چند ی پیش مقاله ای خواندم در روزنامه همشهری که با استفاده از کتاب"   

ابر فضا "نوشته  میچیو کاکو   " ‎Michio Kaku ‏" فیزیکدان متولد  ۱۹۴۷ کالیفرنیا

و  شاگرد ادوارد تلر، و از نظریه پردازان بزرگ کنونی )به تحلیلی از کاینات و

انسان  با استفاده از  ابعاد ریاضی پرداخته بود . 

 بعد از خواندن این نوشته و مراجعه به چند  منبع وسایت دیگر که بیشتر از نگاه

ریاضیات به تحلیل بعد چهارم (که  با نگاه  ریاضی بحث مفصلی دارد و از منظر  

فیزیک  و خلقت  به موجودات بیرون از  طبیعت و خارج از قدرت توان آدمی 

 میتوان ربطش داد ) این سوال  به ذهنم آمد که:آیا انسان و افراد......

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


 "آیا انسان و  افراد دور و بر ما هم هر چنذ بطور کلی قابلیت سه بعدی را داریم

ولی واقعا و در عمل هم  سه بعدی  و همه جانبه تفکر و زندگی میکنیم؟"

حاصل این سوال و  تلفیق ذهنم با اون نوشته ها چیزی است که می خوانید :

بعضی افراد یک بعدی دنیا را نظاره میکنند.یعنی از ابتدا تا انتهای عمرشان روی

 یک خط منظم و بدون تفکر فقط  صبح را به شب و شب را به صبح میرسانند

چیزی میخورند و دفعی میکنند  اکسیژنی مصرف میکنند و هوایی آلوده ناشی

 از بازدم انعکاسی شان را به طبیعت بر میگردونند.میروند و می آیند و

زندگیشان اینگونه است و  کار به هیچ چیز  و هیچ کس ندارند.

گروهی دیگر از ما  دو بعدی و کمی پیشرفته تر هستیم   .این افراد  با  نگاه

   ریاضیات " سطحی " نامیده میشوند چون علاوه بر حرکت در جلو و

عقب   قادرند   به چپ و راست هم حرکت کنند و در واقع طول و عرض دارند .

  این ها همون هایی هستند که در تحلیل وقایع اطراف خود   بهتر از گروه اول

 هستند و در کارهایشان "جوانب "  کار را هم  در نظر میگیرند

 

                                                        

 

آدمهای دو بعدی  را  میتوان  شبیه   خزنده‌ های طبیعت  تصور کرد. موجوداتی

مثل مورچه‌ها و کرم‌ها و مارها که نمی‌توانند بپرند .

دسته سوم از آدمها اون هایی هستند که علاوه بر دو ویژگی فوق  قادرند که

بالا و پایین  را هم  ببینند و این همان بعد "ارتفاع" است که اونها را تبدیل به

افراد سه بعدی کرده است.

 سه بعدی ها در تحلیل وقایع زندگی اجتماعی شان و در تصمیم گیری ها

موضوعات را از بالا نگاه میکنند و بسیار کامل تر از دو گروه قبلی میتوانند از

 زندگی بهره گیرند.

 در طبیعت میتوانیم با کشیدن یک دایره موجودات دوبعدی را  وادار کنیم که دور

همان محور محصور و زندانی‌شوند و جالب است که آدمهای تک بعدی و دو

بعدی هم چنین سر نوشتی دارند .کافی است ایده ای و یا باوری را به اونها

 بخورانیم و یا تلقین کنیم  در اینصورت هر گز به فکر اونها نمیرسد که خارج از

این دایره هم دنیایی هست.

اونها مقلدان خوبی هستند و از خودشان هیچ ایده و  تفکر و نظری ندارند.هر

چه که "مراد شان"  یا "حزب شان  "و یا "ایدلوژی شان" بگوید  چشم بسته و

بدون  بی کم و کاست می پذیرند و معتقدند که مریدان نباید حرفی و اندیشه

ای  غیر از آنچه که " عاقلان از منظر او  " بیان میکنند بگویند و  اگر چنین شود

این  را خلاف خواست  طبیعت و قانون کاینات میدانند.

این خصوصیت دو بعدی ها در تاریخ همیشه موجب گشته تا اینها عقب بمانند و

از تجربه اجتماعی گذشتگان خود درسی نگیرند و عصبیت قومی و گروهی و

فرقه ای اونها (به قول ابن خلدون در کتاب دو جلدی مقدمه اش  ) همیشه

نوعی تفکر قبیله ای و عشایری را ایجاد کند  که  اگر بد شانس باشند  و با

آدمهای بد  برخورد کنند ممکن است مورد سو استفاده و بهر ه برداری

برخی سه بعدی های  شیطان صفت خودی و گاه بیرونی قرار گیرد

این  خصوصیت موجب میشود   که افراد دو بعدی با اینکه همه چیز را میتوانند

از گرو ههای خودی   مخفی کنند ولی  نمیتوانند از نگاه تیز بین سه بعدی ها

مخفی نمایند زیرا سه بعدی ها به انحای مختلف میتوانند در عالم موجودات

دوبعدی دخالت کرده و کسب اطلاعات کنند و حتی  گاهی سرنوشت اونها را

عوض کنند و  این در حالیست که  اینکار از دید دو بعدی ها  انکار میشود و گاه 

 یک امر ناممکن و تا حد  معجزه  تلقی میشود.


