نقش باورها در رفتار.

این نوشته در خردادسال 88 در وبلاگم منشر بود.  حالا  با بعضی تغییرات جزیی بصورت موقت و تا نوشتن مطلب بعدی دوباره اینجا می گذارم: 

...

 همیشه این سوال مطرح بوده فردی که دچار اختلال یا بیماری است و از یک

مشکل جسمی و یا روحی رنج می برد چطور می شود که با اعتقاد به یک

نیرو یا  فرد خاص  چه دکتر باشد یا هر عامل "انرژی درمان "  بهبودی می یابد

ولی یکی دیگر حتی اگر پیش بهترین متخصص و چاره ساز هم برود راه به

جایی نمی برد؟

مکانیسم این بهبودی چگونه است ؟آیا عامل درمان او در بیرون از خود 

 اوست یا در  درون خودش  و باورهایش؟

 پاسخ سوالات بالا را با نقل خلاصه  فیلم مستندی خواهیم یافت :     

دکتر موسلی (Moseley) از بیمارستان هوستن آمریکا تحقیقی را  به منظور

"بررسی نقش انرژی درمانی در درمان بیماری ها " و  نقش" شبه درمان "و

تاثیر  باورها  بر سلامت افراد بیمار نمود.

 او در این پژوهش افرادی را از سراسر آمریکا که مبتلا به ناراحتی

درد شدیدمفاصل " بودند دعوت نمودتا در بیمارستانی مجهز درمان

شوند. .سپس انها را به دو دسته تقسیم نمودند تا هر دو  عمل جراحی 

 شوند. 

آنها را به اتاق عمل بردند و تمام تشریفات برای هر دو دسته دقیق انجام

گرفت.

تزریق داروی بیهوشی و آنگاه  ................... یک دسته از آنها عمل شدند و یک

 دسته دیگر بدون اینکه خود بدانند  عمل نشدند.

بیماران نباید هیچ چیز از این موضوع می دانستند بنابراین  گروه پژوهشگران 

 فیلمی را تهیه کردندتا در پایان عمل به هر کدام از بیماران بدهند تا ببینند چه

کاری روی آنها صورت گرفته است.

پزشکان در این فیلم مشغول  جراحی مفاصل آن فرد هستند .

تمام  مراحل درمان وحتی صحبت کردن  با کادر اتاق عمل  در حین

جراحی ، حالات صورت وچهره  پرستاران و دکترکه نشان  ازرضایت

 عمل را نشان می دهد و همه شرایطی که بیمار واقعا ایمان پیدا کند که او

 عمل خوبی شده است در فیلم به تصویر کشیده شده بود.

تنها تفاوتی بین دو گروه  این بود که دسته دوم زانویشان  با تیغ جراحی

 باز می شد ولی بدون اینکه کار خاصی رویشان انجام شود بخیه  می

شدند

  برای جلوگیری از هر نوع اختلال درنتیجه  تحقیق هیچ کس حتی افراد  تیم

پزشکی  تا زمانیکه بیماران بیهوش کامل نمی شدند در جریان اینکه چه کسی

عمل می شود و یا نمی شود قرار نداشتند. 

برای "گروه نمایشی "هم وسایل و ابزاز جراحی به همان شکل که برای یک

 بیمار واقعی مورد استفاده قرار می گرفت وهمچنین صدای وسایل و ابزار

نظیر  قیچی و پنس  و....که بین دکتر و پرستار ردو بدل می شودو از نظر طول

زمان جراحی  همه و همه طوری  بود که در هر دو گروه تفاوتی نداشت.

بعد از دو سال پژوهشگران سراغ  هر دو گروه از بیماران رفتند تا شرایط آنها را

 بررسی کنند.

 این تحقیق یافته  عجیب و شگفت آوری داشت:

 نتیجه این بود که بین هر دو دسته  یعنی هم آنهایی که واقعا عمل شده

بودند  و هم دسته دیگر که اصلا کاری روی پای آنها  صورت نگرفته بود تفاوت

معنا داری دیده نشد و به همان نسبت  از عمل جراحی خود اظهار رضایت و

سلامت می کردند.

 برای مثال  دوربین فیلمبرداری  از میان نمونه هایی که هیچ کاری روی شان

انجام نشده بود سراغ  مردی رفت که  قبل از این  نمی توانست درست

  راه برود.  مصاحبه گر به سمت او رفت و احوالش را پرسید و از نحوه

عمل روی مفصل  پایش  پرسید و او گفت":می بینی که عمل بسیار خوب

بوده و  حالا راحت راه می روم , ورزش می کنم و حتی می توانم برقصم

و بسکتبال بازی کنم"!

و نهایت از او پرسیده شد :

"چه کسی شما را  درمان کرد؟ واو جواب نسبتا قانع کننده ای داد.

   اینک بر گردیم به همان سوال خودمان و فارغ از جوابی که این بیمار و سایر

 افراد گروه  شفا یافته داده بودند بر روی همین فرد تمرکز کنیم و

 بکوشیم پاسخی برای سوال بالا بیابیم:

چه چیزی یا چه کسی  موجب شد که زانوی مفصل او که به تشخیص تیم

پزشکی دارای مشکلی بوده و حتما بایستی با عمل جراحی اصلاح شود بدون

 اینکه کاری رویش انجام شود بهبود یافته و درمان شود؟ 

آیا او   واقعا هنوز هم در مفصل زانویش مشکلی دارد یا اینکه باور و  آرامشی

 که دارد باعث شده درد زانویش را فراموش کند؟ و اگر چنین است ما می

توانیم در حالیکه گرفتاری و دردی در جسم و در اطرافمان  داریم باز هم  به

 آرامش برسیم؟

از این تحقیق  می توانیم چه نتایج دیگری برای بهبود زندگی خود بگیریم؟

   

  

  شاد وسالم باشید.