خیلی افراد تا یک نکته منفی در باره خود  متوجه شدند, دوست دارند که

آنرا به همه جا اشاعه دهند.

بعضی موقع هم خوبی هایشان را لباس منفی تن کرذه  و با آن شروع

 به تخریب خود می کنند.

برای این ها  همانقدر که "بیرون از خودی ها "خوب , موفق , زیبا و عالی

هستند  در مقابل  خودشان و  عزیزانشان بد شانس و ناموفق و نفرین شده

اند.

هر جا می نشینند  و بلند می شوند مرتب  خود یا  بچه ها و عزیزانشان را به

زیر شلاق نقد و ایراد می برند.

"فلانی بچه اش به کجا رسیده ولی بچه من هنوز درجا می زند!"

"فلانی به کجا رسید ولی من هنوز هیچ حرکتی نکردم!:

"قیافه ام از کوچکی ایراد داشت "آخه این دماغه ...این ...که من دارم؟"

  اگر به اندازه فلانی با هوش بودیم و عفل مون کار می کرد و...

اگه مثل فلانی آنکار را کرده بودیم   و... 

و ده ها اگر دیگه در ذهن اینها مدام  در جولان است.

برایشان مهم نیست که چی باشد کافی است نکته ای در دیگران پیدا کنند

 که با آن بشود  خود و عزیزانشان  را با آن بکویند.

اینهاکه مرتب به  خودشان گیر می دهند و دیگران را بهتر از خودشان

تصور می کنند در واقع "خود را زندانی  افکار و نگاه خود نموده اند".یعنی

 بدون اینکه کسی  آنها را اذیت کند خودشون موجب آزار خود می شوند.

عجیب تر و غم انگیز تر آنکه همانطور که گفته شد چنین افرادی گاهی

 کارهای خوب گذشته و افتخار آمیز شان را تبدیل به نکته ای منفی کرده و با

 آن وجودشان را تلخکام می کنند .

 طاووس به آن زیبایی هم که باشند با صد رنگ و آن چتر فریبا و تاج قشنگ 

 همچون خرمن گل و...  باز هم  با خود مشکل دارند و...آخرش می گردند و

 یک پای لاغر توی وجودشان  پیدا می کنند تا خود را بشکنند.

شعر و  ترانه اش را که احتمالا شنیده اید  ...

من همان طاووس  مستم...

 ...

درکنارگلبنی خوشرنگ و بو طاووس زیبا
با پرصدرنگ خود مستانه زدچتری فریبا ...
ازغرورش هرچه من‌گویم یک از صدها نگفتم
نکته‌ای در وصف آن افسونگر رعنا نگفتم ...... ......
     تاج رنگینی به سرداشت      خرمنی‌گل جای پرداشت
                   درمیان سبزه هرسو      بی‌خبر ازخود گذرداشت ...... ......
  هر زمان برخود نظر بودش سرا پا      نخوتش افزون شد ازآن چتر زیبا
بی‌خبر از کاردنیا ......
من‌که خود مفتون هر نقش و جمالم      هر زمان پابند یک خواب و خیالم
خوش بودم گرم تماشا ......
چوشد ز شور او      فزون غرور او      

پای زشتش شد هویدا
         هرکسی در این جهان 
     باشد اسیر زشت و زیبا ......
چوغنچه بسته شد      پرش شکسته شد     

 تا بدید آن زشتی پا
  

 

Image result for peafowl

 و گاهی که پای شان هم قشنگ باشد به تخیل و رویا پردازی رفته و در قصه

 های گذشته یک  بهانه برای  خراب کردن افتخارات و ارزش های قابل تقدیر

 خود ژیدا می تراشند. 

"آن سال  بجای اینکه فکر خرید یک ...باشم پولم را دادم برای کمک به

فلانی!

اگر بجای اینکه وقتم را صرف رسیدگی به دانش آموزان  کرده بودم  رفته

بودم فلان ...می کردم ...!

اگر اونموقع که جنگ شد, اونجا نمونده بودم و به ... رفته بودم

و ...

خلاصه این آدم ها  که  برخلاف تصور خودشان ,ازنظر  دیگران  اغلب

  انسان هایی  خوب و مهربان و خوش دلی هم  هستند بیشتر عمرشان در

 حال کدر کردن روح و  جان شان می گذرانند.

  این نوع نگرش شاید  بخاطر یک آموزه بد و یا فرهنگ غلطی باشد که

متاسفانه بین خیلی از ما دیده می شود  و آن  این است که یاد نگرفته ایم 

برای هر کار زیبایی در دنیا  اول از همه  از خودمان شروع کنیم و  به

خودمان  احترام بگذاریم.

از قدیم به ما به اشتباه گفته اند که از خود راضی بودن زشته.

  به ما یاد نداده اند که به خود و خانواده خود مباهات کردن و تایید کارهای

خوب مان  حداقل در حدی که وجود دارد نه تنها  هیچ عیبی که ندارد  بلکه

خیلی هم خوب و لازم است

 خیلی از ما قبول نداریم کارخوب خود را عیان کنیم و حتی در درون مان از

خوبی های خود مشعوف و شادمان شویم.

 

Image result for proud to myself quotes

سال 1394 هم دارد نم نمک دارد می رود و اینک روزهای اخرش در حال

سپری شدن است ,

 این  ایام معمولا زمان یاداوری  و ارزیابی کارها و رفتارها یی است که باید

 پایان نامه اش را بنویسیم, پس بیاییم کاری کنیم:

اگر  یعضی از ما به هر علت  با خودمان بد" تا "می کردیم .به خودمان و

عزیزاننزدیک خود جور می کردیم و وجود نازنین را مرتب خط خطی می

نمودیمتجدید  نظری کنیم :

زیاد  به خود مان سخت نگیریم .برای خودمان احترام قایل بشیم و ...

  

 Image result for proud to myself quotes