مثال این موقعیت در عالم طبیعت مانند آنست که  یکی از ما آدمها  مورچه ای و

یا ماری را  را که در یک گودال افتاده  است   تحت نظر قرار دهیم. 

اولاچنین مورچه  و یا ماری  هر گز   متوجه نظارت ما  بر خود نمیشود.

دوم اینکه اگر او را با انگشت  و یا دست  بگیریم و بلند کنیم و حتی جا بجایش

 کنیم  هرگز  متوجه این جابجایی نمیشود و یا اگر شود از منظر او و سایر

 مورچه ها  یک معجزه اتفاق افتاده  است و این  در حالی است  که برای ما

اینکار امری بدیهی و عادی خواهد بود و علتش آنست که رفتن مورچه و یا مار 

 از بین بقیه   به صورت لحظه‌ای بوده و   از نگاه دیگر همنوع  ها  در واقع او "

غیب" می‌شود و اگر دوباره بخواهیم او را  به جای اولش برگردانیم آن هم

لحظه‌ای است و  معجزه‌آسا تلقی خواهد شد.

 مطلب دیگری که توجه به اون ضروری است آن است که آدمهای دو بعدی

همانند  سایر موجودات دو بعدی  در طبیعت , خود را  در یک فضای بیکران و

نامحدود احساس می‌کنند؛ ولی از نگاه یک موجود سه بعدی فضای آنها محدود

و از بین رفتنی است.درست مثل همان  مورچه‌ و یا مار ی که گفتیم  داخل یک

گودال بسیار کوچک افتاده و مرتب تقلا می‌کند که خودش را از این اقیانوس

بیکران! به ساحل برساند. در حالی که همین اقیانوس بیکران از نظر او می‌تواند

زیر پای ما آدمها به راحتی له شود و از بین برود.

 آخرین نکته ای که میتوان در این خلاصه راجع به تفاوت افراد دو بعدی و سه

بعدی گفت تعصبات و نگاه محدود یک بعدی ها و  دو بعدی هاست که فکر

میکنند همه چیزشان خوب و کامل است زیرا  همانطور که گفتیم نه بالا تر از

خودشان را میتوانند ببینند و نه اطلاعی از گدشته و شرایط قبلی جوامع کمتر از

 خود دارند زیرا  ارتفاع و بالا و پایین را نمی بینند این افراد ,  مانند موجودات

طبیعی که  انحنای فضای اطراف خود  را درک نمیکنند  هر گز  متوجه نقص

 خود نمیشوند. مثال اونها مانند این است که  تعدادی از موجودات دو بعدی را

روی صفحه کاغذی بریزیم و این صفحه کاغذ را انحناء و تاب دهیم ( یا حتی آن را

مچاله کنیم) این کار برای آنها خیلی محسوس نخواهد بود چون آنها محل خیلی

 کوچکی از فضای خودشان را اشغال کرده‌اند و فضای خود را به طور موضعی

 حس می‌کنند و مشکل است که قبول کنند عالم آنها پیچ خورده و مچاله و در

تغییر و چالش است..

در این تحلیلها بعد چهارمی را نیز قابل شده اند که مربوط به از ما بهتران و

فرشته ها و مخلوقات بیرون از دایره فکری ما است که بحث مربوط به اونها

محل  و جایگاه دیگری را میطلبد  که  فعلا از اون صرف نظر میکنیم .

اما در مسایل اجتماعی  میتوان گفت که  زندگی و سر نوشت افراد تک بعدی و

دوبعدی اغلب در  اختیار اونهایی است که دید  و آگاهی وسیعتری دارند.

به قول الوین تافلر و همسرش (از  پژوهش گران معروف آیند ه نگر) که بیش از

بیست  و چند سال پیش ورود به عصر تازه را نوید داده اند  دورانی آغاز شده

که  کسب  اطلاعات و  آگاهی به عنوان   عامل قدرت   و توانایی واقعی  برای

گرفتن سرنوشت خود به دست خویش است  و  نه زر و زور.  

کسب اطلاعات و به روز بودن و ورود به موج سوم که در آن هستیم  و   موج

چهارم که  میتواند ما را به مقام انسانی واقعی امان که خداوند وعده داده

 است  نزذیک تر کند  ایجاب میکند  که در دنیا بیشتر کاوش و بررسی کنیم  و

مسایل را نه تنها در نقطه های تاریخی منفرد  بلکه  بصورت پیوسته و درطول

 زندگی اجتماعی و  انسانی از جوانب مختلف و از جمله از ارتفاع و نهایت بعد

 سوم نیز   نظاره کنیم.

 برای تهیه مطالب فوق از سایت دانشجویان ایران  و روزنامه همشهری به

آدرس زیر بهره برده ام

http://www.daneshju.ir/forum/archive/t-58740.html