تازگی فرصتی پیش آمد تا با دوستی مراوده بیشتر داشته باشم.مسایل جنگ باعث شده بود  تا ما از هم جدا باشیم. او در شهر دیگر و ما جایی دیگر و مدتها از تغییر خلق و رفتارهم دور بودیم.

در این با هم بودن های چند روزه  یکی دو بار دیدم خانمش را به نام پسرش صدا می زند.مثلا می گفت:" محمد!!چایی را آوردی؟" ( بخاطر راز داری از نام خودم استفاده می کنم) .

وقتی بار اول شنیدم فکر کردم دارد شوخی می کند یا نوعی حرف زدن های خاص بین خودشون است ,ولی هر چه بیشتر  گذشت  متوجه شدم  که نه! این دوست ما واقعا همسرش را حداقل وقتی با من ( و احتمالا  با دیگران )  هست , همین گونه خطاب می کند.

رفتارش کمی برایم عجیب بود و هست.به این علت که من اینگونه برخورد با زن یا مرد را نوعی توهین میدانم و البته  در بین بعضی از اقوام یا افراد دیگر هم قبلا دیده ام و این موجب شد که کمی این موضوع را راجع بهش حرف بزنم.

 استدلال اینگونه افراد چیزی شبیه به این است که  : " چون ترا خیلی خیلی دوست دارم "نمی خواهم کسی غیر از خودم  بفهمد  که حتی اسم کوچک و مشخصات واقعی تو  چیست "!

در نمونه ارتباط همسران انواع کهنه تر و قدیمی ترش که هنوز هم بکار می برند مانند این هاست  :

 بچه ها خونه هستند ...( منظور اینه که " همسرش " خونه هست)

برو پیش مادر محمد و بهش  بگو  ...( ترجمه : پیش "همسرم برو و بهش بگو...)

 و ...

شکل خفیف تر در معارفه ها ست که اگر همسری بخواهد زنش یا شوهرش را به دیگری معرفی کند بدون ذکر مشخصات حتی کلی می گوید:

"خانمم "!" همسرم !"

استثنا هایی هم هست که بیشتر در بین همسران از نوع روشنفکر تر دیده می شود .اینجا گاهی همان  ارتباط های پنهانی دخیل می شود که آیا به دم" فامیل شوهر "بچسبند یا به شچره "خانم بزرگوار"!؟

مثال :

ایشون  "همسرم خانم ف هستند  "دکتر جراح ... نقاش معروف و یا مدیر دبیرستان ...

یا :" همسرم هستند  آقای  س...  که استاد دانشگاه هستند  یا ...در رشته ...مقام آورده و...مدرک فلان از امریکا گرفته و...

در همه این نمونه ها هویت واقعی و اسم و فامیل یک طرف در سایه بزرگی طرف دیگر قرار می گیرد و شاید بدون اطلاع خودش بهش توهین می گردد.

مردهایی که "زن " را در مجالس و با لحن شوخی "شوهرم " خطاب می کنند یا حتی خودشون را به نام زنانه  می نامند ( کوکب خانم ها ! ).یا" زن ذلیل "می خوانند بنوعی هم به مقام زن توهین می نمایند و هم بخودشون و ...

تا حوصله تان بیشتر سر نرفته با همین مقدمه این بحث را کوتاه می کنیم  .

 موضوع اصلی آنست که ما چه کودک باشیم یا بزرگ دارای  مشخصات و هویت مخصوص یخودمون هستیم که" من" ما را می سازذو می توانیم در جواب" من کی هستم ؟"جوابی به خودمان بدهیم.ولی اگر این "من "آسیب ببیند یا تحقیر  و انکار شود, مشکلات و گرفتاری های فکری و رفتاری مختلف می تواند  ایجاد نماید.

سعی می شود در ادامه, سهل انگاریها   نسبت به خودمان و عزیزانمان , بچه ها , همسر و سایرینی را که خیلی دوستشان داریم ولی به راحتی هویت "اسمی "و "جنسی "و " شخصیتی "شان را به روش های گوناگون انکار یا مخفی می نماییم و در واقع تحقیر و توهینشان می کنیم  را در نوشته دیگری به چالش بکشیم.