آدمهای گوسفندی

 

 این روزها که مجبورم بیشتر در خانه بمانم گاهی در خیال به گذشته ها  

میروم .نمیدانم چرا به یاد بز ها و شباهت اونها با بعضی آدمها افتادم. 

بز از کودکی  برای من  همیشه حیوانی عجیب و جذ اب  بوده است.

در تنهاییم نشستم و اون را با بعضی آدمها مقایسه میکردم و بعد کم کم به

گوسفند رسیدم.دیدم اگر بخواهم لحظه ای مثل بچه ها کودکی کنم و در دنیای

تخیل جولانی بدهم گاهی میشود بعضی ها شخصیتیها را  بز ی دانست و عده

ای هم تقریبا به  مسلکی  مانند گوسفند  منتسب کرد 

  

آدمهای گوسفند منش که خیلی ساده قابل تشخیص اند.

گوسفندها را در کتب مربوط  موجودی خنگ و ترسو و بی آزار و بسیار ساده

 تعریف کرده اند.اونها پخمه  هستند و اونقدر بی دست و پا هستند که اگه صد

بار بزنی تو سرشون صداشون در نمی آید.

 فال گیران در تحلیلهای خود وقتی از گوسفندیان نام میبرند.گوسفندان را در

مقابل  بزها که "رهبر" هستند  به عنوان "پیرو "معرفی میکنند.

اونها شخصیتی فاقد هویت اند  و اغلب  راحت طلب و الکی خوش اند  که هر

چند خوش بین می نمایند ولی هیچ استدلالی برای این خوشبینی ندارند.  

گوسفندها همیشه برای حفظ زندگیش به دیگران امید دارد و حتی وقتی هم

دارند او را برای کشتن میبرند فکر میکند میخواهند او را به یک جای خوب  ببرند

خیلی ساده تسلیم میشود و گاهی هم اگر صدای اعتراضی دارد فقط 

توقعشان تقاضای چند قطره آب است تا بخورد تا راحت تر مثله شود.

نه قدرت فهم دارد و نه به دور و بر خود توجه ای میکند و نه اینکه اصلا

میخواهند بفهمد که دورو برش چه اتفاقی دارد می افتد.

وصف آدمهای گوسفندی را خود بهتر از من میدانید چون متاسفانه در زندگی

 روزمره  گاه گاه ما با اونها برخورد کرده ایم و اونقدر کاراشون آدم را عصبانی

میکند که ما مجبور میشویم بصورت یک بی احترامی غیر منطقی اونها را همان

گوسفندبنامیم.

اما ظاهرا در مقایسه با این گوسفندها شخصیت" بز " را میتوان متعالی تر

دانست و حتی گاهی بعضی ویژگی ها در این بز ها می بینیم  که در خیلی به

اصطلاح آدمها نمیتوان دید .من یک مطالعه کوتاهی که کردم اینها را راجع به بز

یاد گرفتم: 

بزها حس غریبی دارند  .باهوش و کاوش گرند.میخواهند  از هر چیزی سر در

بیاورند.

 بسیار مستقل و روی پای خود زندگی میکنند مثلا اونها را هر جا که بگذاری

قادرند که  غذای خودشان را تامین کنند حتی از کاغذ و مقوا هم برای سیر

کردن شکمشان استفاده میکنند.اونها هر گز گرسنه نمی مانند  .

معروف است که  اگه شده  از" گل قالی " غذا در می آورند و می خورند.

در  وصف آنها گفته اند که بسیار پرطاقت هستند.هم در کوهستان و هم در

دشت و یا بیابان و جاهای بدون آب و با هر نوع آب و هوایی چه خنک و چه

خشک زندگی میکنند.

اصولا بزها قدرت "رهبری" بالایی دارند به علاوه خیلی " ریسک پذیرند"

  ومیتوانند هرجایی اول از بقیه پا جلو بگذارند و این خصوصیات برای هر

موجودی یک نعمت محسوب میشود.

از اون موجوداتی است که میتواند روی دو پای عقب خود سیخ بایستد و از شاخ

و برگ درختان تغذیه کند.شاید به این خاطر و اینکه گیاهان را میتواند از ربشه از

 خاک در بیاورد ضد طبیعتش خوانده اند ولی از همین خاصیت بزها گاهی هم به

 عنوان یک توانایی منحصر به فرد یاد میکنندکه سایر حیوانات از آن برخوردار

 نیستند که از جمله اونها قدرت او در راست رفتن در کوها و صخره ها به راحتی

است.

