هفته گذشته با دعوت مدیر منابع انسانی و همکاری مسئول مددکاری اجتماعی سازمانی که در آن کار می کردم ترتیبی داده شد که من به عنوان میهمان و پیشکسوت در همایش سالیانه مددکاران اجتماعی مراکز 19 گانه آنها افتخار حضور یابم.

 این کار در وحله اول مرا که  مدتها بود همکاران و دوستان سابقم را یکجا و اینهمه نزدیک ندیده بودم خیلی خوشحال کند.

نگاه زیبا و مسئولانه این مدیر محترم  که با من نه قوم و خویشی دارد و نه ارتباط سازمانی رایج و نه  چیز دیگر, نشان از زیرکی و تیزهوشی ایشان داردو حتما موجب احترام , تشکر و تقدیر قلبی ام گردید.

اینگونه مدیران را همیشه "باهوش و زیرک " می نامم زیرا چنین افرادی می دانند "سرمایه  انسانی "در هر سازمان یعنی چه !

آنها خوب فهمیده اند که علم و دانش کارکنان یک مجموعه نه تنها  با گذر عمرشان کمتر نشده  و از بین نمی رود بلکه روز به روز ارزشمند ترشده که اگر مد نظر قرار گیرند  برای هرمجموعه ای می تواند  مفید و کارگشا هم باشند.

یک کارمند یا  کارگر و نیروی انسانی در هر شرکت و سازمان, اززمانی که شروع به شغل خود می کند تا موقعی که آزموده و " بدرد کار بخور "شود کلی  هزینه و سرمایه برایش صرف می شود .

بعدها این تجربه اندوزی ها اگر چه در دوران اشتغال  مورد استفاده قرار می گیرد به این معنا نیست که با "باز نشسته شدن" هم واقعا  از "چرخه مدیریت منابع انسانی سازمانها" خارج گردد .در کلیه متون مدیریت از اولین چرخه که استخدام است تا باز آموزی و تربیت نیرو و سپس بکارگیری مطرح می شود حتما حلقه  کاملی وجود دارد که به آن نگهداری و حفظ  نیرو ها می گویند .

فراموش نکنیم چرخه چهارم گردش منابع انسانی در هر سازمان پویایی هرگز نباید متوقف شود بخصوص که افراد جوانتر و حتی تازه استخدام ها مرتب نظاره گر هستند که ببینند آینده شان چگونه خواهد شد.بنابراین نحوه برخورد چنین واحدهایی با کارکنان قدیمی و نوع سلوک با آنها آیینه ای است از نوع نگرش  آینده مدیران با آنها که در احساس تعلق و حفظ و وفاداری آنها به سازمان و یا شرکتی که در آن کار می کنند  بسیارموثر است.

علاوه بر این امروزه در همه سازمانهای پیشرفته چه در بحث "مدیریت دانش" و چه  در استفاده از"سرمایه انسانی" و بخصوص مرتبط با  مقوله های صرفه جویی و کاهش هزینه ها و سایر موارد نیز بر استفاده از تجربیات بازنشستگان و پیشکسوتان  آنها  به عنوان بازوهای  مشاوره ای در  حل معضلات و گرفتاری های مختلف تاکید می شود.

 کتاب ها و مراجع مربوط در اینمورد بسیارند ولی دو نکته را بد نیست یادآور شویم :

اول اینکه مسئولین و مدیران دقت نمایند که هر گونه تاخیر در استفاده از این منابع خوب و مفید و گنجینه های در دسترس ,نوعی مفت بازی است.

بسیاری از بازنشسته ها عاشقانه, با علاقه  و اغلب داوطلبانه و شاید حتی  به عنوان رفع یک نیاز روحی , بخاطر نوعی تعلق سازمانی , با هزینه های بسیار کم  مایل به کمک و همراهی مدیران در ارتقاءو  رشد کیفی و کمی سازمان قبلی خود و   یافتن راه درست ازکجرا ه ها برای آن هامی باشند .

