سفر چیز خوبی است !

سلام به دوستان و عزیزان خودم

امسال چند برنامه تفریحی کوتاه مدت  داخل  وطن داشتم و حالا راهی  ترکیه

 و استراحتی هفت هشت روزه  .

با عرض خدا نگهدار به حضور شما به محض برگشت  (اوایل مرداد ماه ) مجددا

 خدمت خواهم رسید .

یکطوری میخواستم بگم یادتون نرود  حتما به سفر  بروید .هیچ بهانه ای مانند

 کار و مشغله زیاد و بیماری و گرفتاری بچه و هزینه و گرانی و...نمیتواند عامل

  نشستن و نرفتن باشد.

در بودجه خانوار  دو قلم را کمتر  منظور میکنیم: یکی "بودجه مطالعه

 "و کتابخوانی است و دیگری" بودجه سفر" است که این هر دو را به وقتی

 موکول میکنند که" اضافه ای" داشته باشیم و یا بقول معروف  کار ضروری

 دیگری نباشد.

معلوم نیست چرا سفر و کسب آگاهی و اطلاعات  و نیز مطالعه و روزنامه

 وکتابخوانی و اینترنت و ....به عنوان تجمل محسوب شده و آنرا ضروری

 نمیدانیم .

یکی از عوامل شاید برای طبقات متوسط  کمال گرایی باشد. سخت گیری

 در خرید مجلات و کتاب  های گران ویا در مورد سفر توقع هتل های گران قیمت

 و غذاهای آماده و...باعث میشود که قید آنها را بزنیم و کم کم منزوی شویم و

 عادت به خانه نشینی کنیم.در حالیکه در هر دو مورد و مخصوصا سفر  اگر هم

 خیلی وضع مالی مان بد باشد علاوه بر حساب کردن بر امکانات دوستان

 و خانواده و فامیل در شهرها ی مختلف  و ...راه های ارزان قیمت هم هست.

 در موردکتاب خوانی و مطالعه  خودم میتوانم بگویم اگر چه حالا  نسبتا

 مستمری خوبی دارم ومبلغی را به بودجه کتاب اختصاص میدهم ولی

  بهترین کتابهای خوانده شده ام مربوط به  دورانی است که  بسیار نادار

 بودم.یادم میاید در نوجوانی و جوانی که مجبور بودم کار کنم و پولی در بیاورم و

 کمک پدر باشم آخرش چند تا ده شاهی  و گاهی دوزاری برای من باقی

 می  ماند.  آنزمان برای  هر شب کرایه کتاب  ده شاهی  می دادیم  و سعی

 میکردیم تند بخوانیم که گران نشود ( دو زار که بنظرم چهار سکه  ده شاهی

 زرد رنگ  بود  و قران که دو ده شاهی  پول قدیم بودند .در زمان ما البته این

 پول نسبت به ریال فعلی خیلی قوی بودو... شرحش  طولانی میشودو... ) و

 یااغلب  به کتابخانه شهر می رفتیم و کتاب را آنجا می نشستیم و  میخواندیم

 چون در خانه جایی برای خواندن نبود .

در مورد سفر هم معتقد به همین هستم که با ناداری هم میشود اطرافمان را

 بهتر ببینیم. با اینکه در طول غمرم سفرهای نسبتا زیادی رفتم و اغلب هتل

 های خوب را هم نا آشنا نیستم ولی بهترین خاطرات من از سفر

 ازدورانی است که در زمان جنگ  و بعد از آن با ماشین ژیان  آبی رنگ کهنه ای

 که داشتم بهمراه همسر و  دو تا پسرم  از آبادان و اهواز و ماهشهر  حرکت

 میکردیم و در مسیر گاهی تا کناره های مازنداران و هر جا که میشد در پارک

 و پیاده رو هم که شده اتراق میکردیم و چه چیزها که ندیدیم و ...

