اینروزها بخاطر پیچیده شدن مشکلات همه ما نیاز  استفاده از مشاوره داریم.

از مشاوره ازدواج و کار و تحصیل گرفته تا برسد به مسایل روحی و روانی و خانواده و بیماری جسمی و تغذیه و...

موسسات و مراکز علمی و معتبر و کارشناسان خوب و متخصص هم بسیار.

اما در همین حال در کنار این جنبه های مثبت باید هشداری داد به وجود دکان ها و بازارهایی که متاسفانه در بلبشوی نبود قوانین کنترلی و همچنین کم توجه ای مردم در این میان گاه  سر مردم کلاه می رود .

چندی پیش پوستری دیدم با نام یکی از این آقایان که در تهران و شهرستانها مرتب کلاس های موفقیت و بازار یابی و مهارت زندگی و...برگزار میکند و در نت هم صدها مقاله گداشته و گواهی های بین المللی.تعجب کردم!

بااین مرد زمانی که جوانتر بود آشنا شدم.پدرش پیش من آمد و راهنمایی خواست که برای یافتن کار کمکش کنم و من توصیه هایی کردم.تا آنجا که میدانم توانایی ادامه تحصیل در دوره لیسانس را نداشت و ترک تحصیل کرده بود و...

اما حالا نام دکتر و محقق و...را پشت خودش بسته و از فضای آلوده و جو علاقمندی مردم  به مسایل روحی و روانی بهره برداری میکند و معلوم نیست چه راهنمایی های خطرناک و غیر قابل جبرانی هم نمیکند.

از این دست افراد گرفته تا  تحصیل کرده های مدرک داری که خودشان در کار خودشان مانده اند ولی با روشهای غلط و غیر علمی نه تنها مرهمی بر درد ما نمیشوند بلکه زخمهایی را باز میکنند بدون اینکه بتوانند جراح قابلی برای درمان و بخیه آن بما پیشنهاد بدهند.

من اینها را بعنوان مددکار و مشاوری میگویم که حداقل چهل سال عمرم را با اینگونه افراد بظاهر مشاور در تماس بوده ام و چه خسارت ها که جامعه مشاوره از جنب آن متحمل نشده است

 از این گفتارم  نه تنها قصد سیاه نمایی ندارم بلکه میخواهم درد دل بسیاری از مددکاران و روانشناسان مهربان و صمیمی و زحمت کش خوبم را بیان میکنم که سالهاست  از وجود اینگونه افراد  غیر مسئول خون دل میخورند.

 هدفم توصیه و  توجه به حق انتخاب درست در مورد مشاورین و مددکارهای با تجربه و قوی و علمی می باشد.

این گونه مشاوران  بد سرشت از مشکلات مددجویان خود که اغلب مسایلی محرمانه و غیر قابل بیان و  بسیار غم انگیز و کوبنده است (و  مهمترین قسمت وجودی انسان را که روح و روانش هست را به چالش کشیده است) سوئ استفاده کرده و مالی و جانی به هر سو که میخواهند مددجوی مستاصل خود   را بدنبال خویش می کشانند.

آنچه در این میان قضیه را بد تر کرده است عدم آشنایی کمک گیرنده ها به حقوق خود و چارچوب های شغلی و اخلاقی اینگونه  مددکاران وروانشناس ها می باشد.

نه تنها در مورد مشاوره های روانی و مددکاری بلکه حتی در مورد راهنمایی های پزشکی هم ما این مشکل را داریم

هنوز اغلب ما بهنگام رفتن نزد دکتر حق خودمان را نمیدانیم.در ابتدای ورود هر مرکز درمانی یا مطبی باید حقوق بیمار  و منشور اخلاقی و شغلی پزشکان نصب باشد.ولی واقعا چند نفر از ما به این حقوق آشنایی داریم؟

اگر چه خیلی کم هستند ولی گاهی پیش دکتری که  میرویم طوری رفتار میکند که گویا ما مرید هستیم و او مراد.سفت بر صندلی اش نشسته و اگر لبخند زورکی بر لب بیاورد با اولین سوالمان در هم میشود.

او حتی درستی نفهمیده است  نام و فامیلی که بالای نسخه زده شده و اغلب خالی می ماند بهانه ای برای ایجاد ارتباط  و صحبت صمیمانه با بیمار است .

 حرف نزده آزمایشات و عکسی اگر باشد  با چند کلمه  بی روح و بی رمق که گاه حواسش معلوم است در  جای دیگر است, نسخه عجیب غریبش را می نویسد و نفر بعد!او اصلا یادش رفته قسم نامه بقراط را که روزی بر آن تاکید داشته یکبار دیگر مرور کند.

