داستانهای اساطیری نمادی از زندگی انسانهاست و خواندن و دانستن  هر

کدام  از آنها  میتواندجنبه ای از زندگی  بشر را به ویژه در ابعادفردی و

اجتماعی  او به ما  نشان دهد.

شناخت و مطالعه در باب  داستانهای کهن برای درک و فهم زندگی امروزی مان

لازم است.

در مباحث روانشناسی افرادی نظیر فروید و یا یونگ  و یا دیگران در بررسی

ریشه های روانشناسی رفتار انسان ناچار به استفاده از تاریخ زندگی بشر و

داستانهای کهن اساطیری شده اند.

فروید با طرح "عقده ادیپ "و یا "یونگ "با توسل به اصطلاح "کهن الگو ها " و

خاطراتی که در ذهن آدمی از وقایع گذشته که ریشه در دوران اساطیری بشر

دارد  سعی در بررسی رفتار انسان کرده اند.

 علاوه بر روانشناسا ن آثار "شکسپیر" نویسنده انگلیسی و "فردوسی "در

ایران مثالهای دیگری از تاثیر اساطیر در فرهنگ کل جهان و در ابعادی کوچکتر

در کشور   ما میباشد.

نقش اسطوره ها در حفظ هویت بشری در جهان و نگهبانی از میراث های

فرهنگی هر کشور قابل توجه است. افسانه های کهن  در هر کشور و بین ملل

مختلف تقریبا دارای ریشه واحدی هستند هرچند ممکن است نحوه نفوذ و

شکل بیان آن در متفاوت باشد

مثلا مطالعه شخصیت  "پرومته" در تمامی شرایطی که افراد بر علیه بی

عدالتی و حق خواهی و دفاع از خیر در مقابل شر و نیز کمک به دیگران و

دستگیری از محرومان کوشش میکنند  نشان داده میشود.

 در داستان "پرومته "می بینیم وقتی که زئوس با خدایان (تایتان ها)به جنگ

میپردازد او  از  همراهی با  خدایان طفره میرود و جانب "زئوس "را میگیرد .

 پرومته یک بار دیگر  نیز این روحیه عصیان خود را به رخ خدایان نشان میدهد و

آن زمانی است که علی رغم تصمیم خدایان گندم و آتش را به انسان تقدیم

میکند  .

توضیح اینکه تایتانها دو چیز را از انسان پنهان کرده بودند تابا این اقدام  بشر 

 هیچ گاه نتواند قدرتمند شود وهمیشه در جای خود در جا بزند  و آن دو  چیز

یکی آتش بود و دیگری گندم..

 پرومته در این مورد نیز  بر علیه خدایان و تایتان ها حرمت شکنی میکند  

او  به آسمان میرود و بذری از آتش آسمان را در گیاهی پنهان میکند گیاهی

 که درونش خشک و بیرونش تر است.(گندم)

آتش و گندم را برای انسان می آورد  که جلوه های  اجاق و غذا هستند و اینها

همان عواملی هستند که در آزادی او از اسارت و نادانی و  جلوگیری از بدبختی

انسان نقش اساسی دارند.

  نمونه دیگر شخصیت " فاوست " است که عصیان او  هم شبیه پرومته است.

جالب آنست که سرنوشت اسطوره ای اونها هم شبیه به هم رقم میخورد:

"پرومته" را در زنچیر میکنند  و" فاوست "هم به زنچیر شیطان گرفتار میشود.

"فاوست" همان است که چون قصد میکند به قدرت الاهی برسد و نیکو شود 

 هر دو دلش را به شیطان می فروشد و...

وقتی این داستانها را میخوانیم می بینیم گاهی قصه ها شباهت های زیادی  با

زندگی امروزی  ما دارند .مثلا در داستان دیگری که مربوط به  "سیزیف " است

می خوانیم که وقتی که به زئوس خیانت میکند مجازاتی برایش تعیین میشود

که گاهی در ناله های امروزی بعضی از مااز زندگی  و یابر عکس در  انعطاف

 پذیری و چالشی بودن روند زندگی عده ای دیگر جلوه گری می کند :

"بالا بردن تخته سنگی تا سر کوه و سقوط دایم آن "....که  بعضی آنرا نمادی از

تلاشهای بیهوده انسانی تفسیر میکنند در حالیکه عده ای دیگر قدرت و توانایی

انسان در داشتن به امید و نومید شدن علی رغم هزاران بار شکست را نتیجه

میگیرند. 

صحبت در مورد اسطوره ها بسیار زیاد و  به نظر می آید دارای جذابیت های 

 خاص خود  است .

  در آینده سعی میکنم راجع به چند اسطوره دیگرو ازجمله آژیدهاک(ضحاک)

آنتیگون و... خلاصه هابی را  بنویسم تا به نقش اونها در افکار و رفتار فردی و

اجتماعی امروز خود بیشتر بیندیشیم.

برای آشنایی بیشتر با اسطوره ها   میتوان علاوه بر کتابهایی مانند " تاریخ

ادیان" نوشته دکتر  "علی اصغر حکمت " به  " فرهنگ اساطیر یونان و رم"  اثر 

 " پیر گریمال "ترجمه دکتر" احمد بهمنش "در دو جلد و نیز کتابها و مقالات دکتر"

جلال ستاری" (که در این متن نیز از آن  بهره گرفته ام ) مراجعه فرمایید.