چند روزپیش بود که از سفر اومدیم.هنوز هم بقول معروف "ساعت بدن " مان با شرایط ایران تنظیم نشده است.

 از "ویندزور " که بودیم با ماشین های شبیه "ون "  که  " رابرت کیو" می گویند با حدود چهار و نیم ساعت فاصله به تورنتو آمدیم .بعد از توقفی که همراه با تاخیر هشت ساعته در پرواز بود به استانبول و  باز در اینجا هم مجددا هشت ساعت ترانزیت و تاخیر و ...نهایت سه ساعت هم پروازتا اصفهان ,با هواپیمایی ترکیش ورسیدیم به ایران 

حدود چهارده ساعت واقعی پرواز بود ولی از زمانیکه تدارک آمدن کردیم تا اونموقع که رسیدیم و بخصوص بخاطر توقف های ترانزیتی در"تورنتو "و "استانبول "نزدیک به 35 ساعت در راه بودیم.

سفر بقول معروف  چیز خوبی است و این سفر ما هم بسیار تجربه ها و نکات جالب, بخصوص در حیطه موضوعات اجتماعی داشت که اگر بخواهیم در باره اش صحبت کنیم "سفرنامه نویسی "می شود که از حوصله شما و وبلاگ نویسی من که تمایل دارم در باب هر مطلبی زیاد حرف بزنم خارج است .

برای همین به چند جمله ای که در نوشته قبلی اشاره گردیده و انتشارچند عکس بسنده می شود تا در فرصت های بعدی به تناسب موضوع از این تجربیات بهره گیریم . 

 

 

 گوشه ای از میدانی معروف در تورنتو به نام ناتان فلیپس

 

 

 یکی از آبشارهای سه گانه نیاگارا  در خاک آمریکا 

 

 غروب در رودخانه دیترویت و "پل امباسودور یا سفیر "که رابط بین شهر "ویندزور" در کانادا و "دیترویت " آمریکاست

 

 عزیمت پرندگان از کانادا به آمریکا بدون نیاز به ویزا و طی مراحل سکوریتی!

  

 دومین برج معروف جهان ( cn tower )  در تورنتو کانادا با 533/3 متر ارتفاع 

 

یک آسیاب بادی در شهر ویندزور  

 

 

 و آخرین عکس :

گوشه ای از زندگی مرغابی ها در ویندزور.جایی که مردم اغلب می آیند و برایشان عذا می آورند و...