ب

 

با شرایطی که جامعه  در گذار ما دارد و عبور سختی که ممکن است سالیان دراز طول بکشد تا به مرحله ثبات برسیم تعارض در تمامی عرصه های فردی و اجتماعی اجتناب ناپذیر است.

برای رفع نگرانی ها و راه یابی بهترین شیوه حل گرفتاری هایمان ناچار به مراجعه افراد متخصص و حرفه ای در زمینه های بهداشت روان و مشاوره ومددکاری هستیم که آنها را روان شناس و روانپزشک و مشاور ومددکار اجتماعی می شناسیم.

اما همیشه عادت بر این است که مشاورین به دیگران توصیه میکنند که چکار کنند تا حالشان بهتر شود و برای دیگران نسخه می پیچند ولی آیا هیچ فکر کرده ایم که این گروه هم  بی نیاز از کمک گیری و مشاوره گرفتن نیستند؟

قبل از آن باید چند تصور غلط که در جامعه نسبت به جامعه مشاور وجود دارد را از ذهن بیرون کرد.

خیلی ها همینکه فردی به یک کار خیر  با هر هدفی چه خوب یا بد انجام می دهد ویا کلاسی تشکیل می دهد و عنوانی برای خود بعنوان کارشناس روان و روح  میگذارد وحتی جادو وجنبل و خرافات هم تویش باشد ممکن است او را مشاور  میگویند .

منظور  در این نوشته از  مشاور افراد تحصیل کرده ومورد تایید انجمن ها وجامعه رسمی  مشاورین و روانشناسی و سازمان های مددکاری اجتماعی  مورد تایید دانشگاه  های ایران ووزارت علوم است  که بصورت حرفه ای مدارک و مستندات کار در این حوزه ها را کسب  وبرای این خدمان دوره های خاص را زیر نظر استا دهای مربوطه گذرانده  او اجازه فعالیت دارند. 

تصور غلط دیگر این است که  اغلب قکر میکنند مشاورها مجاز نیستند خودشان دارای مشکل روحی و روانی ویا اختلال فردی واجتماعی باشند.آنها گاهی چنان  غرق در مشکل خود هستند وآنچنان چهره قدیسی از مشاور در ذهن خود ترسیم میکنند که اگر بشنوند مشاور در زندگی شخصی و خانوادگی خود دچار مشکلی است کاملا بهت زده می شوند و از خود می پرسند:"

مگر مشاور که  این همه راجع به مسایل فرد وخانواده و اجتماع می داند ممکن است خودش هم دچار اختلال شود؟

در این مورد متاسفانه کمتر تحقیق صورت گرفته و در مقالات و اینترنت و تحقیقات انجام شده خیلی کم به این موضوع پرداخته شده است.

اینکه رابطه زندگی شخصی مشاور با کار حرفه ای اوتها چه حد در ارتباط است ویا اینکه موفقیت یک مشاور  تا چه میزان به عملکرد واقعی اودر زندگی فردی واجتماعی او ربط دارد وموضوعاتی از این دست  شاید در مشاغل دیگر کمتر مطرح باشد ولی در این گونه کارها حتما بیشتر زیر ذره بین است. 

این مطالب احتمالا بسیار چالشی ونیازبه توضیح و صحبت بیشتر دارد و ازجهات گوناگون می شود در موردش نوشت  که امیدوارم دوستان و همکاران همراهی کنند و جنبه های گوناگون آنرا با ارایه نظریاتشان روشن تر نمایند..

همین قدر باید بگویم که افراد مشاور چون اغلب عمری را در عرصه علوم انسانی فعالیت میکنند ازجهات مختلف می توانند تحت تاثیر محیط وشرایط کارشان باشند.

 ازسویی  دارای امتیاز هستند چون مفید بودن وموثر بودن خدماتشان را به چشم می بینند ولذت می برندو  ازطرفی هم در معرض انواع اختلال های فردی واجتماعی و روانی ناشی از مشاهدات وتجربیات اتفاقات بد اطراف خود هستند.

