متاسفانه این نوشته کمی تاخیر داشت و علت آن ادامه درمان  هر چند وقت یک بار من بدور از خانه است که باعث میشود دسترسی به نت نداشته باشم وامید وارم توضیح قانع کننده ای باشد برای دوستانی که احتمالا در پاسخ به محبت هایشان دیر جواب داده ام.

و اما ادامه بحث قبلی..

در جوامع ابتدایی اغلب کارها بصورت مشترک بین زنان و مردان انجام می

پذیرفت ..سیمون دو بوار در کتاب جنس دوم در تحلیلی که در این مورد دارد می

نویسد:

"در این دوران کارهای دشواری به عهده زنان گذاشته می شد بخصوص به

 هنگام  حرکت(حرکت طایفه از جای به جای دیگر) وظبفه حمل بارها را زن

 عهده داشته است.زنان به اندازه کافی دارای  قدرت بدنی و نیروی مقاومت

بوده اند که در لشگرکشی ها شرکت کنند .

بنا بر تواریخ هرودت  آمازونهای”   داهومی زنان به اندازه جنس نر در عملیات

جنگی شهامت و قساوت از خود نشان میدادند و  او از زنانی یاد میکند که دندان

 در جگر دشمنان خود فرو برده اند..

زنهای آمازون سینه های خود را می یریدند و معنای آن این است که حداقل در

دوران زندگی جنگاوری از مادر شدن سر باز میزده اند.اما در مورد زنان عادی

بارداری و وضع حمل و عادت ماهانه سبب کاهش توانایی کاری آنها می شده

است "  (ص ١١٢ ,جنس دوم نوشته سیمون دوبوار ترجمه قاسم صنعوی.)

در تحلیل خانم سیمون دوبوار  دوران مادر شاهی و" زن محوری "را که بعد از

 مرحله کوچ نشینی و ورود به دوره کشاورزی میداند اینگونه توضیح میدهد:

"هنگامی که قوم های کوچ نشین در زمین استقرار یافتند فرصتی پیدا نمودند تا

 به جهان و به خود تامل کنند واین زمان است که تفاوت جنسی در ساختار

جامعه  انعکاس می یابد.

  از این دوران زن از امتیازی فوق العاده بهره مند میشود ..فرزندان به طایفه

مادر تعلق دارند...مالکیت اشتراکی از طریق زنان انتقال می یایبد.زمین به زنان

تعلق دارد و..."  ص ١٢٠ جنس دوم

در این دوران زنان بیشتر به کار زراعت و مردان به اهلی کردن حیوانات

پرداختند.دوران زن محوری و مادر شاهی بسیار کوتاه بود و از نظر تاریخی زیاد

طول نکشید .

 بزودی مردان با اهلی کردن حیواناتی نظیر " گاو" و"اسب"و ...آنها را  در

کارهای مختلف و ازجمله زراعت مورد استفاده قرار دادند.

زنان در آن شرایط علاوه بر کار سخت تولید مثل و زایمانهای بی حساب وبی

  برنامه که در شرایط آنروز دمار از روزگار آنان  در می آورد  , مسئولیت 

 نگهداری فرزندان , و رسیدگی به  امو ر خانه, کار زراعت را هم بدوش

میکشیدیدند  و اینک با ورود  حیوانات اهلی  شده و همچنین ابزار جدید کار 

که با استفاده از حیوانات مذکور  میسر شده بود کم کم از نقشش کاسته

میشد و شاید خود او هم بدش نمی آمد که به همان نقش خود در درون خانه

 بسنده کند.همین طور هم میشود و در تحولات بعدی می  بینیم که

 نقش زنان در این عرصه  یعنی بیرون از خانه  کم و کم رنگتر شده و

  بتدریج مردان نقش آنهارا  نیز به عهده گرفتند و  وظایف زن را به همان درون

خانه محدود نمودند. 

از این زمان بود که  مرد در بیرون خانه ماندگار شد و زن در خانه محصور گردید.

