بعضی از خوانندگان و بیماران مبتلا تلفنی یا با ایمیل و خصوصی سئوالاتی در رابطه با بیماری سرطان و مولتیپل میلوما دارند که گاه با من مطرح می کنند در ادامه نوشته های قبلی کوشش دارم بعضی از آنها راجواب دهم.

با این توضیح که من  مددکار اجتماعی هستم و پزشک نیستم و  انچه می گویم تجربیات شخصی و حاصل دوران بیماری خودم یا مطالعات مختلف می باشد. بنابراین در هر مورد که تفاوتی با نظریات تخصصی  پزشکی  می بینید حتما طبق نظر پزشکتان عمل کنیدهمانطور که  خودم تابع نظر و توصیه ایشان  هستم.

 این نوشته ممکن است برای بعضی افراد وسواسی که دنبال بهانه ای برای مشغول کردن ذهن و چسباندن بیماری به خود هستند مناسب نباشد.

مسلم است در میان گفته ها ممکن است نکاتی گفته شود که افرادی زود بخواهند بترسند و با خود بگویند: همه اینها را من دارم .  این نوشته فقط برای افراد بیمار و اطرافیانی که بیماریشان اثبات شده می باشد .بنابراین اگر خیلی وسواسی هستید  بهتر است ازاین نوع نوشته ها نخوانید .

 

س 1-مولتیپل میلوما چه نوع سرطانی است؟

ج:نوعی اختلال در مغز استخوان است که موجب می گردد  یک نوع گلبول سفید به نام "پلاسماسل " فعالیتش در مغز استخوان  بی حساب و کتاب شروع  به تکثیر   کند .به این تکثیر بیخودیو سرطان  "میلوم "می گویند .,این بیماری هم" مولتیپل "است (مانند مولتیپل اسکلروزیس یا همان ام اس که ضعف عضلانی قسمت های مختلف )و هر جای بدن را می تواند گرفتار کند آنرا چند جایی و فراگیر یا "مولتیپل میلوما "می گویند .

درون مغز استخوان سلول های بنیادی قرار دارد که مادر و ریشه همه گلبول سفید و قرمز و پلاکت ها هستند و هر کدام نقش خاصی دارند.اگر مغز استخوان درست کار کند در اینگونه موارد باید به همان اندازه که سلولی می میرد به تعدادش و بصورت متعادل سلول مشابه تولید شود .حالا تصور کنید در یک جایی سلولها تکثیر گردند و سلولهای قبلی همچنان باشند و نمیرند چه اتفاقی می افتد؟  باعث می شود که توده ای از سلولها روی هم انباشت شده وبصورت  توده و "تومور"  در آیند.

این تومور ها هر جا باشند آب و غذا  و اکسیژن و هوا می خواهند.از کجا تامین کنند؟ بهترین راه این است که ازسهم بقیه سلولهای سالم و اندام ها بردارند.بنابراین مرتب پیشروی می کنند و روز به روز هم بر تعدادشان افزون می شود .اگر اینها را به حال خود واگذاریم و فکر درمان نباشیم  آنقدرسهم بقیه قسمتها را می خورند تا جاییکه یک یا همه اندام ها را کاملا از کار بیندازند.

س-2چه سنی بیشتر مبتلا به مولتیپل میلوما می گردند؟

من در بین دوستان بیمارم چندین مورد  45 سال به بالا را دیده ام ولی اغلب  55 یا 60  سال و بیشتر دارندو سن های پایین کم دیده ام.

س3- عامل این بیماری چیست؟

ج:همانطور که گفتم هنوز در مورد علت سرکش شدن یک سلول وتکثیر بیخودی ان از نظر پزشکان چیزی اعلام نگردیده است .ولی اغلب معنقدند  نمی شود یک عامل خاص را متهم کرد.

عوامل زیادی می تواند  نقش داشته باشد مانند جنگ ها ,مواد شیمیایی و آب و هوا ,نوع تغذیه و بعضی اشعه ها و یا پیشینه فامیلی و ژنتیکی و ساختار و البته توان و ظرفیت های جسمی وروحی  هر فرد و بخصوص فشارهای عصبی مهلک  و ده ها عامل دیگر

 از نظر تیپ شخصیتی بنظر شخصی من ,شخصیت های دارای تعارض مثلا  بظاهر آرام و محافظه کار و محتاط ونیز  خیلی جدی  ولی حساس و پر تلاطم درونی که به هر علت و از جمله نوع شغل و یا شرایط تربیت دوران  کودکی و  خانواده و محیط  مجبورند با تعارض زندگی کنند و خودخوری کنند ودم برنیارند بیشتر مساعد اینگونه بیماری ها هستند.

