در نوشته قبل به اینجا رسیدیم گه یکی از انواع تکنیک ها برای پر کردن وقت و زمان بعد از بازنشستگی سر"کار "گذاشتن است که این نوشته را از همانجا ادامه می دهیم:

حداقل سه تعریف می توان از این  اصطلاح (سر کار گذاشتن )فهمید:

یکی اینکه یکنفر برای کسی دیگر شغلی پیدا کند  که اشتباها بجای "سر شغل گذاشتن "از این اصطلاح استفاده می شود .

دوم  فردی را بخواهند بااو شوخی  کنند یا دست بیاندازندو مشغول چیزی شود که وقتش  تلف شود و نهایت هم چیزی عایدش نشود (موجب تمسخر یا سوء استفاده گردد.)

اما یکنوع "سر کار گذاشتن"  هست  که  جنبه  " مثبت "دارد. مانند نوع اول  است با کمی تفاوت :

در اولی  "شغل" و کسب در آمد و ...هدف است و در اینجا بیشتر تشویق و وادار شدن یا وادار کردن به  "کار" و عملی که با "ذوق" و " حرف دل "و   ندای "درون"  آدمی بیشتر نزدیک است

در آن یکی بیشتر هدف مادی و جنبه ملموسی مانند پول یا مقام و حتی احترام  مطرح هست ولی در  نوع  اخیر که بسیار هم متنوع است جنبه روحی و روانی  بسیار مهم تر و گاه حتی پول و مقام هم ممکن است از دست بدهی.

حتما هم نباید که دیگران ما را سر کار بگذارند.خودمان هم می توانیم اطرافمان را نگاهی دوباره کنیم و کاری برای خود بیابیم:

کارها خیلی زیادند و حتم دارم بعد از مدتی تعجب خواهید کرد که در دوران اشتغال چگونه این همه کار بر دوشتان بوده و شما از آنها غافل بوده اید !

این زمان فرصت مناسبی است برای فهم جنبه دیگری از زندگی است که در خانه جاری است و بخصوص نعمتی برای بودن در کنار شریک زندگی مان که کمتر فرصت شناختن و آشنایی واقعی با او را داشته ایم.

 دورانی که که مانند روز های اولیه ازدواج  می توانیم بدون خیلی از دغدغه ها و مزاحمت های بچه ها  و گرفتاری های روزگار در کنار همسر باشیم .راحت تر غر ولند کنیم یا که نه بهتر با هم بودن را تکرار کنیم و از آن لذت ببریم. 

بحث جداگانه و مفصلی در باب اهمیت ارتباط های همسران در این دوران وجود دارد که متاسفانه در جامعه ما به غلط مطرود گردیده و حداقل کم توجه ای جدی  به آن می شود.

عدم ارتباط های مناسب زناشویی در دوران سالمندی که همزمان با این دوران است,  عامل بسیاری ازدرد و رنج ها , پیری های زودرس ,کج و معوجی , افتادن چین و چروک در صورت و دست و پا ,ضعف استخوان و ناتوانی ها و انواع بیماری های جسمی و روحی گردیده است. 

مشکلاتی که اغلب برای رفع آنها به انواع حیله های بیرونی  متوسل می شویم (... آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد)

میرویم سراغ انواع لوازم و وسایل آرایشی و غیر طبیعی و دکتر پوست و عطار و فال بین که درمانگر همان چین وچروک گردد .

در حالیکه در اغلب موارد ریشه  آنها بر می گردد به عدم فهم صحیح کارکردهای سیستمک بدن و از جمله نا آشنایی با فعالیت های هورمون ها و آنزیم هاورابطه ظریف بین کارکرد اندام گوناگون  از جمله رابطه شادی و رضایت و نیازهای لطیف و برتر انسانی با رفتارهای ما می باشد.