مشکل تنها او نیست.بلکه  همانطور که گفتم ما هم یکطرف معیوب این نوع مشاوره ها هستیم.

برای رفتن پیش پزشک و یا مشاور  اغلب هیچ نوع برنامه و سئوال از پیش طراحی شده ای نداریم. دکتر ها  و مشاورها را همه استاد اول و آخر میدانیم و هر چه گفتند طاق النعل بالنعل ( ببخشید خیلی  عربی شد چیزی شبیه صدر درصد منطبق )و نظر خواهی از یکی یا چند تا از همکاران دیگرشان مخصوصا در درمانها و موارد  پیچیده لازم نمیدانیم.

.فراموش میکنیم که ما با پرداخت هزینه و خرید وقت از پزشک و مددکار و روانشناس  مجازیم که هر چه در ذهن در مورد مشکل و  بیماریمان را داریم بپرسیم ولی از ترس جبروت عنوان آنها و بی اطلاعی از حقوق خودمان  خاموش اتاقش را ترک میکنیم در حالیکه هنوز سوالاتمان در ذهن مانده است.

ما در اینگونه موارد حتی یادمان میرود که به هر حال آنکه  مقابل ماست خودش هم یک انسان است و همانقدر که ممکن است مشاور و متخصص  حاذق و عال مقامی باشد باز هم احتمال اشتباه و خطا در او هم هست.نه فقط در مورد پزشکان این امرصادق است که  در موقع مراجعه به سایر بخش هانظیر  آزمایشگاه و رادیولوژی و دیگر مراکز تخصصی و همان مراکزی که تصمیم گیرنده ها هر دو انسان  هستند  امکان خطا   امری احنتاب ناپذیراست

پس فراموش نکنیم حتما بخصوص در موارد مهم این حق را برای سلامتی خود قایل شویم که از نظرات افراد ذیصلاح دیگر و منابع موثق  تکمیلی بهره گیریم .

 در همه مشاوره ها و از هر دستی که باشد اصل بر آنست که ما خود درمانگر خود باشیم وحتما در مورد مشکلمان کاملا مطالعه و توجیه و اقناع شویم که درمان و سیر رفع مشکل  بر اساس چه تشخیصی است ؟  مطمئن شویم درمان و نوع دارو و طول درمان و سایر توصیه ها و  مطالب بر اساس نظر و روشتی  که عرف هست و در محدودهای رایج و قانونی است  که در منشورهای اخلاقی و وظایف مابعنوان کمک گیرنده  و مشاور می باشد پیگیر  شویم.

دقت کنیم که در انتخاب پزشک یا مشاورها در ابتدا خوب بررسی کنیم و با توجه به سوابق و مجوز های صادره از مراکز معتبر در ایران وتجربه و  اعتبار علمی او و  سایر معیارهای قابل قبول  انتخاب نماییم .ولی  زمانیکه تصمیمان را قطعی کردیم  و به او اعتماد کردیم لازم است کمال همکاری را در چارچوب حل مشکل با او بنماییم تا بتواند  بهترین راه حل را ارایه داده و ما هم بیشتر و بهتر  بهره مند شویم.

 یادمان نرود که رابطه ما با هر نوع مشاور چه روانشناس یا مددکار یا پزشک  یا وکیل هر چه که هست رابطه ای یک سویه نیست بلکه  رابطه  ما یک ارتباط تعاملی و فعال است که بایستی در یک محیط صمیمی و داوطلبانه و بر اساس اعتماد بر  طرفین  بنا گذاشته شود و در اینصورت می توانیم  حتم داشته باشیم که نتیجه مطلوب حاصل خواهد شد.  

برای آشنای با حقوق مددجویان و نیز  بیماران به آدرسهای زیر مراجعه کنید:

 منشور اخلاقی روانسناس ها:

 http://pcoiran.org.ir/?run=Main&Title=%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF%D9%87%20%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84&num=112

 برای آشنایی با منشور مددکاری اجتماعی آدرس های زیر  معرفی میشود:

http://behzist.persianblog.ir/post/119

 http://majidisw.mihanblog.com/post/2

 جهت آشنایی با حقوق بیماران به سایت زیر رجوع کنید:

http://siasat.behdasht.gov.ir/index.aspx?siteid=291&pageid=34985

این بحث طولانی شد.در این باره بسیار حرفها می شود  گفت  .

                                           ×××××××××××

در ضمن دوستانی که در هفته های گذشته با من تلفنی و یا طرق دیگر با من مشاوره داشتند  و ملاحظه حال من را میکنند  باید بگویم که این  را مانعی برای ادامه کار ندانند . بر عکس من  هر گاه  بتوانم خدمتی کنم و گرهی را با همکاری خودتان بگشایم حتما  خوشحالتر و سالمتر خواهم بود.