نقدی بر معادله غلط

  با توجه به روش تازه ام در انتخاب موضوع از میان وبلاگ ها و سایت های دوستان در این پست لینک خانم اذر در وبلاگ سهم پرواز  در آدرس زیررا می گذارم :

http://daftareparvaz.blogfa.com/

نظرمن و سایر دوستان را هم شما می توانیددر قسمت نظرات وبلاگ مذکور  ملاحظه کنید .اما   دیدگاهم را برای نقد خود  و تعامل بیشتر با خواننده ها ی عزیزم اینجا  میگذارم.

بطور خلاصه نوشته در باره مشکلات خانم های شاغلی است که در تعارض کار با خانواده و نیز تعهدات اجتماعی با مسایل عاطفی و زنانگی هر روزه در گیر هستند.این زن با عنوان کردن موضوع "معادله غلط"چالش بین زن و مرد در جامعه ما را با طرح وظایف متعدد و گاه متضاد در یک جامعه مرد سالار به نوشته در آورده است و در داستانی واقعی که خلل دوری مادر از خونه گریه فرزندش را بهنگام رفتن  به محل کار موجب میشود و عصیان او را بر ماندن یکروزه از کار برای ماندن کنار فرزند به تصویر میکشد.نهایت با طرح سئوالاتی از خواننده  با لحنی آمیحته به غم و طنزی ظریف از مردان (برادران ) میخواهد با استفاده از علم ریاضی اشکال این معادله غلط را تشریح کنند  . خواندن متن بهتر از من بیانگر دغدغه های ذهنی و فکری یک زن ایرانی و شرقی از جنس عاطفی و احساسی در مورد مشکلات کار و خانواده  است.

من هم نظری برایش نوشتم که این بود: 

"سلام آذر گرامی
نوشته ات را چون با احساس و صمیمیت همیشگی نوشته بودی خوندم.اما به نظرم تو ریاضی دان خوبی نیستی.بخاطر اینکه من هم که هیچی سر در نمیارم حداقل با توجه به میزان زبان عربی که دارم میدانم که کلمه "معادله " از ریشه " عدل " است که اگر در دو طرف اون فرمول تو برقرار شد بهش میگویند معادله .
عدل هم چیزی نیست که مخصوص زن و مرد باشد.تو در هر رابطه ای که نگاه کنی خواهی دید که این فرمول حاکم نیست.پس بطور کلی و اساسا فرضی که در ذهن داری را باید کمی جابجا کنی.
در زندگی اجتماعی با" فرمول" نمیشود زندگی کرد.قالبهای خشک و ذهنی با روزگار سیال و نسبی همخوانی ندارند.در همین نوشته تو بخوبی پیداست که تخت تاثیر افکار مرد سالاری جامعه باز هم زنانگی خود را زیر سئوال میبری و آنرا با کد آوردن از برادرت که حتما مانند همه ما مردهای ایرانی و جهان مرد سالار هستیم تمام تلاشهای زن ایرانی و افتخارات خود را لگد مال میکنی.
اگر کمی بحث ترا جلو تر ببریم از اون دست افرادی را خواهیم دید که میگویند زن را چه بکار رشته های فنی و مهندسی؟ و همین بحثی که الان 73 رشته را از ورود زنان به دانشگاه محروم کرده اند.
دوران زن و مرد امروز ایران ما دورانی تحولی است که با توجه به فقط صد سال سابقه صنعت نفت و شهر نشینی بسیاری از این چالش ها طبیعی است.هنوز دز اروپای به ادعای خود مدرن زنان بطور قانونی در یک شعل خاص کمتر از مردان خقوق میگیرند و هنوز این مردان هستند که بیشتر مشاغل مهم را در اختیار دارند.در جهان امروز صحبت از "عدل" کامل هنوز راه درازی دارد.مردان هم در این بازی که بازیگران اصلی دنیای سرمایه آنها را میچرخانند له و لورده میشوند و بقول خودت دود آن به چشم فرزندان که هم متعلق به زنان است و هم مردان و خانواده و جامعه می رود.
جامعه ما نیاز به زنان و کار آنها در همه عرصه های ادبی هنری وپزشکی و فنی و مهتدسی دارد و لازم است مصلحان جامعه در ایجاد بستر مناسب و ساختارهای حمایتی کافی بکوشند و هر نوع محدودیت و حرفهای احساسی در این مورد وارونه کرددن مسئله و در نتیجه دور شدن از راه حل درست و ایجاد فشار مضاعف بخصوص بر خواهران و مادران و همه زنان آینده خواهد شد".

