گفته شد  که  همه موجودات  به نوعی میل به الگوسازی  و  شبیه سازی دارند که  این کار در حیوانات و جانوران بطریق  "از پیش تنظیم شده "و در   "پکیج" آماده در دسترس آنها قرار می گیرد. در این میان انسان تنها موجودی است که بسیاری از الگوها و مدل های آماده را در اختیار ندارد بلکه آنها را خودش باید یافته و یا بسازد.

بچه یک حیوان و جانور همینکه به دنیا آمد خیلی زود می تواند  بلند شود ,راه برود ,غذا بخورد ,رشد کند و زندگی خود را ادامه دهد.اما نوزاد انسان  از این نظر بیچاره ترین مخلوق است بطوریکه اگر حمایت و آموزش های والدین و بخصوص مادر یا فرد دیگری نباشد  خیلی زود از پای در خواهد آمد.

گویی انسان با  داشتن امتیاز " عقل " و استقلالی که به نسبت سایر مخلوقات به دست آورده مکلف شده درد ها وسختی های چنین امتیازی را بپذیرد.یکی از این رنج  و درد ها قبول  مسئولیت سنگین زندگی کردن در دنیایی است که هیچ از" هزار توی" آن  نمی داند .او مجبور است در پیچ و خم های زندگی عمر بگذراند و تجربه بگیرد تا هر لحظه و هر روز نقشه راه و الگوی جدیدی را  پیدا کند.نقشه و هدفی که هر کسی را از دیگری متفاوت می کند.

خیلی ازجانوران و از جمله انسان بصورت گروهی و جمعی زندگی می کند .ولی جامعه ای که آدم ها در آن زندگی می کند یک تفاوت اساسی با سایر گروه های حیوانی و جانوری دارد و آن اینکه  از گروهای متنوع و  از جنس خود تشکیل شده   که همگی در تلاشند  " الگو ها" و مدل های تجربه شده ی خود را به عنوان بهترین روش زیست به  بقیه  ارایه یا تحمیل نمایند. 

اینگونه می شود که هر گروه و جماعتی   راه و روشی خاص را دنبال می شود.تنوع و تقابل  الگوها و مدل ها آنقدر زیاد و متفاوت است که  هیچکس به قاطعیت نمی تواند بگوید حتما "مدل  او درست است تا حدی که ادعاها و حقایق رنگ افسانه گرفته اند:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند.

 اما چه عواملی موجب این تنوع الگوها می گردد ؟

 دلایل و عوامل چنین تفاوت هایی بسیار است که یکی از اینها عامل سیاسی واجتماعی است.

بعضی  دولت ها و جوامع که بصورت  متمرکز یا قبیله ای اداره می شوند  ( مانند کره شمالی یا چین یا حتی قبایل و عشیره هایی که به یک یا چند فرد یا سمبل خاص باور و  اعتقاد سفت و سخت دارند ) معتقدند  که  مردم خود قادر به انتخاب "الگوی "درست برای رسیدن به سعادت  و شادی واقعی نیستند و این وظیفه بزرگان و نخبگان و برگزیدگان است  که به کمک مردم بیایند و مدل های مناسب رفتاری و فکری را به زور هم شده  به  آنها ارایه دهند.

این نوع مدل سازی ها گاه  خصوصی ترین جنبه های زندگی افراد جامعه را نیز در بر می گیرد.

                               Men in North Korean               

    'ordered to get Kim Jong haircut' reports claim 

 در این مدلی که رهبر کره شمالی از مردان کشورش خواسته موهایشان را مانند او اصلاح کنند ممکن است  خیلی ها بدون دستور هم علاقمند باشند یا هستند که مویشان را اینطوری بزنند ولی وقتی اجبار و دستور پشت بهترین کار هم باشد زیباترین چیزها هم تلخ و عذاب آور می شود. 

در مقابل برخی دیگر ازکشورها  حداقل در ظاهر موافق دخالت مستقیم  وارایه الگوهای مشخص  به مردم نیستند و می گویند  افرادجامعه  می توانند از میان مدل ها و الگوها ی رفتاری و فکری و ... آنچه را که فکر می کنند موجب آرامش و آسایش  آنهاست انتخاب و پیروی کنند.

در این میان هستند دولت ها و حاکمیت هایی  که  راه میانه را انتخاب می نمایند یا  در قسمتی از امور غلیظ تر و در جا هایی کمتر و ساده تر با موضوع  برخورد می نمایند..

