مردان مونث و زنان مذکر(2)

 متاسفانه این نوشته کمی تاخیر داشت و علت آن ادامه درمان  هر چند وقت یک بار من بدور از خانه است که باعث میشود دسترسی به نت نداشته باشم وامید وارم توضیح قانع کننده ای باشد برای دوستانی که احتمالا در پاسخ به محبت هایشان دیر جواب داده ام.

و اما ادامه بحث قبلی..

در جوامع ابتدایی اغلب کارها بصورت مشترک بین زنان و مردان انجام می

پذیرفت ..سیمون دو بوار در کتاب جنس دوم در تحلیلی که در این مورد دارد می

نویسد:

"در این دوران کارهای دشواری به عهده زنان گذاشته میشد بخصوصبه

 هنگام  حرکت(حرکت طایفه از جای به جای دیگر) وظبفه حمل بارها را زن

 عهده داشته است.زنان به اندازه کافیدارای  قدرت بدنی و نیروی مقاومت

بوده اند که در لشگرکشی ها شرکت کنند .

بنا بر تواریخ هرودت  آمازونهای”   داهومیزنان به اندازه جنس نر در عملیات

جنگی شهامت و قساوت از خود نشان میدادند و  او از زنانی یاد میکند که دندان

 در جگر دشمنان خود فرو برده اند..

زنهای آمازون سینه های خود را می یریدند و معنای آن این است که حداقل در

دوران زندگی جنگاوری از مادر شدن سر باز میزده اند.اما در مورد زنان عادی

بارداری و وضع حمل و عادت ماهانه سبب کاهش توانایی کاری آنها می شده

است "  (ص ١١٢ ,جنس دوم نوشته سیمون دوبوار ترجمه قاسم صنعوی.)

در تحلیل خانم سیمون دوبوار  دوران مادر شاهی و" زن محوری "را که بعد از

 مرحله کوچ نشینی و ورود به دوره کشاورزی میداند اینگونه توضیح میدهد:

"هنگامی که قوم های کوچ نشین در زمین استقرار یافتند فرصتی پیدا نمودند تا

 به جهان و به خود تامل کنند واین زمان است که تفاوت جنسی در ساختار

جامعه  انعکاس می یابد.

  از این دوران زن از امتیازی فوق العاده بهره مند میشود ..فرزندان به طایفه

مادر تعلق دارند...مالکیت اشتراکی از طریق زنان انتقال می یایبد.زمین به زنان

تعلق دارد و..."  ص ١٢٠ جنس دوم

در این دوران زنان بیشتر به کار زراعت و مردان به اهلی کردن حیوانات

پرداختند.دوران زن محوری و مادر شاهی بسیار کوتاه بود و از نظر تاریخی زیاد

طول نکشید .

 بزودی مردان با اهلی کردن حیواناتی نظیر " گاو" و"اسب"و ...آنها را  در

کارهای مختلف و ازجمله زراعت مورد استفاده قرار دادند.

زنان در آن شرایط علاوه بر کار سخت تولید مثل و زایمانهای بی حساب وبی

  برنامه که در شرایط آنروز دمار از روزگار آنان  در می آورد  ,مسئولیت 

 نگهداری فرزندان , و رسیدگی به  امو ر خانه, کار زراعت را هم بدوش

میکشیدیدند  و اینک با ورود  حیوانات اهلی  شده و همچنین ابزار جدید کار 

که با استفاده از حیوانات مذکور  میسر شده بود کم کم از نقشش کاسته

میشد و شاید خود او هم بدش نمی آمد که به همان نقش خود در درون خانه

 بسنده کند.همین طور هم میشود و در تحولات بعدی می  بینیم که

 نقش زنان در این عرصه  یعنی بیرون از خانه  کم و کم رنگتر شده و

  بتدریج مردان نقش آنهارا  نیز به عهده گرفتند و  وظایف زن را به همان درون

خانه محدود نمودند. 

از این زمان بود که  مرد در بیرون خانه ماندگار شد و زن در خانه محصور گردید.

الوین تافلر  اندیشمندآینده نگر  بنام معاصر  که به اتفاق همسرش کتابهای

معروف (جابجایی در قدرت ) و (  موج سوم  ) و (شوک آینده )و...را نوشته اند 

 در این مورد نیز دیدگاه خاصی دارد که دانستن آن بد نیست ولی قبل از آن

این  توضیح لازم است داده شود که تافلر بطور کلی   مراحل تاریخ بشری 

 را  به گفته خود و برای رعایت خلاصه گویی در سه موج میداند (به خاطر اثاری

که هر مرحله   در همه ابعاد  فردی ,خانوادگی , اجتماعی ,سیاسی,فزهنگی

دارد به آنها موج لقب داده است )

موج اول را از حدودد 8000 سال قبل از میلاد  تا حدود سالهای 1650-1750

موج دوم از حدود 1650-1750 تا 1950 و در واقع انفلاب صنعتی

موج سوم از 1950  و  تحولات اخیر در جنبه های مختلف  نظیر اینترنت و

ماهواره ها و پزشکی مدرن و هواپیماهای فوق مدرن و...