 اینگونه اشتباه ها و یا رفتار یادگرفته شده که در بسیاری موارد تحت شرایط دوران صنعتی و اشتغال و بعضی مشاغل و از جمله شیفت کاری و ساعات  نامنظم خواب و بیداری تا حدودی آسیب دیده اند تحت تاثیر اندیشه و  باورهای غلط در سن های بالاتر  می تواند همچنان مخل سلامتی باشند.

 به خاطر محدودیت های وبلاگی امکان باز کردن بیشتر بحث در اینجا نیست . علاقمندان به موضوع خود می توانند با جستجو در کتاب ها و تحقیق های مربوطه  نکته های مرتبط با موضوع را با کنجکاوی بیشتری پیگیری  نمایند.

برگردیم به ادامه بحث

 باشریکمان در کارهای خانه همراه شویم  ( از جمله کارهایی که در نظرهای پیشین  دوستان آمده است ).

 او را هم  بازنشسته ای فرض کنم که مثل ما نیاز به استراحت و رفع خستگی دارد.

هر کدام ازما آرزو ها و گم شده هایی از دوران گذشته خود داریم. بیاییم فرصتی به هم بدهیم تا او هم وقت رسیدگی به این آرزو ها و یافتن گمشده های خود را اگر در دنیای واقع ,دست یافتنی  است بیابد و گرنه حداقل زمانی برای رویا پردازی هایش داشته باشد

حتما و حتما زمان خاصی بدهیم به فرزندان ( عروس ها و داماد ها و نوه ها و گاه نتیجه ها ) ونیز سر زدن ها و رسیدگی به احوال و نیازمندی های مادر ,پدر ,خواهر ,برادر و فامیل  که اگر هم بعضی از آنها هم در قید حیات نیستند یادشان را یادآور شویم وهمیشه زنده نگه داریم.

تعامل  مناسب تر با دوستان قدیمی , همکاران ,همسایه ها خیلی وقت ها بسیار  دلگشا و مشغول کننده های خوب و مفیدی است.

به غیر ازکارها و  ارتباط های انسانی این چنینی :

اگر ذوق باغبانی یا گلکاری داریم ( خیلی از دوستان قبل از بازنشستگی  پیش بینی کرده و باغچه و باغی تدارک دیده اند و در آن زراعت و کشاورزی کوچکی برای این دوران در نظر گرفته اند.) .

حتی در آپارتمان کوچک هم می شود با رفاقت با گل ها و گیاهان دنیای زیبای آنها را  با روح وروان نیازمند خودمان آشتی بدهیم.روزی یا حداقل هفته ای چند بار سرکشی به این ها  وسایر موجوداتی که در اطرافمان هستند طعم شیرین زندگی را شیرین تر خواهد نمود.

اگر دلمان می خواسته روزی "ساز"ی بنوازیم یا فکر می کردیم صدایی داریم یا نقاشی یا یک وسله برقی درست کنیم و طرحی در ذهن داشتیم و بهانه بود  که وقت نداریم و و فت نمی شود ... خب حالا وقتش رسیده  است....

فرصت خوبی است برای تفکر در معنای زندگی و اینکه کتاب های ناخوانده یا افکار درهم و برهم خود را که بخاطر درگیری های شغلی فرصت سامان دادن به ان نداشتیم اینک در تنهایی های  هوشمندانه مرتب نماییم.( به نوشته های من در باب "تن "ها و "تنهایی "رجوع شود )

خیلی ها این دوران را " زمان شکوفایی " " تولد دوباره " یا "دوران بازگشت به خود "و خلاصه اغلب صاحبنظران با لفظی مثبت از آن یاد کرده اند. 

 مطلبی در باره " کار" اما نه "شغل "را هم  بد نیست توضیح  دهیم .

نکته مهم این است که حتما بعد از بازنشستگی  دنبال" کار رسمی "و یا همان "شغل "دوباره نگردیم.

"شغل "همانطور که گفته شد برای دوران خاص خود واقعا با ارزش و حتما در کنار خیلی از منافع اجتماعی واقتصادی و ملی به لحاظ تکوین شخصیت و حفظ هویت ما و ارزش های مربوطه  بسیار مهم بوده است اما در دوران بازنشستگی نیاز ما چیز دیگری است و آن احیای هویتی  تازه  است .

