زندگی هر فرد را میتوان به شکلهای مختلف و متفاوت دید.

میتوان خطی دید  که بصورت راست و مستقیم  است  که از لحظه نوازادی و یا

حتی جنینی و قبل از آن طبق یک برنامه مشخص و تعیین شده آغاز و پایان میابد.

در این نگاه ما اسیر اجبار هستیم و در واقع کاری ازمان بر نمی آید و صرفا نفس

کشیده ای هستیم بی اختیار.

برنامه ریزی در این نوع طرز تلقی از زندگی بر مبنای یک نظم ثابت و ابدی  و از

پیش مشخص شده است و چون  هر فردی متناسب با باور های خوشبینانه و یا

بدبینانه خود توقعات و نقشه هایی در ذهن   در نطر میگیرد هر گاه

کوچکترین اتفاقی و یا حادثه ای منجر به عدم تحقق این پیش بینی مسلم و

قطعی او گردد و بین آرزوهای خود و واقعیت های زندگی  مغایرتی ببینیم فریاد

فغان و ناله و گلایه بر میداریم که دنیا با ما بد رفتار شده است و از ما خوشش

نمی آید.

نگاه دیگر به زندگی بر مبنای اعتقاد به تغییر و عدم ثبات در زندگی و قبول قانون

بی نظمی در نظم موجود عالم است و اینکه بپذیریم هیچ چیز بصورت یک خط ثابت و

مطلق در دنیا و در زندگی ما و هیچ موجود دیگری وجود ندارد. انتظام عالم بر مبنای

بی نظمی است چنانچه اگرفقط  یک سلول رادر نظر بگیریم که در هر ثانیه حدود

شش تریلیون(6000000000000)    و اکنش نشان میدهد  میتوانیم بفهمیمم ثابت

 فرض کردن حرکات همین یک سلول چقدر ساده لوحانه خواهد بود و عظمت فهم

این پیچیدگی و زیبایی کار در این است که نظم عالم بصورت خودکار و مناسب با

 همین بی نظمی است که چگونه  قدرت سازگاری دارد وبا چه قدرتی  بسرعت

انعطاف لازم را در خود میدهد تا همه چیز بخوبی و با کمال کامل استمرار یابد.

 اگر ما مجهز به دانش های جدید از جمله بعضی از یافته های فیزیک کوانتوم و یا 

دانشهای نو در عرصه علوم انسانی و یا پزشکی و یا..  شویم میتوانیم راحت تر

با مشکلات زندگی روبرو شویم.در این نوع نگرش فرد برنامه های زندگیش را با

انعطاف پذیری بیشتر و با تدوین چند برنامه کنار هم تدوین مینما ید .

در زندگی یکی از  سخت ترین کارها تصمیم گیری های به موقع و صحیح در شرایط

مشکل است.فردی که به ثبات و زندگی از پیش تعیین شده و خطی اعتقاد دارد در

ذهنش یک برنامه مشخص تنظیم میکند و طبق آن زندگیش را سامان میدهد و

دلخوش و یا بر عکس بسیار منفی انگارانه از روند کارها سایر امورش را بر پایه آن

بنا میدهد غافل از اینکه حوادث  و تغییراتی که در دست ما نیست و هزاران عامل

دیگر در روند زندگی ما دخالت دارند که هر لحظه امکان تاثیر در برنامه زندگی ما را

دارند.در چنین شرایطی که فقط یکی از این عوامل برنامه زندگی ما را تغییر دهد

تکلیف ما چه خواهد بود؟

دادو فریاد و فغان و گلایه از عالم فایده ای ندارد .در چنین موقعیت هایی ممکن

است همه زندگیمان را باخته بدانیم و شاید هم ضربه جبران ناپذیری دیده باشیم

که همه ما حداقل در زندگیمان یک یا چند مورد از چنین اشتباهاتی داشته ایم که

 باید اینک درس بگیریم و به تجربه تبدیلش کنیم

 اگر بتوانیم بر اساس واقعیات زندگی و تجربیات و قوانین علمی قبول کنیم که

زیبایی زندگی در همین چالش ها و ندانم های لحظات بعدی آنست و هیچگونه

ثباتی بطور مطلق وجود ندارد بنابراین در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی زندگی

بشکل آگاهانه و دقیق تری فکر و عمل میکنیم.

در این صورت  چون اطمینانی به چگونگی حوادثی که درزندگی ما اتفاق میفتد

نداریم  خود را برای حوادث مثبت و منفی زندگی همیشه آماده نگه میداریم.