این افرادهرگاه چندین مرحله در مقاطع زندگی دچار بن بستی شوند که  تحمل بیش از حد کنند  در صورتیکه با تهدیدهای یزرگ زندگی مواجه شوند که هویتشان را در معرض خطر قرار دهد  ممکن است در مراحل سنی بالا تر که مستعد فکر کردن عمیقانه تری هستند در کنار سایر شرایط ,سیستم ایمنی شان را تضعیف و مساعد اینگونه بیماری کند.شاید یکی از عللی که این بیماری اغلب در سن بالا دیده می شود ناشی از همین  باشد.

اینها که می گویم  نظر شخصی است وهیچگونه دلیل علمی و مستندی هم برایش ندارم.

س 4- مولتیپل میلوما ارثی است؟

ج: معمولا جواب خیر  است .

اما پزشکان می گویند در خانواده هایی که این نوع بیماری قبلا وجود داشته بهتر است بیشتر توجه شود و گاهی از نظر نوعی خاص از کروموزوم ها آزمایش زنتیکی شوندو بررسی ویژه صورت گیرد.

این نوع وسواس منطقی در مورد همه انواع بیماری ها صادق است.مثلا در خانواده دیابتی حتی اگر قند خون یک جوان نرمال  باشد همینکه  نزدیک به محدوده باشد  او بیشتر باید  مراقبت کند و حتما باید با پزشک مشورت کند.یا در مورد سرطان سینه افراد خانواده یی که سابقه این بیماری را داشته  برای زن و حتی مرد های چنین خانواده هایی مرحله چکاپ زودتر از بقیه و با دقت و وسواس بیشتری باید صورت گیرد.

 5-در مولتیپل میلوما بجز درد استخوان علامت ظاهری دیگری وجود دارد؟

ج:معمولا وقتی نظام بدن بهم می ریزد حتما به ما علامت می دهد.علامت ها بسیارند ولی ما آنقدر مشغول جاهای دیگر هستیم که نه تنها به این نشانه ها دقت نمی کنیم بلکه بجای فرصت طلبی از این موقعیت ها یا به عمد سرمان را در برف می کنیم و یا شروع به   ناله و آه  می کنیم و زمان را از دست می دهیم.

 ابتدای هر  سرطانی همه فعل و انفعال های اولیه تدریجی شروع میشود ولی  کاملا از دید ما مخفی است و فقط با چکاپ مرتب و استفاده از تکنیک های  خاص پزشکی مثل نمونه برداری یا آزمایش های ویژه  قابل تشخیص هستند ولی به اعتقاد من حتما علایم بیرونی هم دارند که اگر دقت کنیم می توانیم زودتر آنرا بشناسیم و به پزشک مراجعه کنیم.

  علایم بیرونی اش گاهی با درد استخوان و ضعف بدنی و گاه شکستگی های بدون دلیل و یا دلدرد های چند روزه و بی دلیل یا  تب و  استفراغ و حتی یبوست و خلاصه یک درد عجیب و غیر عادی و طولانی که خوب نمی شود  گاهی نشاندهنده آنست که در درون سلو لها  شیطنتی وجود دارد و "دارد یک چیزی مان می شود! "

 بخاطر اینکه سئوالها بسیارند و ادامه مطلب بیش از این موجب خستگی خواننده می شود سعی می کنم این نوع نوشته را برای افراد علاقمند در حین بقیه نوشته هابصورت مجزا  ادامه دهم.

همیشه شاد و سالم باشید.

ب ن

در تاریخ94/7/10  به این نوشته افزوده شد:

آدرس الکترونیک :

         mmz_1329@yahoo.com

     تلفن : 09133085612

نوشته های دیگر در این  باب :

   /www.aashenaa.persianblog.ir/post/486

     /www.aashenaa.persianblog.ir/post/319