 در تمام  این نمونه ها آنچه اشتراک وجو د دارد ,تلاش  و کوششی  است که هر گروه و بخصوص گروه قوی تر جامعه در ارایه و یا تحمیل عقاید ,آرا و رفتار خود در قالب یک "الگو و مدل برتر " بر سایرین قصد  اعمال دارد .

ناگفته پیداست در این رویارویی ,گرو های  ذینفوذ و صاحب قدرت  در هرم قدرت جهانی چه در شرق باشند یا در غرب هر چقدر که بالاتر و باریکتر می گردند زورشان بیشتر و توانشان صد چندان می گردد.آنها  با استفاده از تکنولوژی های مدرن و بخصوص  غول های رسانه ای و ابزارهای مختلف  تبلیغی و هنری و ادبی و مانند آن  برای عرضه داشت و نفوذ" الگو "ها و "مدل "های مورد نظرخود از هر کار و ترفندی دریغ نخواهند کرد.

 بدین ترتیب  قدرت های کلان و جهانی  می کوشند  ذهن و مغز متعصب ترین تا لیبرال ترین افراد در هر گروه  جامعه رابا تکنیک های  اغوا گرانه خود به تسخیر  در آورده و به سمت هدف های مورد نظر خود تغییر دهند

     نمونه جنگ الگوها و مدل ها را امروز ما در گوشه گوشه جهان  شاهدیم:

 مدل هایی از رفتار  لطیف و صلح دوستانه اکثریت مردم دنیا ,در کنار الگوهای خشن وتهاجمی دسته ای دیگر .

الگوهایی که دیگر تابع یک سرزمین و مرز خاص نیستند.روش ها و پرچم هایی که یکباره ازجایی در عالم  بالا می روند و موجب می گردد اینجا و آنجا چه افغانستان باشد یا یمن و  سودان و چه اوکراین یا هند و استرالیا و.مانند آن..عده ای بر محور آن جذب شده ونا آگاهانه برایش جانفشانی کنند( خبر جذب بیش از  12000 نفر خارجی به گروه داعش  جلوه کوچکی از این نمایش  است)

 سودجویان و منحرفین و قدرتمداران پشت صحنه بعضی از تراست ها و کارتل های بزرگ  با مدل سازی های اغواکننده  و  الگو های گوناگون , مدام در تلاش هستند تا ضمن ایجاد  اختلاف بین مردم  مانع  آشنایی آنها  و بخصوص جوانان به  روش های درست اندیشه و شیوه های مثبت و سالم زندگی گردند.

در کنار همه اینها چه کسی می تواند انکار کند که جریان رو به رشد و تکاملی " الگو های برتر و انسانی "که خمیر مایه اش روح لطیف بشری و ملهم از قوانین پر نشاط و عاشقانه خلقت زیبا و قانونمند هستی است ,هر روز و مدام توفنده تر خود را بر  تمام جهان غالب می تماید. 

 فداکاری ,جانفشانی  ,کوشش و تلاش ده ها و صد ها جوان و پیر در سراسر جهان در کسوت هنرمند , نویسنده و دانشمند , سرباز و رزمنده یا ورزشکار وفعال  عرصه کار و فرهنگ و اقتصاد  و  اجتماع و...برآن است تا هر روز بیشتر و بیشتر  الگو ها و مدل های تازه تر و کارآمدتری ارایه شود  که تضمین کننده آرامش وآسایش بیشتر ما گردند.

 همه آنها مرتب به ما یادآور می شوند ما جزیی از این عالم بزرگ هستیم که در کنار سایر موجودات و مخلوقات حتما نقشی و تکلیفی به عهده مان است.

اگر زنبور و پروانه ومورچه و موریانه  ...باد و باران وماهی و خزنده و شیر و پلنگ ...خلاصه هرکدام از موجودات و مخلوقات نقشی  و اثری برای  حفظ تعادل و بقای هستی و انتظام بهتر این دنیای زیبا  دارند , قابل قبول نیست که من یا تو تکلیفی به گردنمان نباشدو بیهوده خلق شده باشیم.

 احساس مسئولیت ما زمانی عملا مفید فایده خواهد بود که هر  فرد نقش خود را بعنوان یک انسان و یک "الگوی برتر فردی " بهتر  شناخته و به تکلیف خود در هماهنگ شدن با سایر اجزا هستی به درستی  عمل نماییم..

 

  در نوشته دیگری اگر عمری بود به الگو های  رفتار فردی و خانوادگی و پاسخ مختصر به سئوالات قبلی بر خواهیم گشت.