علوم مختلف امروزی  که با نگاه های دینی ما و تجربیات واقعی زندگی ما هم

نزذیک است بیشتر به این نگاه نزدیک هستند.

در زندگی امام علی و داستان سند خانه شریح اگر خوب دقت کنیم سند را طوری

تنظیم کرده است که کاملا بی اعتباری دنیا و فردای نامعلوم  و از جمله بلایا و

حوادث  و تغییر نفس و شیطان وجود که ممکن است در شرایط آینده    یک معامله

ساده را از مسیر خود خارج کند مورد نظر قرار داده است و به ما یاد آور میشود

(رجوع شود به نهج البلاغه) و یا در قرآن کریم و در هر آیه بر نکات مثبت و منفی

 این عدم ثبات و بی اعتباری دنیا اشاره شده و پایه بسیاری از آموزه های

 دینی و از جمله انفاق  ودوستی و خوبی کردن به دیگران و یا مواردی مانند وقف و

صدقه و....بر همین اصل است.

در اشعار شعرای ما مرتب این بی اعتباری از دنیا و فسون چرخ گردن متذکر شده

است .

خیام در بیشتر رباعیات به این معنی اشاره میکند و توصیه میکند که به حال توجه

کنیم:

کس می نزند دمی در این معنی راست 

 کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست

چندین سر و پای نازنین از سر دست  

 بر مهر که پیوست و به نام که شکست

ویا

آرند یکی و دیگری بربایند

 بر هیچ کسی راز همی نگشایند

 

ویا
د
ر دایره ای کامدن و رفتن ماست 

 

 آنرا نه بدایت نه نهایت پیداست 


اجزای پیاله ای که درهم پیوست 

  بشکستن آن روا نمی دارد مست  

همچنین در اشعار شعرای دیگر مانند  فردوسی میخوانیم:

آلا  ای برآورده چرخ بلند

چو داری به پـیری مرا مسـتمند

چو بودم جوان برترم داشـتی

به پـیری مرا خوار بگذاشـتی

به جای عـنانم عصا داد سـال

پراکنده شـد مال و برگشـت حال

وسایر نویسندگان و هنرمندان و بزرگان . اندیشمندان بر این نکته تاکید دارند.

 
امروزه حادثه و اشتباه امری اجتناب نا پذیر تلقی میشود.انسان در هر حال
 
دچاراشتباه میشود . وقتی ما در اینجا از حادثه میگوییم ضرورتا به جنبه منفی
 
آن نظر نداریم.بسیاری از اتفاقات غیر قابل پیش بینی ممکن است از نوع مثبت
 
باشد و ما اگر این تحولات را در نظر نگیریم امکان خطا رفتن ما بسیار است.
 
برای مثال در بحث "مرگ اختیاری "که یکی از چالش های مهم و بحث انگیز
 
 پزشکی امروز است سوال میشود که آیا بیمار حق دارد خودش تقاضای مرگ
 
خود را از پزشک بخواهدو به پایان عمر خود بر این استدلال که دیگر امیدی به
 
ادامه زندگیش ندارد اصرار  و اقدام نماید؟ اغلب یک جواب در اینگونه موارد داده
 
میشود که ما از کجا میدانیم تا چند لحظه دیگر چه تحولی در دنیا بوجود خواهد
 
آمد و شاید همین حالا که ما داریم  تصمیمی میگیریم علم بتواند وضعیت
 
بیمار را کاملا تغییر دهد چنانچه ده ها بیماری و از جمله  بیماری های قلبی و یا
 
تالاسمی و یا سرطان  و یا پوست و..که زمانی غیر قابل علاج بودند امروزه
 
حداقل هفتاد درصد و گاهی بطور کامل   براحتی و با استفاده از  روش های
 
 جدید و از جمله سلول های بنیادی قابل درمان شده اند.
 
برای داشتن یک زندگی زیبا و خوب بیایم دنیا را همانگونه که هست قبول کنیم.
 
بجای مقاومت و جنگ و مبارزه  با دنیا بیاییم با او دوست شویم و با چالش ها
 
کنار بیاییم.
 
تفکرات قالبی و خطی و مطلق و غیر قابل اتعطاف مغایر با روند چرخ گردن  
 
است.با پذیرش دنیای متحول و در حال تغییر انعطاف لازم را در اهداف و برنامه
 
 های زندگی پیش بینی نماییم و قبل از هز حادثه ای تمام جوانب را در نظر
 
بگیریم در چنین صورتی است که با خیال راحت با وقایع و حوادث میتوانیم
 
براحتی کنار بیاییم و حال و آینده مان را در حد زیادی تضمین خواهیم کرد.