پنجشنبه پانزده آبان ما ه آب زاینده رود دوباره جاری شد و جالب اینکه پرنده های مهاجر داخلی و خارجی   از شهرهای خودمان یا  از سمت  روسیه و سیبری و با چند هزار کیلومتر فاصله  یکباره سر و کله شان در اطراف پیدا شد . 

 حضور اونها به قدری سریع بود که قبل از اینکه حتی مردم و  اهالی  اطراف خودشون را برای زیارت این آب پر برکت آماده کنند آنها زودتر  چند باری در آب آن شیرجه زده بودند .

از عجایب اینکه در دوسال گذشته که زاینده رود آب نداشت خبری  هم از این پرندگان  نبود .

قبلا شنیده بودیم که پرنده های مهاجر دارای یک نوع حس ششم هستند بطوریکه قبل از اینکه حرکت کنند  سیگنال های الکترونیکی به مناطق  مورد نظر می فرستند و بر اساس آن به سمت جاهایی که مثلا نیاز های اساسی آن ها یعنی آب و غذا و امنیت را تامین می کند  راه می افتند.

یادمان نرود که تمام موجودات و جانوران به استثنای انسان  معمولا طبق فرمول ها  و برنامه های معینی زندگی می کند .اینگونه نیست که "!شب بخوابد و صبح یک تصمیمی  تازه بگیرد.یا مثلا عارف مسلک و اهل دل باشد و بگوید:" یهو دلم هوای اصفهان  و کنار زاینده رود را کرده "و  یا ...همینطوری دست زن وبچه اش  را گرفته و  راه افتاده امده اینجا و بعد هم شانسش گرفته آب  را هم باز کرده اند.

بنابراین سئوال این است که آنها از کجا می دانستند که قرار است آب زاینده رود باز شود و آنها از چند هفته یا چند روز قبل این راه را انتخاب کرده اند؟ شاید گفته شود که این یک مسیر همیشگی آنها بوده و چون هنگام عبور رود  را پر آب دیده اند سرشان را انداخته اند پایین و آمده اند اینجا!

اما واقعا این ها هم  اهل ریسک هستند و چندین هزار کیلومتر را "باری به هر جهت "بار سفر می بندند و با "باید و شابد"زندگی می کنند؟

فقط اینها نیستند که انگار "جی پی اس" و"نقشه هوشمند "همراهشون است و کارشان  این همه سئوال بر انگیز است.

بارها شده که پارکی رفته ایم یا جایی برای نشستن که  غذایی بخوریم .همینکه مشغول خوردن می شویم انواع مگس وزنبور که تا لحظه قبل  هیچ خبری ازشان نبوده یکباره پیداشون می شود.انگار به هم "توییت" کرده اند یا "وایبر "و..."اس ام اس "زده اند.

نمونه دیگر  مورچه ها هستند.خونه هایی که مورچه دارند حتما اینرا که می خواهم بگم تجربه کرده اند.کافیست کمی قند یا شیرینی یا خرده ریزه  غذا روی زمین یا  حتی روی میز یا پیشخون آشپزخانه باشد.معلوم نیست این مورچه های نیم وجبی!ببخشید نیم چقدی با چه  سرعتی پیداشون میشه  . خودشون را می کشونند بالا و سراغ اونها می روند و یکباره همه منطقه را محاصره می کنندو شروع به حمل آنها بصورت کاروانی می نمایند.

ارتفاع پایه  تا میز یا پیشخوان آشپزخانه برای یک مورچه در مقایسه با جثه کوچکش  نباید کم باشد.ولی سئوال این است که اینها بدون اینکه غذا را ببیند یا بچشند از کجا  با این اطمینان و اعتماد به نفس خود را کشان کشان بالا می کشند تا به آن  دست یابند . جالبتر از همه اینکه بدنبال اولین شناسایی کلی نیرو های دستیار هم  دنبالش برای کمک راه می افتند

اینهاو مثال های مختلف  همه می رساند که اغلب موجودات غیر از بهره مندی از حواس پنجگانه شان از حس ششم شان خیلی بهتر از ما استفاده می کنند.شایدو حتما  ما انسان هاهم دارای حس ششم و  انواع حس های دیگر شناخته شده و یا نشده دیگری هم هستیم.

اگر این موجودات که ما ناقص شان  می دانیم چنین قابلیت ها و توانایی هایی دارند ,ما انسان ها که اشرف و بهترین نوع مخلوقات هستیم هم حتما از این نوع حواس و از جمله حس ششم را کاملتر داریم .

ولی آنچه مایه تاسف است اینست که بنظر می آید   اونقدر از خودمون فاصله گرفته ایم و به "بیرون از خود "چسبیده ایم که یادمون رفته که چه توانایی هایی داریم و از شون  استفاده کنیم. 

شما تا حالا چقدر از حس ششم تان بهره گرفته اید؟

 

؟