اینکه یکبار دیگر در سن بالا بخواهیم به اجبار صبح زودبیدار شویم  و ساعت معین, "رفت و برگشت "و "رییس بالاسر" و مقررات و...واقعا تاسفبار است .

حالا اگر بعضی از دوستان می روند و در طرح های  سخت تری مانند نوبتکاری یا اقماری کار کنند به این بهانه که حقوق بیشتر بگیرند  که واقعا فاجعه بار تر  است.( رجوع شود به  تحقیات دوساله من که بصورت مقاله هم منتشر شده است با مضمون  "اثرات منفی کار اقماری بر خانواده "در آدرس زیر

 http://wrc.ir/?action=Scholar2.View&Group=1&ID=8701

   همیشه به خودم ودوستان عزیزم می گویم :

 اگر پولدار شدن برای ما واقعا "ارزش "بوده و با روحیه ای که داریم سازگار بود ,یا استعدادو  هنری در کار "بازار" و سرمایه جمع کردن داشتیم تا حالا   چیزی  غیر از این که هستیم شده بودیم .حالا که کلی از خط زندگی را گذر کرده ایم دوباره تقلا ودست وپا زدن  آزمونی ناشیانه و پر خطاست. .

 حتی اگر پول و ثروت را ارزش برتر بدانیم مطمئن باشیم هیچکس از طریق  دستمزد و پاداش و حقوق اداره و شرکتی که در آن کارمند است  پولدار و ثروتمند نشده است و بعد از این هم نخواهد شد ( کلی در اینمورد نوشته بودم حذف کردم چون مطلب بیش از این طولانی می شد .)

بیاییم و کمی به خودمان برسیم.به داشته هایمان , اعتقاد و باورهایمان احترام بذاریم و این هویتی را که با نام و فامیل خاصی تجلی یافته است وبا هزار خون و دل  در طی این همه عمر رنگ آمیزیش کرده ایم و به آن جلوه داده ایم تخریب نکنیم.

ما همین هستیم که هستیم و  آنچه که هستیم بهترین است .با احترام با خودمان صحبت کنیم و قدردان حود باشیم .

اما اگر به هر علت دنبال پر کردن وقت مان از طریق کاری هستیم

   دنبال کاری باشیم  که ترجیحا شرایط زیر را داشته باشد :

پاره وقت باشد.

نزدیک خانه و خانواده باشد.

مقید به ساعت و زمان تعیین شده توسط کارفرما نباشد.

 دقت کنیم با ذوق و شوق وحرف دلمان تا حدودی همصدا باشد.

 سعی کنیم کاری بیابیم که تا می شود خودمان رییس خودمان باشیم( مثل  یک کار آموزشی یا تاسیساتی و برق و تعمیرات...و برای خانمها تهیه شیرینی و مواد خوراکی یا بافتنی و نقاشی و ...ده ها کار ذوقی که بی شمار هستند که در خانه هم امکان انجام شان باشد  ).

 اگر  مجبور به کاری پاره وقت شدید که  کارفرما فرد  دیگر باشد ,حتما قرارداد را طولانی مدت نبندید.

 اما نیاز این دوره به کارهای دلی و برآمده از خود چیز دیگری است:

 

الف :شرکت در یک یا چند کار گروهی مثلا همکاری در امور خیریه ها و کانون های همکاران و مانند اینها.

 ب:اگر با مشوت با پزشک حتی محدودیت ورزش های خاصی را داریم فکر نمی کنم داشتن یک برنامه نیم ساعته پیاده روی منعی داشته باشد.

پ :مرور خاطرات و خاطره گویی با مراجعه به عکس ها و صحبت با خانواده و رفقا و دوستان , موجب بیداری کودک خواب آلوده درون و شادابی ذهن و چین و شکن در سلولهای گردویی مغز می گردد. 

