پدر پیر هشتاد ساله ای روی تخت بیمارستان افتاده و پسر و دخترش که در خارج از کشور زندگی می کنند وقتی که شنیدند حال پدر خوب نیست کار و زندگی خود را گذاشته اندو برای دیدار و سرکشی به او به اینجا آمده اند.

اینکار یک اجبار قانونی است ؟ مسلما نه .

اما تکلیف چطور؟ منظور تکلیف اخلاقی است.

معمولا خیلی از ما در چنین مواقعی در مقابل تشکر و سپاسگزاری پدر,مادر یا عزیزی که به خذمتش شتافنه ایم می گوییم : " وظیفه است!"

اما این کار  و مانند آن وظیفه است ؟ یا یک یکنوع عشق و علاقه بین فرزند و والدین یا چیزی دیگر؟

گاهی پدر و مادرهایی را می بینیم که سالیان سال است که لذت زیادی از زندگی نبرده اند وحتا یک سفر درست حسابی نرفته اند به این علت که بتوانند خدمتگزار خوبی در ادامه تحصیل و پیداکردن شغل و مسکن و زن دادن و ...سر وسامان دادن به فرزندان خود باشند!

اغلب اینان نه تنها مورد سپاس قرار و تشکرقرار نمی گیرند بلکه در مقابل بچه هایشان موردعتاب قرار می گیرند که: "این تکلیف شماست " چون ما را به دنیا آوردیدو حالا باید تاوانش را پس دهید!!...و تا زمانی که کاملا تثبیت نشده ایم بایستی ما را تامین و تضمین کنید."

سوال این است که وظایف والدین در مقایل فرزندان تا کجا تکلیف است و از کجا به بعد تمایل یا علاقه ؟ 

فرزندانی که بالا ازشان نام بردیم تا کجای کارشان را می شود تکلیف دانست  و از کجا می شوددوست داشتن و عشق؟

آنجا که مباحث حقوقی واجبارهای قانونی پیش می آید حد و حدودش را می شود در کتابها و مستندات قانونی یافت و فعلا کاری به آنها نداریم .

اما حدود  و حریم "حق " , "تکلیف" و "تمایل "  و "عشق "کجاست ؟

قاتی شدن اینها اگرچه گاهی  هم زیبایی ها و قشنگیهای خودش را داردو قابل تفکیک نیستند ,ولی بعضی مواقع هم نه تنها قشنگی ندارد بلکه خیلی زشت و ناجور می گردد بطوریکه ممکن است زندگی یک یا چند نفرو خانواده و خانواده هایی را به نابودی بکشاند.در این باره چکارباید کرد؟

نمونه ها و مثال ها:

آیا والدین می توانند به فرزندان تکلیف نمایندکه حتما انتخاب همسر , رشته تحصیل یا حتا نوع شغل و بیشتر از آن محل زندگی و آینده خود را طبق نظر آنها طراحی کنند؟ و آیا اگرتبعیت کنند یا نکنند این شاخصی برای میزان علاقمندی یا برعکس عدم علاقه آنهابه والدین است؟

آیاجوانان و نوجوانان به صرف اینکه توسط پدر و مادرشان زاده شده اند این حق را دارند که از والدین خود تا همه عمر طلبکار باشند؟

 بسیاری از دختران وپسران هستند که بخاطر یک مشکل مانند بیماری برای خواهر یا برادر یا نگهداری از پدرومادرپیر و ازکارافتاده شان و... تمام و کمال دراختیار آنها شده اندو ازهمه چیزبرای خود چشم پوشیده اند .گاه موقعیت تحصیلی, شغلی ,ازدواج مناسب و منزلت های اجتماعی خود را در خطر می اندازند تا به خدمتگزاری به عزیزشان بپردازند. 

اینچنین کاری را در چه قالبی می شود تعریف کرد؟اگر تکلیف, عشق و ایثار یا نام دیگری بگذاریم درمقابل خیلی ابهامات ازجمله این سوال چه جوابی داریم که :"اگر هرکدام ازما فقط یکبار به این دنیا می آییم و فرصت بهرهگیری ازمواهب دنیوی را داریم حق آن جوان از زندگی چیست و کجاست؟

در عرصه های دیگر , مرد و زنی که با هم زندگی می کنند حق و حقوقشان نسبت به هم در کجا" تکلیف "است و از کجا می شود" تمایل"؟ 

ایا اگر در کانون خانواده زن و شوهری حرف از تعیین حریم وحقوق و تکالیف هرکدام و احترام به این ها شوند, این با معنای دوست داشتن یا برعکس عدم عشق به یکدیگر وخانواده مربوط می شود؟

همسری که شوهر معتاد یا قطع نخاعی, نابیناو ناشنوا  , ناتوان یا بیمارسخت درمان یا بی درمان و...دارد,با اینکه می داند معمولا بعضی از این  افراد بخاطر شرایط خاصشان ممکن است عصبی مزاج یا تندخو شوند و روحیه خوب و رفتار مهربانی هم ندارد, بازهم سالیان سال درکناراو زندگی می کنندو فرزندان خوبی هم تربیت می نمایند  را با چه عنوانی توصیف کنیم؟مکلف است یا عاشق؟ یا دیوانه و ...؟

زنی که در خانه آشپزی خانه داری و بچه داری و...می کند, آیا وظیفه اش را انجام می دهد یا تمایل دوست داشتن ویک کار اخلاقی همراه با عشق به خانواده اش؟

 اقدام همسری که پرای تامین زندگی فرزندان و خانواده اش حاضر است علی رغم مشکلات جسمی و روحی  حتا بعد از زمان بازنشستگی اش کار کند ,یک نوع انجام وظیفه است یا ایثار یا یک جفا به خود و خانواده؟

والدینی که فرزندیا فرزندانی کم توان یا  ناتوان یا بیماردارند که گاه از همان نوزادی نیاز به مراقبت و حمایت دارندوشاید بتوان در یک موسسه یا محلی دولتی یا خصوصی نگهداری شوندولی اینکار را نمی کنند.

فرزندی که ممکن است تا آخر عمرشان حتا برای لحظه ای نشود تنهای شان گذاشت و این خیلی از امکانات و شادی ها و لذت زندگی را از آنها بگیردو چه دلسوزانه و عاشقانه کمر همت به نگهداری و پرورش درست او و آنها می گیرند.

آیااینگونه پدر و مادرها به تکالیف شان عمل می کنند یاگوش به ندای دلشان داده اندو عشق و علاقه یا نه عقل عاقلشان؟ یا چیز دیگری هست که ما نمی دانیم؟

معلم ,مددکار اجتماعی ,روانشناس ,قاضی و دکتر یا فلان صنعتگر و کارمند وکارگر و فلان شخص نیکوکار و خیر ودلسوزو...که فراتر ازقدرت و توانش, از زندگی خود و بچه ها و خانواده اش  غافل می شود  و به دیگران می پردازد ,تکلیفی اجتماغی یا اخلاقی انجام می دهدیا برای ارضای احساسات نارس و ناپخنه خود اینهمه بار را بر دوش نحیف خود می کشد؟

در اینصورت ,حقوق فرزندان,همسر,خواهر وبرادر,پدرومادرو...مهمترازهمه حق خودش برای داشتن یک زندگی متعادل و لذتبخش در این چند روزه عمر کجاست؟

Image result for responsibility or willingness

 شاید باز هم در این باره بیشتر صحبت کنیم. شما چه فکر می کنید؟