نمیدانم هر گز شاهد جدا کردن بزها وقتی که قصابها سراغشان میروند بوده

ایدیا خیر.اونها را اگر با گوسفندها مقایسه کنیم می بینم چقدر با اونها متفاوت

هستند

اونها هرگز  به راحتی تسلیم قصابها و دشمن  نمیشوند و چشمان

جستجوگرشان  زودمتوجه وقوع یک اتفاق ناجور میشود و بسختی با کشیدن

پاهای خود بر زمین  و ایجاد سر وصدا عدم پیروی از جلادش را نشان میدهد.

 در هنگام حرکت گله های گوسفند  یک بز به عنوان رهبر و قافله سالار همه

چیز را زیر نظر میگیرد. کوچکترین حرکت دشمن را متوجه میشود و با تکان دادن

ریش و ایجاد سرو صدا و آواهای مخصوص به خود  گوسفندان و چوپانان را از

خطر آگاه میسازد.

حتی در میان خود بزها نوعی از آنها که بز کوهی نام دارد و بیشتر در ارتفاعات

 و بین تخته سنگها زندگی میکنند زندگی جالب تری دارد .  نوع نر آن که معروف

 به" کل"( با فتح کا و سکون لام) است وظیفه دیده بانی و محافظت از گله و

قبیله را به عهده دارد.اینان با قدرت شامه  قوی که دارند بوی انسان و سایر

جانوران مزاحم را تشخیص میدهند و با صدای مخصوصی که بصورت پیام به

دیگران میفرستند اونها را مجبور به فرار از دست شکارچیان میکنند

توصیف زندگی این موجود جذاب در این خلاصه امکان پذیر نیست ولی شاید بد

نباشد حالا که حرف از بز شد اشاره ای هم به بز اخفش  که چندان هم به این

موضوع بی ربط نیست بیندازیم

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریده جلیلوند

روز شما بخیر عید غدیر مبارک دست علی بهمراه شما و در پناه خدا سایه تان بر سر خانواده همیشگی فریده جلیلوند

ن .کارگر

سلام امروز ادرس وبلاگ شما را از یکی از همکاران گرفتم وطبق معمول که از شنیدن حرفهای شما حظ می بردم از خواندن حرفهایی که خیلی از اونها انگار شرح زندگی خودم بود لذت بردم و دانستم و باز هم از شما اموختم که هر بار در زندگی سیمی از سازم پاره شد اهنگ زندگی را انچنان ادامه دهم که کسی نداند بر من چه گذشت و برای ستیز با تاریکی به جای شمشیر کشیدن بر روی تاریکی چراغی بیفروزم .

نینا شفیعی

سلام گرامي نوشته شما مرا ياد كتاب قلعه حيوانات نوشته جورج اورل انداخت در ان كتاب تشبيه خوبي بود از چهره انسانها به حيوانات كه خوي دروني انان را نشان مي دهد

خانه پدر

سلام گرامی از ابراز محبتتان به نوشته مربوط به دخترم ممنونم . همه نوشته های من را میخواند و نظر می دهد . گاهی هم با گریه شادی من را بغل میکند و بازبان کودکانه اش تشکر میکند.همه نظراتش بنام خودش زیر نوشته هایم دروبلاگ هست. [گل]

علی رشوند

سلام تحلیل قشنگی از ادمها نوشته اید نوشته تان مرا برد به هرانک و گله گوسفندان چوپانان الموت که در جلوشان بزها با زنگ منگوله ای شان هدایتگرانها هستند انداخت بز زیرک باهوش فعال اما گوسفند کند محافظه کار ارام و....است[گل]

معصومه علوی

سلام چرا اینقدر دیر میاین؟ منتظرم مطلب جالب دیگه ای ازتون ببینم. نوشته هاتون زیباست.در بسیاری از موارد منظور با بیان تمثیل ها خوبه اما دیگه وقت آشکار شدنه دوست من!

فریده جلیلوند

دوست گرامی وقت بخیر . با خانم علوی کاملا موافقم . ما را از تحقیق های جالب و اموزنده خود محروم نگذارید . فریده جلیلوند

پرنده کوچک

سلام متن بسیار جالبی بود خواندم اینهه دقت ودر زندگی انرا تطبیق دادن جالب است واقعا استفاده کردم . پرنده کوچک

معصومه علوی

و شما همان معلم متعهد و گمنام هستید که فروزنده راهید[گل] پس بنویسید و آشکار کنید. شادی ،حق بودن و حق زندگی است. باید زندگی کرد .نه فقط زنده ماند. سهم ما از زندگی در این جامعه چیست؟[تعجب]

مهدی نادری نژاد

با سلام روانشناسی حیوانات! بی شک نقاط مشترکی بین انسان وحیوان وجود دارد که انسانها را در موضع تفکر وامیدارداگر اهل تفکر باشند. البته تمثیلات گونانگونی دیگری را میتوان دروجه تشابه انسان و حیوان بکار برد. متشکرم.[گل]