الوین تافلر  اندیشمندآینده نگر  بنام معاصر  که به اتفاق همسرش کتابهای

معروف (جابجایی در قدرت ) و (  موج سوم  ) و (شوک آینده )و...را نوشته اند 

 در این مورد نیز دیدگاه خاصی دارد که دانستن آن بد نیست ولی قبل از آن

این  توضیح لازم است داده شود که تافلر بطور کلی   مراحل تاریخ بشری 

 را  به گفته خود و برای رعایت خلاصه گویی در سه موج میداند (به خاطر اثاری

که هر مرحله   در همه ابعاد  فردی ,خانوادگی , اجتماعی ,سیاسی, فزهنگی

دارد به آنها موج لقب داده است )

موج اول را از حدودد 8000 سال قبل از میلاد  تا حدود سالهای 1650-1750

موج دوم از حدود 1650-1750 تا 1950 و در واقع انفلاب صنعتی

موج سوم از 1950  و  تحولات اخیر در جنبه های مختلف  نظیر اینترنت و

ماهواره ها و پزشکی مدرن و هواپیماهای فوق مدرن و...

وی معتقد بود که جریان کار در موج اول اکثرا در مزارع بود و افراد خانواده به

اتفاق یک واحد اقتصادی را تشکیل میدادند.با اینهمه بعلت اینکه مردان از قدرت

بدنی بیشتری نسبت به زنان برخور دار بودند در مراحل اولیه یعنی دوران شکار

و بعد از آن همیشه سلطه خود را بر زنان محقق کرده بودند و اینک با ورود به

موج دوم این شکاف بسیار عمیق تر شد او می نویسد:

"با انقلاب صنعتی ....همچون همیشه زن خانه داربه انجام یک رشته فعالیهای

مهم اقتصادی ادامه داد.او بکار تولید اشتغال داشت اما  فقط برای استفاده

خانواده اش نه برای عرضه به بازار ولی شوهران کم و بیش خانه را ترک کردند

به قصد انجام کار مستقیم اقتصادی .

مرد مسئولیت انجام کار پیشرفته را به عهده گرفت و زن عقب ماند تا نوع

قدیمی تر و عقب مانده تر کار را را انجام دهد .مرد از آنجا بود که بسوی آینده

حرکت کرد و زن در گذشته باقی ماند.(ص 61 موج سوم)

علی رغم این مطالب  که آقای تافلر شرح میدهند ما شاهد هستیم که از حدود

همان سالهای 1600 نیاز به تولید انبوه توسط کارخانه پای زنان را نیز بتدریج

بسوی کارخانه باز میکند و این حوادث بعدها موجب آگاهی زنان از حقوق

اجتماعی خود در سایر عرصه ها میگردد که مختصری از آنرا توضیح میدهیم

از قرن ١٧ و ١٨ ابتدا در فرانسه  و کم کم در انگلیس بدنبال تحولات مختلفی که 

 در زمینه های علمی مثل  طرح قوانین جدید در فیزیک و زیست شناسی و

و نیز در علوم انسانی و فلسفه و سایر زمینه ها مطرح  می شود و اینموارد

باعث میشود که  موضوع مرد بودن ابدی  و زن بودن فطری و مطلق نیز در

بعضی رشته های مرتبط   زیر سوال رفته  و به چالش کشیده شود

بعد ها  این بحث های علمی به محافل عمومی هم  کشیده میشود و در

مجالس بویژه طبقات بالا و  روشنفکری جامعه  دارای جذابیت بیشتری گردد.

 تداوم همین حرکات  منجر به ایجاد تشکلهای مدنی و معترض  در نابرابری

حقوق زنان نسبت به مردان در  جامعه فرانسه را موجب میشود .

جریان اخیر  را  عده ای از زنان با شعار برابری حقوق همانند مردان به راه

انداختندولی موجب شد تا  عمدتابرخی از  طبقات بالای جامعه و از جمله

قضات هم به طرفداری از آنها پرداختند.

 قاضی ها ی فرانسوی  با پوشیدن دامن و کلاه گیس وگذاشتن و زدن تور بر

صورت و مخصوصا عطر زدن طرفداری خود را از این جنبش که باریک اندیشی

نام داشت نشان میدادند. (رجوع شود به کتاب زن و مرد نوشته دکتر الیزابت

بادانتر ترجمه شیوا رضوی  ص ٢٣ تا۴٠) 

شرح بیشتر این تحولات بسیار گسترده و در ابعاد مختلف جای بحث دارد . در

پست بعدی به ادامه بحث در این مورد خواهیم پرداخت.

لطفا نقد فرمایید و اشکالات و ابرادات را حتما تذکر دهید تا در نوشته های بعدی استفاده

 شود.