ازدواج ایرانی

 

مفهوم ازدواج و خانواده در دوران جدید مدام در حال تغییر و تحول بوده است.

امروزه اگر تمایل جوانها به ازدواج کمتر شده است دلایلش را نباید فقط بخاطر مشکل های اقتصادی و بیکاری و مانند آن دانست ( اگر چه این ها موجبات گرفتاری های دیگری خواهند شد که باید در جای خود به آن پرداخت )  بلکه باید آنرا به عنوان یک موضوع جدید کارشناسی و در کنار سایر تحولات دید.

موضوع ازسکه افتادن ازدواج  که این روز ها شاهدش هستیم  تنها جوان های بیکار و مشکل دار  را شامل نمی شود  بلکه حتی آنها هم که در این زمینه ها تنگنایی ندارند با شرحی که خواهد آمد  در خیلی موارد نگاه قشنگ و زیبای سابق را نسبت به" بودن با  فرد دیگری بعنوان همسر  " از دست داده اند.

نه تنها در مورد جوانان بلکه آمار  افرادی که در سالیان دور تر ازدواج کرده اند و اینک در نیمه های راه زندگی هستند, مثلادر  سنین حدود 50 سال و حتی بیشتر هستند , آنهم نشانگر آن است  که درصد بالایی ( بیش از 50 در صد ) از آنها  چندان به ازدواجی که کرده اند شوق نشان نمی دهند و این را در طلاق عاطفی شان مشاهده می کنیم.

بحث کارشناسی  و علت یابی چنین موضوعی نیاز به بررسی و اظهار نظر صاحبنظرها و اندیشمندان این حوزه ها دارد ولی آنچه  افرادی مثل من که بیشتر با خانواده ها و والدین سرو کار داریم می توانیم نگرانش باشیم چالش های  بین والدین و فرزندان از یک سو و جوانها در خودشان است  که همه  ناشی از نگرانی از آینده می باشد.

یکی از دلایل این دلواپسی های والدین  این است که می خواهند به زور و تحمیل  وضعیت امروز جوانان را با دنیایی که  خودشان  در گذشته داشته اند  قیاس کنند و مسایل را به همان شیوه حل نمایند.

 اصرار مکرر و فشار مضاعف به دختران و پسران جوان  برای گرویدن به ازدواج بدون شناخت عوامل  موجود وجنبه های دیگر زندگی و اهمیت هایی که خانواده می تواند داشته باشد  ممکن است همان گرفتاری هایی را برای مردان و زنان آینده  ما به بار بیاورد که در گذشته به شکلی دیگر اتفاق افتاده و امروز نتیجه اش آن شده که فرزندان می گویند :" اگر ازدواج خوب است چرا خودتان اینهمه از ازدواجتان بد می گویید و نارضایتی دارید؟"( یعنی همان طلاق عاطفی )

ازدواج را هر نوع که تعریف کنیم بایستی در نظر بگیریم که آن یک پدیده زیستی اجتماعی است که بین دو جنس مخالف برقرار می گرددولی  در کنار تحولات خانواده و متناسب با شرایط موقعیت ها و دوران تحولات اجتماعی اقتصادی  مفاهیم و اهدافش در طول زمان ثابت نبوده بلکه مدام تغییرکرده است.

اگر بخواهیم تفکیکی بین" خانواده انسانی "و  خانواده  در بعضی از موجودات و جانوران عالی تر (مانند بعضی از انواع میمون ها ) از این لحاظ قایل شویم به همین نکته بسنده کنیم که در این ها بیشتر انگیزه های فطری و ثابت و"درون نهاده ها " ودر انسان علاوه بر آن احساس نیازهای واقعی ,عامل شرایط و تحولات اجتماعی و اقتصادی و "برون نهاده ها " نقش اساسی در تغییر شکل  ازدواج و خانواده را دارد.

بعضی از این عوامل عبارتند از :

  تسهیل ارتباطات  , تغییر نوع  و روش های کار, آمدن ابزار و تجهیزات  و وسایل جدید تولیدی , آگاهی هاو تماس مدام با سایر فرهنگ ها وشناخت از  زندگی سایر مردم دنیا,  تاثیر عوامل زیست محیطی در تغییر خلق و حتی نقش انواع مواد غذایی , شیمیایی و انواع اشعه و...در کاهش هورمون های جنسی , وجود امکانات جدید موبایل و تابلت و تعدد وسایل مشغول کننده و سرگرمی و.تحولات اجتماعی اقتصادی و تغییر نگاه  در ارتباط بین زن و مرد ..و

/ 0 نظر / 86 بازدید