دیدگاه سیستمی و سیبرنتیک cybernetic در زندگی

سالها پیش وقتی که خیلی جوانتر بودم از این معنا  خوشم اومد.البته نمیدونم آنچه که من از این واژه استنباط کرده  و در زندگی ام استفاده کردم  با همانی  که آقای" نوربرت  وینر "و دیگر واضعان وهم فکرانش  گفته اندمنطبق است  یا نه.اما من که به اندیشه سیستمی زیاد باور دارم  چنین فهمیدم که فیدبک و "باز خور" و همچنین درک معنای "کنترل "که در سیبرنتیک  بر آن تاکید میشود عامل مهمی در اداره زندگی فردی و اجتماعی است

.

این دانش  علاوه بر علوم ریاضی و فیریک و سایر موضوعات  فنی و نیز مدیریت و علوم انسانی  ,در حوزه روانشناسی هم حیطه های گسترده ای دارد اما متاسفانه هر چه که در این باب نوشته شده بسیار زمخت و پیچیده است و برای یک دانشجو و کسی که بحواهد  بطور ساده وکاربردی مفهوم سیبرنتیک را بداند ]چندان ساده   نیست.

در مورد سابقه و تاریخچه این علم با جستجوی کوتاهی درکتاب ها و نشریات و اینترنت و در کلماتی مانند "دیدگاه سیستمی" و" یا علم کنترل و حرکت " و یا سیبرنتیک میتوان اطلاعات مفیدی به دست آورد اماهمانطور که گفته شد در زمینه استفاده از این علم در زندگی  روزانه و موضوعات اجتماعی کمتر به آن پرداخته شده است و اینجا سعی میکنم تا آنجا که در امر تغییر شیوه زندگی کمک نماید  کمی به آن بپردازیم.

 دانش آموز و دانشحویی که نمره اش کم میشود و یا تیم ورزشی که می بازد و یا دعواو اختلافی که بین دو یا چند نفردر خانه یا بیرون  اتفاق می افتد و حادثه رانندگی و یا  فرد بازاری و مهندسی که در کارش شکست خورده است و ده ها مثال منفی در زندگی می تواند مصداق بحث ما باشد .نه تتها جنبه های تلخ و ناراحت کننده بلکه  موفقیت ها و شادی ها و انواع دیدگاه مثبت و هزاران مثالی که  از چالش های مدام زندگی میشود آوردو  هر روزه جزیی از عوامل اخم و گلایه و یا بر عکس شادابی و سلامت ما  شده  ریشه اش ناشی ازاندیشه ای است که ما به دنیا داریم.

اگر فکر و نگاه ما بتواند پیوند درستی را بین این وقایع با حقایق هستی برقرار کند موجب" افتادن در مسیر "ودر نتیجه  شادکامی و لذت از زندگی میشود  و  اگر نتوانداین رابطه را فهم نماید  باعث "انحراف از راه " و سردر گمی و ناله و گلایه میشود.  جدایی اندیشه ما با واقعیت هستی و دردی  که ناشی از ایستایی و جمود در مقابل  ساختارهای منظم و" تو در تو "و "تعاملی" ساختارهای گوناگون   سیستمی  عالم است ریشه بسیاری از رفتارهای بغض آلود ما شده است.

همین کج فهمی ها موجب شده که    اعلب  موارد بجای توجه به ریشه یابی مسایل خود و اطرافمان  عادت کنیم   با یک نگاه انتقادی صرف  به" بیرون از خود" و با تحلیلی "ایستا" و غیر واقعی , رضایت کاذب خود را بدست آورده و بدون توجیه درست و منطقی و  شناسایی علل این ناکامی ها همچنان به راه قبلی خود ادامه دهیم و باورهای کهنه و انحرافی و اشتباه را مستجکم تر تقویت نماییم.

راه حل گرفتاری و درد و رنج های ما نه با گوشه نشنینی و در خود رفتن و تلقین به خود و رفتن در رویا و تخیلات است و نه در فرار و فراموشی از واقعیت هابلکه فقط با فهم درست رویدادها و "مدیریت بر خود" و با خود بودن امکان پذیر است.

 آموزه های غلطی که اینروزها متاسفانه در بعضی جاها مد شده و با علم کردن روانشناسی  بازاری همه مردم را  به نوعی افسرده و بیمار تلقی میکند که باید به همه چیزشان شک کنند.  همچنین  " مارک زدن ها و "مهر" های مختلف بر پیشانی افراد و ربط دادن سرنوشت افراد  به  گردش ستارگان و حتی روز و ماه تولد و به  تمسخرگرفتن  شخصیت انسانی و زندگی و پیچیدگی های مهم آن به مقوله هایی مانند جادو و  فال و اسطرلاب ضرورت  تعمق و ژرف اندیشی در حطه اندیشه را جدی کرده است.  