 در باب محاسن وفواید کارهای خیر و کمک رسانی خیلی  گفته شده و لی در مورد سختی کار این حرفه به دلایل مختلف کمتر می بینیم.

هدف ما در اینجا توجه به آسیب هایی است که در اینگونه کارها دیده  می شود و میخواهیم به آسیب شناسی مختصر این  دسته ازمشاغل نیم نگاهی بیندازیم و ببینیم چه عواملی ممکن است قابل تامل باشد که باید  به آنها دقت کرد

 نکته اول اینکه مشاورها خود بعنوان انسان بایستی با یک انسان دیگر و از نوع خود در نعامل باشند ودر این دادو ستد عاطفی نمی توانند گذشته و شخصیت خود و اعتقادات و باورهای نهادینه شده در خود را کاملا در تصمیم گیری ها و کارهای خود پنهان نمایند.این امر در بیشتر لحظات زندگی و کار مشاورها را با یک تعارض آشکار رو برو میکند که گاه جدا شدن از آنها خیلی سخت و حتی نا ممکن است.

نکته دیگر اینکه مددکار یا روانشناس و روانپز شکی که با خاواده ای مشکل دار ویا بی سر پرست وبد سر پرست ویا ...معلولین و یا عقب مانده های ذهنی و یا بیمار روانی  و ده ها ناهنجاری و گرفتاری ازصبح تا شام در ارتباط است هر چند که حرفه ای هم عمل نماید نهایتا در مقابل آنچه که به  اطراف خود منتقل میکند اجبارا چیزهایی  هم می گیرد.بسیاری از آنچه میگیرد خیلی زیبا و دلگرم کننده است اما گاهی نکات و صحنه های رنج آور هم هست که بر روح و روانش تاثیر منفی میگذارد.

مطلب بعد اینکه همه مشاور ها اینگونه نبوده که با علاقه مندی و استعداد ذاتی به این رشته ها آمده باشند ومسلم است در صد وجود اختلال در گروهی که بدون مطالعه و یا صرفا  احساسی ویا بر عکس اجباری به این مشاغل بیایند بیشتر خواهد بود.و اینها تصور یک صنف شغلی همگون و تعریف شده را دچار شک وتردید میکند وبتدریج در گروه حرفه ای ها هم نقش آفرینی منفی خود را باقی خواهد گذاشت.

فراموش نکنیم که که علاوه بر خود فرد که هر کدام دارای خانواده وفامیلی هستیم .مشاورها هم مانند همه مردم در جامعه خود تحت تاثیر زندگی افراد خود هستند.خانم و یا آقای مشاوری که در خانواده اش همسر وفرزندانی دارد و یا حتی اگر مجرد هم باشد با  برادر و یا خواهر و  والدین مشکل داری زندگی کند  هر چقدر هم توانا باشد کارها ورفتارهایش وحتی مشورت هایی که می دهد بدون توجه به شرایط درونی خانواده خودش نمی تواند باشد. 

نه تنها مشاورها در حوزه کاری ما بلکه در همه جرفه ها واز جمله معلمی و یا وکالت ونیز کارهای هنری وحتی یک موسیقیدان و نقاش و ...هر شغلی که بنوعی موضوعش انسان و برانگیختگی جنبه های درونی آدمها باشد از این قاعده جدا نیست.

 قاتی شدن نورم ها وارزش های جامعه  نبود ساختارهای نظارتی بر مشاغل حساسی که با جان و ناموس و روج و روان مردم سر و کار دارد  پیچیدگی بحث را بیشتر میکند.

در نبود چنین نظارت هایی گاهی افرادی بیمار ومشکل دار و یا شاید معامله گر با ثبت موسسه و درست کردن تابلو و تبلیغات و  پوستر  فهم واقعی معنای مشاور واقعی را مبهم تر نمده اند.

اینها با جعل گواهینامه های مختلف خوش آبرنگ و جذاب عامه پسند وراه اندازی سخنرانی و کنفرانس و ...به جلب توجه دیگران می پردازند.آنها مطا لب علمی و غیر علمی را بصورت معجونی ساده فهم بخورد مشتریان مشتاق خود می دهند .

