تازگی  فیلم مستند کوتاهی از تلویزیون خودمون دیدم که خیلی درسها در آن بود.حتما شما هم آنرا دیده اید .این هم آدرسش در سایت تبیان :

http://film.tebyan.net/newindex.aspx?pid=150314&musicID=104485

 

 

فیلم  سه نفر بومی با نیزه های در دست  رانشان می دهد. روبروی آنها در فاصله  حدود بیست  تا  سی متری شان بیش از 15 تا شیردرنده ,گردن گلفت  بهمراه  ایل و تبارشان به لاشه حیوان تنومندی حمله ور شده و در حال تیکه کردن وخوردن  آن هستند.

دوباره دوربین روی این سه نفر که چشمانشان می درخشد زوم میشود .اونها اراده کرده اند از  طعمه ای که در سرزمین شان قرار داشته و بوسیله شیرها شکار شده سهمی  داشته باشند و از  این گوشت برای ارتزاق خود و خانواده بهره مند شوند. اما ترس از  مبارزه با این همه شیر درنده, نیاز آنها را به تدبیر و اندیشه کردن می کشاند.

  انسان تنها ویژگی بزرگش در مقایسه با  سایر موجودات  قدرت تفکرش است.حیوانات برای گرفتن حق و حقوقشان معمولا دو تکنیک دارند: جنگ یا گریز.

اونها  به چنگ و دندان خود برای مبارزه و به عضلات و سایر اندام خود در زمان قدرت حریف  برای فرار  متکی هستند .اندیشه در بین آنها جایی ندارد.انعطاف پذیری و زمان سنجی شان بر اساس غریزه شان است و بس. 

همه موجودات بر اساس قانون تنازع بقا و بقای اصلح برای به دست آوردن اهدافشان  می چنگند وهمینکه ببیند طرف مقابلش زورمند است از تکنیک دوم یعنی فرار و عقب نشینی بهره میگیرند.

 ولی آدمی از همان زمان که آدم شد چنگ و دندانش را غلاف کرد و به اندیشه و مغز و زبانش متکی شد.

 در این فیلم یا کلیپ هدف آنست که این برتری اندیشه  را بصورت مستند بما نشان دهد.بومیان در گذر تاریخ یاد گرفته اند   که حتی وحشی ترین حیوانات هم در مقابل تفکر و  اعتماد به نفس و اراده محکم ما انسانها  کاملا آسیب پذیرند وحداقل در کوتاه مدت گیج و منگ می شوند.

بر گردیم به فیلم...

حالا  می بینیم  هر سه با هم چیزی را نجوا میکنند و نقشه ای میکشند.آنگاه با یک برنامه مشخص  متحد و یکپارچه  و در کمال امیدواری  نیزه ها ی خود را  در دست فشرده و هماهنگ  و با قدم های استوار و محکم به سمت شیرها و طعمه  روانه می شوند.

دوربین مجددا  روی انبوه شیرها که همچنان  در حال خوردن لاشه هستند می رود ... یکی دو تا از  بزرگان آنها  متوجه آمدن بومی  ها می شوند که انگار قصد حمله کرده اند.

 باورشان نمیشود.گویا  با خودشون اینطور میگویند:

" این سه تا آدم  نازک اندام به چه فکر میکنند که  به سمت  ما و طعمه میایند؟  واقعا میخواهند با وجود ما و این همه قلدری مان و  پیش چشممان از این گوشتها بر دارند ؟" ما که همینطور هم دورشان را بگیریم از ترس باید بمیرند  چه برسد به  اینکه بخواهیم بهشان حمله کنیم؟"

شاید هم با خود میگویند " کافی است  نه چند تا از ما بلکه فقط یکی از بچه شیر هایمان را دستور دهیم  تا نعره ای بکشد و  تیکه پاره شان نماید و..."

 ولی قدم های استوار این سه  سیاه  ضعیف الجثه آفریقایی  اصلا اعتنایی به هیکل تنومند اونها و هر چه که در ذهن شیرها  میگذرد ندارند.

 شیرها علی رغم همه این خود شیفتگی ها و ادعا و  قدرتشان می بینند که چنین نیست و آدمها باز هم دارند میایند . انگار  قصد عقب نشینی ندارند ...اینجاست که ترس کم کم تمام وجودشان را  میگیرد.

...باز هم نزدیک و نزدیک تر و نیزه ها مستقیم بجلو و...

و حالا ابهت و قدرتنمایی انسان در مقابله با مشکلات خودش را نشان میدهد:

 شیر بزرگ و بلافاصله بقیه شیرهای هیکلدار   یکی یکی به تبعیت از بزرگان شان روبه صفتانه وخفت بار   پا بفرار میگذارند .

شیرهای وحشی  عقب نشینی میکنندتا تجدید قوایی کنند و  شاید برنامه و  طرحی جدید ولی ... .

 بومیان یاد گرفته اند  در زمان اندکی که دارند سهم شان را از طعمه شکار شده باید بردارند  و به راهشان ادامه دهند.

....

این صحنه ها نکات بی شماری می تواند داشته باشد که نسبت به برداشت هر کس در زندگی می تواند آموزنده باشد. 

 یکی از درس های این کلیپ  مرا  بار دیگر بقدرت  عجیب "سینرژی" موجود در  روابط انسانی و موضوع اتحاد و هماهنگی می اندازد. ( به مقاله بلند من با سرچ در اینترنت  رجوع فرمایید) .

بنظر من آنچه قدرت این سه نفر را مضاعف بر همه اون شیرها و همه شرایط بدشان کرد  فقط چند  چیز است :

اراده و خواستن , خود باوری و  امید به موفقیت .  باور براینکه  همراهی و مشارکت و بخصوص درک لحظه های مهم و فرصت طلبی های اندیشمندانه به دور از خیال بافی و کمالگرایی های ناشیانه عامل پیروزی خواهد بود.

بومیان در این فیلم نشان میدهند که بسیار باهوش هستند.  آنها اگرچه امکان  بردن همه لاشه باقی مانده  را هم دارند اما سخاوت هوشمندانه  بهشان حکم میکند که  آیدآل را کنار گذاشته و مقداری از لاشه را برای  سرگرمی  و یا ایجاد اختلاف بین شیران باقی بگذارند .آنها می دانند که اگر چنین نکنند حیای بین آنها دریده شده و چه بسا همه آنچه را که برداشته اند  را هم از دست بدهند.

" سینرژی"  و نیرو افزایی نشان داده در فیلم به ما میگوید هماهنگی و همصدایی همراه با تعقل  که با امید و عشق در حال فزونی خواهد بود  قدرتی ایجاد میکند که  با محاسبات عددی و فرمولی قابل تصور نیست.

ما اگر بخواهیم در دنیای امروز مهتری خود را بر مدعیان و زورمداران اثبات کنیم راهی جز امید و  اتحاد و همدلی و گرفتن سهممان از شیران مدعی نداریم.

 حنظله بادغیسی (قرن سوم هجری قمری ) از نخستین شاعر های کشورمان چه خوب گفته است:

مهتری گر به کام شیر در است 

 شوخطر کن    زکام شیر در آر 

یا بزرگی و   عز و  نعمت و جاه

یا چو مردانت ,   مرگ رویاروی