ت:برنامه سفرهای کوتاه مدت و بلندمدت در این مرحله از زندگی با فراغت بال بهتری صورت می گیرد .

ج:توجه به کنترل سلامتی و بهداشت  ( آزمایش های 6 ماهه و یکساله بخصوص کنترل چربی ,قند , فشارخون , قلب و بطور تخصصی  برای آقایان پی اس آ و خانم ها معاینات سینه و رحم ) و رسیدگی به وضع ظاهر بیش از گذشته.

چ: به روز بودن و به روز شدن با داشتن یک برنامه مستمر پیگیری اخبار یا مطالب پزشکی و علمی و یا حداقل جدول حل کردن و روزنامه خواندن و مانند آن حس زنده بودن را مرتب به ما فریاد خواهد زد.

ح : عضویت در گروهای مختلف همسالان یا همکارها , فامیل , خانواده و دوستان در شبکه های اجتماعی یا کارهایی مانند وبلاگ نویسی و  گروهایی مانند واتس اپ و وایبر ...که با گوشی تلفن هم امکان پذیر است.

 چ:دنبال کردن اهداف گذشته که به عللی نتوانستیم به آن برسیم  مثل ثبت نام در یک دوره  آموزشی و حتی ادامه تحصیل و مشغول بودن با درس و مشق که در این دوران خیلی حال می دهد بخصوص محشور شدن با جوانها که هم برای ما و هم آنها هر دو فرصت است.

ح .مرور مدارک و سوابق و درجه بندی و بایگانی مهم ها و حذف بی مورد ها و تشکیل یک رزومه و نوشتن زندگی نامه مدون و مکتوب برای خودمان و فرزندان تا بدانند کی بوده ایم و چه کرده ایم.

خ.تفکر و مطالعه مجدد در مورد یک برنامه ریزی بلند مدت مالی برای آینده ای که ممکن است ما نباشیم و این اتفاق دیر یا زود خواهد افتاد. توصیه می نمایم در مورد حساب های بانکی طوری برنامه ریزی کنیم  که پولمان بعد از رفتن ما بی صاحب نماند و جزو منابع بی صاحب به نفع بانک ها ضبط وذخیره نشود.

توضیح اینکه متاسفانه گاهی پیش می آید که مرد یا زن حساب های بانکی خود و یا اموالشان را ازیکدیگر به دلایلی مخفی می کنند بطوری که نزذیکترین افراد هم خبری از این پس اندازها که بیشتر مواقع برای روز مبادا و از روی حسن نیت در جایی در گوشه ای یا نزد کسی یا در بانک نگهداری شده ندارند.

حتما در برنامه ریزی های مالی هم به این نکته و هم به این شعار توجه نمایید که "سرمایه تان دارای طول عمر بیش از خودتان نشود "

د: در برنامه ریزی های مالی اولویت اول به خودتان و همسر و در درجات بعدی به فرزندان و دیگران بدهید.

یادمان باشد بهترین ها را برای خود بخواهیم.

ما فقط یکبار به دنیا می آییم پس حق ماست که از هر آنچه به ما داده شده است خوب بهره گرفته و از آن لذت ببریم.

 بحث بسیار طولانی شد .

همه این نکات هر کدام موضوع ساعت ها گفتگو و بحث و سئوال و جواب است که اینجا بشکل مختصر  و کوتاه شده آمد.شاید مفید گردد و تلنگری بر توجه بیشتر به این دوران زیبایی است که خیلی ها  تولد دوباره اش خوانند.

تقارن این نوشته با آخرین روزهای فصل زمستان نوید روزهای بهاری پیش روی را می دهد. ایامی که شکفتگی گلها و نغمه خوانی پرندگان در یک کلام ,نفس کشیدن دوباره طبیعت , با هم بودن و احساس زیبای زندگی را در پیامشان به ما یاد آور می شوند  

"لحظه ها را در یابیم"

 Image result for retirement and relaxing