شانزده مهرماه روز تولد من بهانه ای شد تا در باره جشن مهرگان کمی مطالعه کنم ودر اینجا با هم بخوانیم .

"مهرگان یا جشن مهر پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان باستان بوده‌است. این جشن از روز شانزدهم مهر آغاز می‌شود و شش روز به طول می‌انجامد و در روز ۲۱ مهر به پایان می‌رسد.

   از دیر باز ایرانیان بر این باور بودند که در این روز کاوه آهنگر علیه ضحاک به پاخاست  و فریدون بر اژی دهاک(ضحاک) غلبه کرد.مردم ایران از هزاره دوم پیش از میلاد آن را جشن می‌گیرند.

مهرگان نیز همانند نوروز با مراسم خاص و آداب و رسوم ویژه برگزار می‌شود. مهر یا میترا در زبان فارسی به معنای «فروغ، روشنایی، دوستی، پیوستگی، پیوند و محبت» است و ضد دروغ، دروغ گویی، پیمان شکنی و نامهربانی کردن است.

فلسفه جشن مهرگان سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمت‌هایی است که به انسان ارزانی داشته و تحکیم دوستی و محبت میان انسانهاست .

مهرگان همچون نوروز دارای اعتدال کیهانی است. اندازه شب و روز در مهر برابر می‌شود و شاید از همین رو این ماه را به نام مهر که ایزد داوری و عدالت و دادگستری است گذاشته‌اند.

همچنین مهر برابر است با پایان فصل برداشت کشاورزی. از این رو زمان مناسبی برای جشن و شادی و استراحت کشاورزان که عمده مردمان دوران کهن بودند است برخی بر این باورند که در دوره‌هایی نوروز ایرانی، نوروز پاییزی بوده‌است و نوروز بهاری سپس بر آن غلبه یافته‌است.(به نقل خلاصه ازویکی پدیاکه شما کاملتر آنرا میتوانید در همین آدرس وسایر منابع  دنبال کنید  )

اما هدف من از این مهرگان توجه به پاییز وآغاز قشنگترین ومتعادل ترین روزهای سال است که گذشتگا ن ما خیلی خوب به آن توجه داشته اند.

شاید آنزمان که هنوز سر وصداهای دنیای شلوغ امروزی نبود وانسان بیشتر به طبیعت توجه میکرد بهتر می توانست این نوای زیبا را درک نماید.آنها شروع این فصل را  بهانه ای برای دوری ازکدورت ها وناراحتی های درون می دانستند.

زیرکی پبشینیان ما در آن بوده که هر از گاهی در قالب بهانه ای زباله های ذهنشان را  بیرون کرده وازآن محبت وشادی جایگزین میکردند.بهانه هایی مثل مهرگان یا شب یلدا یا چهارشنبه سوری نوروز وسیزده بدر و...

اما ما با اینکه مشکلاتمان امروز بیشتر ذهنمان را به آشغال های فکری آلوده میکند متاسفانه کمتر دنبال کشف این چنین مراسم وآیین هایی برای تصفیه روح وروان ومغزمان هستیم و روز به روز بیشتر آلوده افکار ونا مقارن با وجود زیبایمان هستیم.

آیین ها ومراسم در زندگی ما کم کم به اسطوره ها می پیوند وجز در کتاب ها عملا از زندگی مان دارند دور می شوند.

یاد آوری اینچنین روزهایی در خانواده ودر مدارس و مراکزی که متولی حفظ ارزش های ملی کشورمان هستند می تواند فرزندان ما را به گذشته پیوند داده وعلاوه بر حفظ هویت ملی در سلامت روحی وشادی های فردی نیز موثر باشد.

امروزه در کشور های عربی از این واژه با نام مهرجان بطور عام مفهوم " جشنواره"   که شادی وتراوت در آن حس می شود را استفاده می نمایند  که بسیار هم جا افتاده است.اما ما خودمان که چنین گنجینه ای را داشته ایم نه مهرگان داریم ونه جشنواره هایمان ارتباطی به مهر ومهربانی میزنیم.

این مکث ها وتوقف ها که طبیعت سخاتمندانه در اختیار ما می گذارد فرصتی است برای دوباره نگریستن به مفهوم ومعنای زندگی ولحظاتی که باید قدر بدانیم و ازآنها برای حرکت بسوی تعالی ورشد وتکامل بهره ببریم.

خوشبختانه پرشین بلاگ هم هدیه خوبی بهم داد وآن امکان آپلود عکس بود ومن هم چون قول داده بودم ازسفر شمال چند هفته پیشم چند عکس بگذارم اینجا میاورم. 

 

عکس در مازندران روستای توسکا مجتمع کارکنان پتروشیمی اراک.

 

 
عکس بالا در محمود آباد گرفته شده است
 
واین عکس را هم که درتوسکا گرفته ام تقدیم میکنم به همه عزیزان و دوستانی که اینجا ازشان یاد گرفته ام ومایه امید وزندگی تراوت وشادی دیگرانند.
 
مهرگان بر همگان مبارکباد