حذف و نادیده گرفتن این "انبوه سرمایه "که متاسفانه  اغلب در گوشه و کنار خیابان و پارک ها ,بخاطر بعضی سوئ مدیریت ها بدون استفاده در حال از بین رفتن و نابود شدن هستند علاوه بر اینکه موجب فشار مضاعف  به مدیران و کارکنان می شود خسارات غیر قابل جبرانی هم به  دولت و سهامداران و صاحبان شرکت ها خواهد زد.

 بعضی مدیران کم دانش یا لجوج و گاه حتی چموش  که تحولات دنیای جدید را نادیده می گیرند و حساب و کتاب درستی برای انجام اقدامات خود ندارند , کاری را که باید با یک سئوال یا مشورت و گاه فقط یا تشکیل یک کلاس یا دوره  آموزشی  توسط قدیمی های خود و به راحتی می توانند  انجام دهند یا بدست آورند,غفلت ورزیده و بجای آن همین اطلاعات و تجربه ها را با صرف هزینه های سنگین و انجام ده ها بار خطا و زیان آوری و یا  استعلام از این و آن شرکت خصوصی بیرون از گود و بشکلی معیوب و نارسا از بیرون از خود گدایی می  نمایند و...

 این نوع خسارت ها را نباید فقط از چشم مدیران دید بلکه بسیاری از ما بازنشسته ها  که گاه مدعی پیشکسوتی هم هستیم در این برداشتهای غلط مقصریم.دلایلش بسیار است.

بارها در همین جا گفته شده است که مفهوم "پیشکسوت " یا بازنشسته خوب "فقط به معنای عمر یا سابقه کار بیشتر  نباید باشد.

امروز انتظاری که از یک پیشکسوت می رود در هر عرصه ای که مدعی آن باشد چه در یک سازمان باشد یا یک حرفه و هنر و چه در خانه و زندگی همانند همه دوران تاریخی که این نقش را" پیران جامعه "یدک می کشیدند نیازمند داشتن علم و دانش روز در کنار اخلاق پسندیده و شخصیتی خلاق و با نفوذ و دیگر سجایای انسانی نمونه می باشد.

اینگونه تعامل ها بهتر است  بصورت داوطلبانه و بدون تحمیل هزینه های سنگین, در قالب کارهای مشاوره ای و آموزشی و بیشتر در جهت استمرار رابطه بین طرفین و تشکیل انجمنها و کانون های عاطفی و دوستی دیده شوند و نه بصورت معامله گرانه و صرف کسب درآمد و موقعیت مادی و مالی بهتر...

صحبت آخر اینکه   

 امیدواریم روزی برسد که مدیران و صاحبان حرفه و کارو صنایع مختلف   که هنوز نگاهشان به  قدیمی هاو  بازنشسته ها مانند  نگاه به یک" پول از رده خارج " و بی ارزش می باشد به خود آیند و از این سرمایه عظیم و ارزشمند بهتر استفاده نمایند .

تحقق چنین امری, هم موجب رونق کسب و کار, پیشرفت خدمات و تولید , و رشد صنایع وشکوفایی کشور می شود  و هم با  دیده شدن مثبت این عزیزان در مرحله بلوغ عمرشان مانع از بحران های روحی و جسمی گردیده و نوعی رضایت و شادی را برای آنها و اطرافیانشان به ارمغان خواهد آورد.

و برای رفع خستگی و تنوع 

.

.

این هم چند عکس یادگاری از سفری که ذکرش رفت و  این همه  سخن و حرف و حدیث بهانه آن  .در عکس بالا من در گوشه سمت چپ  بالا و کنار یکی از همکاران بزرگوار در حال یاد گرفتن و  گوش دادن به سخنان یکی از مسئولین می باشم

 بقیه عکس ها از شهر زیبای شیراز با مردمی مهربان و میهمان نوازو نقاطی که حتما همه می شناسید و نیاز به شرح و تفصیل ندارد :


   ف