وی معتقد بود که جریان کار در موج اول اکثرا در مزارع بود و افراد خانواده به

اتفاق یک واحد اقتصادی را تشکیل میدادند.با اینهمه بعلت اینکه مردان از قدرت

بدنی بیشتری نسبت به زنان برخور دار بودند در مراحل اولیه یعنی دوران شکار

و بعد از آن همیشه سلطه خود را بر زنان محقق کرده بودند و اینک با ورود به

موج دوم این شکاف بسیار عمیق تر شد او می نویسد:

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شرحه شرحه ( م.ن.پروا )

ادامه: بنده با عرض معذرت به مورد بسیار حساس دیگری نیز اشاره می کنم: همین آگهی های متعدد در باره ی پذیرش منشی و سکرتر مطب های پزشکان محترم و شرکتهای موجه و غیر موجهی که تاکید بر دوشیزه بودن متقاضیان کار در مجلات و روزنامه ها شاهد و ناظر آنها هستیم ، تا بدانجائیکه دختران و زنان در اینگونه اماکن حرف اول و آخر را می زنند. آیا در شرایطی که بسیاری از مردان و پسران جامعه حتی با داشتن مدارج تحصیلی به نان شب محتاجند و جر مسافر کشی راه چاره ای برایشان نمانده و متاسفانه تعدادی نیز به راههای خلاف و اعتیاد و سرقت و....از درد فقر و بیچارگی ،روی آورده اند ، اینگونه بهره برداری های ابزاری از زنان جنایت نیست؟ برادر ارجمند ، وای که بخدا در چنین آشفته بازاری مرگ برایم احلا من العسل است.

ابوذر

سلام عزیز وب بسیار خوب و اموزنده ای دارید بسیار عالی بود منتظر شما و نظرات سازنده شما هستم شاد ری

رضا

محمد جان سلام بزنم به تخته فکر کنم رو به بهبودی کامل هستی. مطلب بسیار قشنگی نوشته ای. خیلی از نکات آن برایم تازگی داشت و از آن بهره بردم. به امید سلامتی کامل خدا نگهدارت

خانه پدر

به نظرمی رسد جوامع درطول سیرتحولی خودشان ، هرجا که قدرت های ذهنی به آنها حاکم بوده و به رشد و ادامه نسل بها می دادند به خانمها بیشتر توجه می شده و برعکس.[گل]

صبا

مطلب بسیار خوب و مفیدی بود [گل]

فریده جلیلوند

گرامی و محترم مطلب بسیار جالب و جای بحث فراوان دارد . موضوعی را انتخاب کرده اید که از روز اول حیات بشر شکل گرفته و تا به اخر ادامه خواهد داشت . نظر من زیاد کارشناسانه نیست ولی فکر میکنم هر دو میتوانند در جای هم قرار گیرند به این شرط که هویت و اصل خود را فراموش نکنند و البته بنا به انچه شما متذکر شده اید اگر این جابجایی بر اثر بیماری و مشکلات هورمونی و بدنی نباشد که در انصورت نیازمند درمان های خاص خود می باشد . . . ممنون و خسته نباشید فریده جلیلوند

ایمان

خداییش حال کردم[دست] بعد از مدتی یه مقاله با حال خوندیم[چشمک]

محبوبه

سلام من همیشه از وب خوب شما دیدن و استفاده می کردم ولی یه مدت نتونستم بیام..........................وب ÷رباریست موفق باشید

ن .کارگر

با سلام و ارزوی سلامتی روزافزون برای شما:به نظر می رسد در طول تاریخ بنا بر مصالح جامعه زنان همواره مورد استفاده های تاکتیکی بوده اند. هر جا لازم شده شتر شده اند و بار برده اند وگاه گاهی هم بنا بر مصلحتی مرغ بوده اند و پرید ه اند .من ارزومندم زنان جهان و به طور خاص بعضی از هموطنان ما که خوشبختانه امروزه از سطح اگاهی بالایی هم برخوردارند عزت نفس خود را باز یابند واز مصرف کنندگان بی اراده به تولید کنندگان فرهنگ وعلم وهنر تبدیل شوند.برای ماندگار شدن باید حرفی برای گفتن داشت نه اینکه مدل مضحکی از نمایش کالاهای بنجل دیگران باشیم. شاد باشید