اینگونه مشاورین دروغین چو ن در عمل چیزی برای ارایه ندارند با نفوذ در روزنامه ها و برخی نشریات هفتگی و ماهیانه و با استنادهای کاذب و غیر علمی مددجویانی را که برای رفع گرفتاریشان به آنها مراجعه می نمایند نه تنها یاری نمی کنند بلکه با پنهان ومدفون کردن ریشه دردشان بیشتر و بیشتر آشفته مینمایند.

اگر مشاورین حرفه ای برای فهم یک گرفتاری فردی و یا اجتماعی همه جوانب شخصیتی و خانوادگی و اجتماعی و فرهنگی را با روش های درست بررسی و راهکار ارایه مینماید اینها بر عکس همه چیز را  نه در زمین و زندگی روزمره بلکه به آسمان و  ماه و خورشیدو ستاره و نادیدنی ها در سرنوشت سازی  و نهایت مقصر بودن مددجو در عدم تطبیق خود با آن شاخص ها ودایره ها ربط میدهند.

 آنها بعد از کلی هزینه که از او بابت کلاس واردو و...میگیرند از او میخواهند که باور کند آنچه بر سرش آمده حقش بوده و اگر به خرافاتی که بهش میگویند تسلیم نشود  باز هم باید منتظر مجازات بیشتری باشد.ب

بعضی از این دستجات مدعی اند یک شبه ویا با یک داروی ساختگی و یا معجون  و فلان ورد و فلان ورزش چیتی و هندی و...احتیاجی به دنبال گردن ریشه ای گرفتاری هایشان نیست.

ادامه چنین فرایندی بعد از مدتی برای علاقه مندان به این رشته های جذاب موجب نومیدی و  آسیب جدی  به تفکر و نگرش منفی آنها به کل جامعه مشاور واقعی  می شود .

تداخل این خیل شیادان در میان همکاران صمیمی وشرافتمند و علمی ما که بیشترین خواسته شان کمک به همنوعان و مددجویان و نیازمندان با استفاده از تازه ترین یافته های تجربی و علمی است از نکات تاسف بار می باشد. 

  آنچه که می تواند در بروز نومیدی ویاس و ایجاد مشکلات برای مشاور ها   نقش داشته باشد  استقبال تاسف بار  گروهی مردم از این کلاه برداران وقبول کردن توصیه های آنها بجای عمل کردن به یافته های علمی وتجربی علوم روانشناسی وجامعه شناسی  و پزشکی است .

هر چند دیری نمیگذرد که درستی دیدگاه های مشاورین واقعی حقانیت خود را به  اثبات میرسانند ولی تکرار و تکرار مستمر این خطاها گاه روحیه دوستان و همکاران را می ساید و آزار می دهد. 

حال اگر باور کنیم  خیلی از عوامل می تواند موجب بروز اختلال در عده ای از همکاران مشاور هم بشود سئوال  هایی ممکن است بدنبال بیاید:

اگر مشاورها هم نیازبه مشاوره دارند چه کسی ویا کسانی می توانند چنین

تشخیصی ونیازی را تایید نمایند؟

اگر در این فاصله مشاور بخاطر دلایل موجه یا ناموجه دچار تشخیص و توصیه

خانمان برانداری شد تکلیف آن مراجعه کننده متضرر چیست؟

کدام تشکیلات وسازمانی برای حفظ حقوق مشاور ها  وآسیب هایی که در

طول خدمت بر آنها وارد میشود متولی است؟

تشکیلات نظارنی برای جلوگیری و کنترل  افراد غیر مجازدر این حرفه کدام

است ؟

مشاورها چکار باید کنند تا  کمتر دچار آسیب ناشی از کار و حرفه خود شوند.

ونهایت اینکه مردم چگونه باید تشخیص بدهند که کدام مشاور واقعی است

وکدام تقلبی .

شاید باز هم در اینمورد بنویسم.موفق وسالم باشید