فرصت اجباری "قرنطینه بودن "و "تنها بودن با خود" مرا به یاد" داشته ها"یی انداخت که قدرشان را بیشتر بدانم.یکی از این نعمت ها  "مادر" است.مادر همانکه چه در زمان حیاتش و یا در فقدانش شایسته یاد آوری و تکریم جاودانه است.

شاید هیچ عشقی به زیبایی عشق هایی که از دل طبیعت بر می آید نیست.عشق های حقیقی  یعنی همانهایی که ملهم از طبیعت است.مانند عشق خورشید نسبت به همه آنهایی که به نورش احتیاج دارندبدون توقع و اینکه کی هستی و ازکجا آمدی .یا عشق درختان  و گیاهانی که بی انتظار عصاره جان و میوه وجودشان را در اختیارت قرار میدهند هرچند گاهی تیپایی هم بزنی و یا با سنگ و کلوخ زخمیشان کنی و یا شاخه ها و برگ و برگ وجودشان را از تنشان جدا کنی و یا حتی اشک شان را در آوری اما آنها همچنان بخشنده هستند و از عشفشان کم نمی گذارند. تمام عشق هایی که از دل خلقت و طبیعت به آدمی  و سایر مخلوقات اهدا میشود اگر خوب توجه کنی از این جنس هستند یعنی دوست داشتن و مهرورزی  وعشق یک سویه و غیر مشروط.

اما در میان ماآدمیان آنانکه هنوز هم اینجا و آنجا خصوصیات طبیعی خود را  تا حدودی حفظ کرده اند .بعضی مادرهاهستند که مادر من هم نمونه ای از این مادرهای طبیعی است.

 91334196941444.jpg

مادری با رفتار ساده و طبیعی که من بخاطر همین رفتارها و اعتقادات صمیمی وسادگی زلالش خیلی دوستش دارم و برایم عزیز ترین است.

مادر های طبیعی نه فقط در اعتقادات و رفتارشان گاهی با بعضی مادرهای به اصطلاح "اداری" و "کارخانه ای "متفاوت اند بلکه اعتقاد  و باورشان به  عشق و دوستی شان  هم با بقیه  متفاوت است.

مادر من از نوع "مادرهای طبیعی  سنتی "است. اما بسیاری از آنهاهم هستند که همراه با حفظ خصلتهای طبیعی مادرانه وفطری شان اهل علم و هنر و ... و  تحصیل کرده و آشنا به مسایل اجتماعی و فرهنگی جامعه خود و بسیار به روز بوده و هستند.

آنچه که وجه اشتراک  مادرهای طبیعی سنتی با  سایر مادرهای طبیعی است  نحوه بر خورد با مسایل اجتماعی در محدوده خود  بصورت "متعادل است "که به ویژه در نگهداری  فرزندان و رشد و پرورش آنها و نگاه مسولانه به محیط" خانه و زندگی "بود ه که در نفوذکلام و قدرت  معنوی و اقتدار بزرگمنشانه در حل مشکلات و اختلافات خانواده و فامیل ومحیط اطراف کاملا نمود داشته است.

آنها با اینکه گاهی چندین فرزند به دنیا می آوردند که ضرورت جامعه خاص دوران شان  بود اما میکوشیدند آنها را در آغوش خود و با گرمای تنشان و کلام شیرین  و لالایی ها و  قصه های قشنگ و صمیمانه بر گرفته از طبیعت  رشد بدهند.عشق را با رفتار عاشقانه شان به بچه ها منتقل میکردند و یاد میدادند.

برخلاف بسیاری از مادران "مدرن غیر طبیعی "آنها فرزندان خود  را "مشروط " دوست نمی داشتند."مادر طبیعی "هرگز فرزندش را صبح زود تنها در خانه رها نمیکرد تا با ترس و اضطراب منتظر آمدن او بعد از ساعت ها دوری از آغوش او باشد.او فرزندش را به دست "آشنای نا آشنا "و یا از طریق "کنترل  از دور" با تلفن و موبایل و بازی های کامپیوتری  رشد و پرورش نمیداد.او هرگز به فرزندش نمیگفت :"اگر شاگرد اول نشوی  و یا دارای مقام چندم  مانند فلان پسر یا دختر همسایه نباشی دیگه دوستت ندارم و یا .... .

مادر طبیعی درد جدایی فرزند را بهتر از مادران درگیر "کار "و چالشهای امروزی درک میکرد و میفهمید. 

اما مادر" اداری و کارخانه ای" امروزه آنقدر درگیر خود و زندگی به قول خود شلوغ خود شده که نه وقت فهم صحیح "ارزش بودن فرزندان در کنار خود" را میداند و نه حتی به درد" جدایی ها  و دور شدن های تدریجی " خود از فرزند و خانه و زندگی توجه میکند.

امروز ما وارد دنیایی شده ایم که روز به روز والدین و بخصوص مادران که نقش کلیدی در تربیت و رشد و پرورش فرزندان دارند بیشتر از حالت طبیعی  و فطری خود خارج میشوند.

خانواده ها هر روز بیشتر وبیشتر از مادرهای طبیعی دور و خالی میشوند.والدین "با اقتدار " و فهیم که حلال مشکلات خانواده در شرایط بحرانی بودند و نوجوانان را در موارد "بن بست "یاری میرساندند دیگر نفوذشان رااز دست داده اند .آنها زیر سیطره "خواسته های نارس و عقیم جوانان و نوجوانانی" که زیر دست "مادران غیر طبیعی و  اداری و کارخانه ای " و پدران" پول در بیاری" که زندگی را فقط مسایل مالی و مقام و مدرک و ...". میدانند  به ستوه  آمده اند..

ما امروز دارای نسلی از والدین میشویم که به سختی میتوانند حتی مسایل " بین همسری "خود را حل کنند تا چه رسد به حل مشکلات فرزندانشان.اینکه  طبق آمار ها جوانان  و مردان و زنان ما که بیشتر تحصیل کرده هستند و اغلب دارای موقعیت خانوادگی و اجتماعی ظاهرا خوبی هم هستند در همان سال اول ازدواج بیش از یک سوم ازداوجشان به طلاق منجر میشود نشان از آنست که ما دیگر در آینده مادرهای طبیعی و پدران طبیعی کمتر ی خواهیم داشت و این هشدار دهنده است.

بیاییم قدر مادرهای طبیعی را  که هنوز هم کم نیستند بدانیم . اگر این فرشته ها در میان ما هستند  بر دستشان هر روز  بوسه زنیم و تکریمشان کنیم   و اگراز بین ما رفته اند هر لحظه با یاد آوری صحبتها و رفتارهای پر معنایشان یادشان  و خاطراتشان را گرامی بداریم  و با الگو برداری از بعضی رفتارهای آنها و از جمله عشق یک سویه و بدون توقع زندگیمان را پر شور تر کنیم.

   در تاریخ ٢٠ آبان در این نوشته تغییراتی داده شد.