"بهار و سیزده به در" و درس های آن

 اگر چه یعضی ناراحتی ها و غمها را داشته ام و... تنهاماهی سرخ درون ظرف بلورین خانه مان بعد از چند سال با ما بودن , خیلی مهربانانه وبخاطربر هم نزدن شادی بهاریمان با تحمل عید و سیزده نهایت به علت کهولت و ناتوانی مرد  و رفت اما در مقابل ماهی های جوان آکواریوم ,چندین شکم زاییدند وبچه های زیادی به دنیا آمدند. این و خیلی دلایل بیشتر این باور را در من تقویت میکند که به  زایش و نو شدن مستمر بیشتر  معتقد باشم واینکه هر مشکلی خود ساختن و تکامل را بدنبال دارد و."هرگاه دری بسته شود ,چندین در باز خواهد شد".

امسال هم بهار برای من خیلی خوب شروع شد.برگزاری مراسم عید و شروع سال نو و و دید و بازدیدها و  داشتن میهمانی عزیزاز راه دور و هوای خوب و بودن در کنار خانواده و این آخری یعنی سیزده به در. 

جای همه تان خالی. زدیم به دشت  و صحرا.سبزه بود و آب و خاک و آفتابی ملس ونسیمی ملایم و همه چیز خوب . صحنه ای زیبا از با هم بودن ها.هر خانواده  کپه کپه نشسته در زیر درخت ها و بر روی زیر اندازی ساده و بدور از تجملات معمول.گپ های خودمانی و صحبت از همه جا و همه چیز. آنجا جوان و نوجوان و میان شان گاهی سن و سال دارهای مدعی که لحظه ای "والیبال و  وسط بازی و... میکردند و زمانی دیگر رقص و پایکوبی .درجای دیگر کودکی بر روی طنابی حلقه شده بر گردن  دو درخت با مادرش تاب بازی میکند  . اونطرف تر زنها و مردانی که در تدارک خوراک بودند و چند تایی هم قدم زدن در طبیعت و  الاغ سواری .گروهی با چای و قلیان و  جوانی هم با گیتارش چیزی می زند و میخواند و تعدادی هم باهاش دم گرفته و  می خوانند و .....فر فره آب میچرخد و همه اطراف را خیس میکند و گاهی نم آن بر روی صورتم که کیف میکنم و آخرش هم دور هم جمع شدن و آش رشته وباقلا  و آ جیل و ... فیلم گرفتن  و عکس هایی به یادگار انداختن و....

خانواده و فامیل و دوستان که حدود هشتاد نفرو بیشتر بودیم از ریز و درشت و پیر و جوان وعده کردیم سیزده را مثل هر سال دور هم جمع باشیم.از چند روز قبل نقشه می کشیدیم که کجا بریم .پچ پچ بچه ها هم توی این چند روزبیشتر  در اینکه کجا برویم و چه چیز بیاوریم و اینجور مسایل بود.(البته فرزندان برای ما همیشه بچه اند اما داخل اینها خیلی هاشون ازدواج هم کرده اند و خودشون دارای یک یا چند بچه اند )و....نهایت رفتیم همون مزرعه هر ساله در خارج از شهر .هوا هم خوب بود و خیلی به همه خوش گذشت.

خانواده ما اگر هیچ چیز را نداشته باشند در رعایت آداب و رسوم و مراسم اینچنینی همیشه خود را پایبند دانسته  و لذتش راهم  برده ایم.ما "سیزده "را به در میکنیم نه برای اعتقاد به "نحس "بودن و یا خرافات بد تر از اون بلکه بخاطر دور هم بودنش با عزیزان و فامیل و دوستان .به دشت و صحرا می رویم تا با طبیعت دوباره آشتی کنیم و آشتی کردن را از او بیاموزیم.از خانه بیرون می زنیم تا تمرین کنیم "یافتن خویش "را و اگر در طول دوازده ماه با غرق شدن در  شغل و پول و یا خود, از "خود"مون و اطرافمون دور بوده ایم حداقل این یک روز را به "بیرون" توجه کنیم و به " خود "بپردازیم !جشنی برای آشتی دوباره  با خود.