با این مقدمه  سعی میکنیم در نوشته بعدی  بعضی کاربردهای دیدگاه سیستمی و سیبرنتیک را در زندگی روزمره بازتر به بحث بکشیم. .

  

/ 9 نظر / 15 بازدید
صفورا

به نام یزدان پاک . سلام دوبار مطلب جدید شما را خواندم . ولی اعتراف می کنم خیلی کم فهمیدم . البته شما علمی می نویسید ام اگر این را برای امثال من می نویسید کمی ساده تر و با چند مثال که این دو زاری کج ما بیفتد . البته ببخشید . [خجالت]

لیلا

سلام. اجازه بدین لطيفه اي درباره اين مسئله بزرگ بازگو كنم، لطيفه درباره سه نفر است كه در آستانه اعدام قرار دارند. رئيس زندان آنها را به دفتر خود فرامي خواند و از آنها مي خواهد تا هريك آخرين خواسته خود را جهت برآوردن مطرح كنند. نفر اول اعتراف مي كند كه زندگي پرمعصيتي داشته و مايل است با يك كشيش ديدار كنـــد. رئيس مي گويد كه فكر مي كند مي تواند ترتيب اين ملاقات را بدهد. نفر دوم مي گويد كه وي استاد سايبرنتيك است و آخرين خواسته وي اين است كه پاسخي نهايي و قطعي به اين سوال كه سايبرنتيك چيست ارائه كند. رئيس اين تقاضا را نيز مي پذيرد. و اما نفر سوم كه دانشجوي دكتري همان استاد بوده، تقاضا مي كند كه بعد از استادش اعدام شود.[لبخند]

صفورا

به نام یزدان پاک . سلام . خوشحال شدم تشریف آوردید و از وب من بازدید کردید . ما راحت و عامی مطلب میذاریم و زود به زود . اما شما سنگین و علمی و دیر به دیر و برا همینه که میگن چیز خوب دیر به عمل میاد . [دست]

http://khaneipedar.persianblog.ir/

به یکی از معضلات فعلی جامعه اشاره کردید و چه به جا . دراین مورد انقدرکوتاهی شده که لازمست هرچند یک بار کسی به ما گوشزد کند و تلنگری برتفکرات ما داشته باشد.

ati

سلام ممنون از مطلب جالبتون میخواستم خواهش کنم در رابطه با این پاراگراف متنتون(اگر فکر و نگاه ما بتواند پیوند درستی را بین این وقایع با حقایق هستی برقرار کند موجب" افتادن در مسیر "ودر نتیجه شادکامی و لذت از زندگی میشود و اگر نتوانداین رابطه را فهم نماید باعث "انحراف از راه " و سردر گمی و ناله و گلایه میشود.)که چه طوری میشه بین این دو پیوند درستی ایجاد کنیم بیشتر توضیح بدهید.

شرحه شرحه (م.ن.پروا)

تحلیل عالمانه و هوشمندانه ای است ! اما باید بپذیریم که هر انسانی ویژگی های منحصر بفردی دارد که در نوع خود زیباست تا زمانیکه اسیر تجزیه و تحلیل های عالمانه ی دیگران قرار نگیرد. و نکته ی دیگر باور بفرمائید روز و ماه و سال تولد هر شخص نیز دقیقا گویای روحیات و خلقیات منحصر بفرد اوست.اینرا با سالها تحقیق و تفحص دریافته ام. حتی مزاج افراد نیز از نظر سردی و گرمی و بلغمی و صفراوی و غیره به ماه تولد انها بستگی دارد ، دقیقا همانگونه که ماههای سال هریک خصوصیات منحصر بفردی دارند . باید بپذیریم که ما هم جزیی از طبیعتیم و جسم ما در روحیات و خلقیات ما هم اثر می گذارد. بایک مهر باطل زدن بر روی آنچه بظاهر نمی بینیم و خرافی خواندن آن در حقیقت نهفته در پس آن تغییری ایجاد نمی شود. عشق یارتان[گل]

صفورا

به نام بزدان پاک . سلا م با یک خاطره به روز شدم . اگه به من سر بزنید خوشحال میشم .

صفورا

به نام یزدان پاک. تو بین منتظران هم عزیز من ، چه غریبی عجیب تر ، که چه آسان نبودنت شده عادت چه بیخیال نشستیم ، نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم ؛ خدا کند که بیایی میلاد مسعود مهدی موعود مبارک .