امیدوارم از این چرخش طبیعت و درسی که به ما می دهد آرامش و نرمش را در خود احساس کنیم .

یاد بگیریم هر گاه دمی یافتیم  فرصتی به روح خود دهیم و با گوش دادن به  یک موسیقی دلنواز یا نگاه کردن به یکی  از این همه زیبایی های اطراف یا شنیدن نغمه پرنده ای یا شر شر آبی و بهره گیری از همه مواهبی که در اختیار ماست و  اغلب بی خبر از کنارشان می گذریم  جان را آبی بزنیم و تر و تازه اش کنیم.

دیگر اینکه فصل بهار موقع خیال پردازی هم هست.همه ما آرزوهای گمشده و نا شده بسیار داریم . اگر که نتوانستیم به آنها برسیم خیال را که از ما نگرفته اند ,کاری کنیم که دیگر خودمان به آرزوهایمان پشت نکنیم .این خواسته ها و تمناها جزیی اززندگی ما هستند هر چند برآورده نشده اند اما در ذهن ما همیشه ماندگارند  .

پس بد نیست گاهی هم کمی "بی عقلی " کنیم:

همینکه فرصتی یافتیم حتی کوتاه مدت ,قدرت خیال و رویا هایمان را بکار بیندازیم . در  گوشه سکوتی دور از قیل و قال زمانه چشمان را ببندیم و  رها شویم. خود وهر آنچه که آرزویش  داشته ایم را به زیبا ترین شکل و حتی با آب و تاب بهتر در خیال برآورده  کنیم .

نه فقط آرزوها ی ممکن را بلکه ناشدنی ها را شدنی کنیم ...

نمی شود مثلا ماهی بشیم بریم توی دریاو اون زیر زیرا برای خودمون اینور انور لیز بخوریم و روی آب ها سر سره بازی کنیم؟؟یا پرنده بشیم بریم توی آسمون ها و...لبخند شما بگید با این "خیال"  کجا ها می شود رفت و چکارها که نمی شود کرد؟

شاید  در باره این نعمتی که "قدرت خیال" نام دارد و ما کمتر ازش استفاده می کنیم در آینده بیشتر بگویم.   

  با تبریک دوباره  نوروز و آرزوی بهترین ها برای شما عزیزان چه بهتر که بهار را با شعری از حافظ آغاز کنیم. 

غزل شماره 456

 

 

( اگر می خواهید هم بشنوید کلیک کنید )

  http://www.1doost.com/hafez/456.htm