"سیزده  به در "شایدهم  بهانه خوبی باشد برای پایان استراحت های  نوروزی و ورود آرام و  خاطره انگیز  به  عرصه کار و فعالیت مجدد .یاد میگیریم از امروز باز هم  با روحیه ای  شاد و خندان به خود و دنیا بخندیم.دیو های نفرت و خستگی و نومیدی را از تن به درکنیم  و در کنار طبیعت و با الهام از او برای آوردن بهاری دوباره اما بهتر از "پار " و قدیم  از هر کاری دریغ ننماییم. سیزده را هر سال بیرون از خانه می رویم تا پرنده  و آب و درخت  و همه زیبایی های خالقمان را با زندگیمان پیوند بزنیم و دوباره زیستن و تولدی دوباره را با درسهای تازه استمرار دهیم. 

 پس دوباره از طبیعت و بهار و سیزده یادبگیریم: "شادی,شکوفایی ,امیدداشتن و باهم بودن و بهتر شدن را ". 

/ 9 نظر / 7 بازدید
علی باجول

سلام با تبریک مجدد سال نو امیدوارم خوش گذشته باشه دوست داشتم بگم بعضی لحظه ها واقعن "در حسرت دیدار تو آواره ترینم هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست"

جوزا

من تا حالا همچین سیزده به دری نداشتم . همشه تنها بودیم . یا توی خونه یا خودمون رفتیم پارکی جایی . حقیقتش هیچ وقت سیزده به در ها بهم خوش نگذشته .. خوشحالم که تو حس خوبی داری .[گل]

Dr88

سلام استاد عزیز...این پستتان مثل همیشه قشنگ... بامفهوم... با یه دنیا درس آموزنده... بود .یاد میگیریم از امروز باز هم با روحیه ای شاد و خندان به خود و دنیا بخندیم.دیو های نفرت و خستگی و نومیدی را از تن به درکنیم و در کنار طبیعت و با الهام از او برای آوردن بهاری دوباره اما بهتر از "پار " و قدیم از هر کاری دریغ ننماییم چقدر قشنگ درس زندگی میدین... کاش میتونستم یه روزی سر کلاسای درس استادی که دهیچ وقت ندیدمش بشینم... واز معرفت واطلاعاتتون بهره مند بشم... بابت پست قشنگتون مرسی[گل]

پاکت عکس

سلام استاد عزیز این گلها از حیاط خانه گرفته شده جای شما خالی سیزده خوبی بود پاکت نامه بروز شده

پاکت عکس

بادرود فراوان سیزده نحس نبوده نیست اما حرف های قدیمی راباید با اب طلا نوشت این رابهانه قرار دادند تا همه باز کنار هم با خاطره های خوب از سال نو داشته باشند جوانی را شمع ره کردم که جویم زندگانی را تبه کردم جوانی را نجستم زندگانی را

مینو

پس دوباره از طبیعت و بهار و سیزده یادبگیریم: "شادی,شکوفایی ,امیدداشتن و باهم بودن و بهتر شدن را ". ishalla ke yad begirim...... manam ba takhir eydo baharo ro0ze tabiato tabrik migam......lotfan pazira bashid maratebe tabrikamo.......

خط رنگی

سلام به شما گرامی بازهم یک مطلب سراسر امید و شکوفایی و عشق به خالق و طبیعت چقدر ارامش بخشه مطالب شما عزیز . هرچه گله و شکایت داریم از یاد می رود و زندگی را تازه می کنید . امیدوارم سال بسیار نیکو و سراسر صحت و سلامت داشته باشید . مرید شما هستم

فرانک

سلام مرسی که به من سر زدید واین باعث شد که من به دنیای زیبای شما وارد شم البته در جواب نظری که داده بودم چیزی نوشتم که دوست دارم بخونید.خیلی خط مشی ها و فکرهامون جدا از هم نیست. انشاله چند تا از متنهامو بخونید متوجه میشید.ولی خیلی خوشحالم که سیزده بدر به شما خوش گذشت

اسماعیل آزادی

سلام ای کاش بیشتر می نوشتید و از شما بیشتر می خواندیم بارها به امید مطلب جدیدتان می اییم و ناامید باز می گردیم