     کوتاه اینکه زندگی کردن در یک معنا  از نقطه ای به نقطه ای دیگر رفتن

 است  و در معنای زود گذرش سفر کردن و هر نوع تغییر و جابجایی است  که

 جزیی از ضرورت هاست  ودرسهاو تجربه ها ی بسیاری دارد.  

برایتان سلامتی و شادابی آرزو میکنم.

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
fiuna

سفر خوش بگذره.

صفورا

به نام یزدان پاک . سلام دوست گرانقدر . از این که سفر می روید خوشحالم و نظراتتان هم با اندکی تبصره قابل قبول است . 1- برای ما که مقید به حجاب هستنیم و دو دختر هم داریم به راحتی شما منزل کردن در هر جایی سهل نیست . 2- من یک زمانی خیلی کتاب داشتم و می خریدم اما شرایط زندگیم از کودکی تا به امروز در چندین مرحله باعث شد هر بار کتاب هایی را که بسیار دلبسته شان بودم را از دست بدهم و حالا خودم را تنبیه کردم و عادت کردم کتاب نخرم و فقط از دیگران ویا کتابخانه به امانت بگیرم البته هدیه کتاب قبول میکنم . [شوخی]

محمد مرادیان زاده

سلام خدمت همه دوستان عزیزم دیروز جمعه برگشتیم .سفر خوب و شادی بود .البته کاش می شد با همه دوستان و خانواده دور هم بودیم .یاد همه تان بودم و حالا که امدم و پیام های پراز مهربانی تان را دوباره دیدم بیشتر خوشحال شدم.امیدوارم بتوانم راجع به تجربیات و دیدنی های این سفر در فرصت مناسب مطلبی بنویسم. باز هم متشکرم.

صفورا

رسیدن به خیر استاد [لبخند]

انجمن علمی مددکاری اجتماعی خمینی شهر

خدایا دستانم در دست توست و قلبم در پناه تو کمک کن دیرتر برنجم، زودتر ببخشم،کمتر قضاوت کنم،و بیشتر فرصت دهم، رمضان ماه فرصت ها بر شما مبارک و پربار باد

آروانه

سلام ممنون از حضورتون در وبلاگم و این همه لطف و مهربونی . مطالب شما هم فوق العاده است و به دل می نشینه چرا که از دل بلند شده بر دل هم می نشینه . انشالله همیشه سلامت و شاد باشید . دوست داشتی سایتم را هم مطالعه کنید هم بخش فارسی داره و هم انگلیسی . www.socialworkeriran.com

ندا

هر وقت می آیم و می بینم پستی جدید هست از شوق سرشار می شوم و مانند دختری که با ذوق می نشیند پای صحبت های پدرش از خواندن مطالب پر مغزتان لذت می برم تنتان سالم و سایه تان بر سرمان مستدام

حسین

با سلام سوالی دارم ببخشید که سوالم با مطالب این پست همخوانی نداره چون رزومه شما رو دیدم این سوال رو میپرسم به نظر شما ازدواج پسری که متولد 67 با دختری متولد 63 مشکل سازه؟

لیلا

سلام .بااجازه منم میخوام نظرمو در مورد پرسش اقای حسین بگم. حسین اقای عزیز من که درنیمه دوم عمرم بسر میبرم معتقدم هر عشقی هرچقد جانسوز نهایتن فقط چندسال به حال اول باقی میمونه بعد دو انسان باقی میمونن و ده ها مشکل ریز ودرشت .ازنگاه مردمی که همیشه باهاشون سرکار داریم تا فرزندان و مسائل زناشویی و .....[گل]

اعظم

همسر من زیاد از سفر خوشش نمیاد(برعکس من که عاشق سفرم) 2ساله بخاطر امتحان نهایی و امادگی دخترم واسه کنکور جایی نرفتیم.اما اگر خدا بخواد شهریور میریم. با این پست شما کاش میشد همین الان بریم[لبخند]میخوام برم شمال خونه ی دوستم.