگی تاریخی مان  حتی یک دوست که بتوانیم به آن اعتماد کنیم و با او درد دل کنیم  برای مان نگذاشته است و نه مانند برخی زنان باشیم که زود سفره دلمان را برای هر کس  و در هر جا ( اتوبوس و پارک و خیابان و...)باز میکنیم.
 
درد دل گویی فقط حرف زدن با یک آدم نیست.فراموش نکنیم در اطراف ما گوش ها فراوانند.درختی که در گوشه خانه مان است .آبی که از کنار کوچه مان میگذرد و پرنده ای که گاهی پشت شیشه  اتاقمان را می زند و حیوانات خانگی از ماهی و بلبل گرفته تا همین فضای وبلاگ که می توانیم بنویسیم و ... همه برای شنیدن حرف ها و درد دل های ما بی نهایت سخاوتمندند.
 
یک نوع راحت درد دل گویی در دوران امروزی در  ترجمه انگلیسی  آن  نهفته است که  همان "چت " در اینترنت است.داشتن دوستان مجازی و حرف زدن و حتی دیدن و شنیدن حرف های آنها  بسیار لذت بخش و شیرین است. در اینمورد برای آقایان که امکان داشتن دوست قابل اعتماد در دنیای حقیقی را بر روی خود بسته اند بیشتر توصیه می شود.
 
درد دل گویی فقط با مردمان و موجودات بظاهر زنده نیست بلکه گاهی می توانیم با در آوردن صدای یک ساز مثل تار و سه تار و پیانو و تنبک و... یا ریختن دردها و آرزو هایمان بر بوم و تابلو رنگارنگ  نقاشی و حتی نوشتن یک خط  و جمله و شعر زیبا و نیز   خیلی ساده تر با نوشتن خاطراتمان و یا قصه ای  بر دفتر و کاغذی حتی باطله و قشنگ تر از همه حرف زدن با عکس های قدیمی مان و...
 
شنیدن یک موزیک از نوعی که درد دلمان را بیان کند و یا دیدن یک فیلم و یا شنیدن درد دل دیگران و گوش دادن به حرفهای یک دوست همه همه نیازهای ما هستند.
 
عزیزان من: نیاز به درد دل کردن را جدی بگیرید و هر جا که فرصت کردید و از همه راه هایی که خیلی خلاصه به چند موردش اشاره کردم  حرف بزنید ولی فراموش نکنیم این حرف ها جزیی از وجود ما و گاه عزیزترین قسمتهای وجود ما می باشد .همه افراد شایستگی گوش دادن و شنیدن آنها را ندارند.
 
یادمان باشد در هنگام درددل کردن از غیبت کردن در مورد دیگران و قضاوت در باره کسانی که خودشان حضور ندارند و مخصوصا برای افرادی که نمی شناسیم و قابل اعتماد نیستند  سر باز زنیم.
 
هدف از دردل گویی بیان حوادث و اتفاقات و خاطره هایی است که بر خودمان گذشته و دلمان را شاد و یا  به درد آورده است و نه شکوه و شکایت از چیزی یا کسی که امکان و شرایط  دفاع از خودش را ندارد.
 
در آخر ...  بدانیم  که" اشک ها "بیمورد در اختیار ما قرار داده نشده است.از آنها در بیان غمها و رنجها و  در زمان شادی های شوق آفرین بهره بیشتر بگیریم و برای این کار زمینه سازی  هوشمندانه نماییم. 
 
 مهارت درست  درد دل گویی و استفاده کردن از آن در حد اعتدال را یاد بگیریم.