همانطور که دوستان و خواننده های عزیز این وبلاگ میدانند من سال هاست که در زمینه کار و خانواده زحمت میکشم و درگیر تحقیق و پژوهش بخصوص در زمینه کار اقماری و شیفت و از جمله اثرات غیبت والدین بر فرزندان و خانواده  هستم.(دوستان علاقمند میتوانند با جستجوی در اینترنت و کلماتی مانندمشکلات کارکنان اقماری به تعدادی از آنها دسترسی یابند)

. 

 با تشکر از نوشته خوب  خانم آذر و چالشی که  در این باب ایجاد نموده  اندباید گفت:تعارض کار و خانواده واقعا نیاز به توجه و مباحث گسترده تر و خاص تری دارد و امید است دوستان و اساتیدی که در اینمورد نظرات و  مطالبی دارند جهت استفاده همگان  کمک نموده و همفکری  و راهکار ارایه فرمایند.

/ 30 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژگان

سلام دوباره من فقط اومدم تشکر کنم که اینقدر خوب بحث رو اداره کردین .واقعا لذت بردم و کلی چیز یاد گرفتم .از آذر عزیز و بقیه دوستان هم که در بحث شرکت کردن ممنونم یه پاسخ کوچولو به آذر بدم لال از دنیا نرم :صبور باش آذر جان سختیش همین صد سال اوله.بوخدا.قول میدم صد سال دیگه ،مشکلات آدما از یه نوع دیگه باشه

اعظم

سلام وتشکر از آقای مرادیان وهمه ی کسانیکه به نحوی قصد حمایت از حقوق زنان رو دارید. ای کاش شما که حامی حق زن هستید ،یکی از مسىولان مهم کشوربودید و ما زنان را به جایگاه اصلیمون میرسوندید. توجه داشته باشید با تمام بیعدالتیهایی که در حق زن میشه ،بعضی مشاغل بسیار حساس وجود داره که باید بر عهده ی زن باشه(مثل دبیر دبیرستانهای دخترانه،مامایی،...) به امید روزی که جامعه ی مردان مسىول کشور بیشتر بفکر آرامش زن و زنان شاغل باشند. باسپاس فراوان از شما آقای مرادیان بسیار صبور وفهیم.[گل]

سهم پرواز

آقای محمد (باران) اون جمله ی آخری که گفتین چی بود ... آها! " نتیجه مثبتی در مجموع ببار نخواهد آورد و برآیند آنچه از دست می دهد و آنچه بدست می آورد بسمت حد منفی میل میکند" همینه! من الان دقیقن به این نقطه رسیدم. حالا بنا به دلایلی مثل بی انگیزگی شغلی، تنزل ارزش کار در حد حقوق ماهیانه كه با اين وضع اقتصادي همون حقوق ماهيانه هم ديگه انگيزه اي ايجاد نمي كنه، استرس هاي مضاعف كه تو جامعه باهاش روبرو مي شي، نداشتن فرصت براي پرداختن به علاقه مندي‌هاي خودت و يا رسيدگي به بچه ها و ... از مشاركت همه دوستان در اين بحث ممنونم. بحثي كه ما سالهاست روزي يك ساعت در ناهار خوري محل كارمون با همكارها داريم و نتيجه اي نگرفتيم به جز اينكه طي اين سالها به تعداد صندلي هاي خالي اين سالن اضافه شده

بی نام

-پیامدهای منفی اشتغال برای زنان به دنبال انقلاب صنعتی که در غرب اتفاق افتاد، مسائل تازه و جدیدی مطرح شد که یکی از آنها تبلیغ جهت اشتغال در خارج از خانه بود. کارخانه داران و سرمایه داران به دلیل دستمزد کمتر زنان از آنها دعوت کردند تا مشغول به کار شوند و و برای جلب نظر آنها سروصدای زیادی پیرامون حقوق زنان به راه انداختند و خواستار حق مالکیت زن نسبت به درآمد واموال خود شدند. آن ها برای اینکه مادران به خاطر تنها ماندن فرزندان کوچک خود از کار در بیرون از خانه صرف نظر نکنند مهدکودک، شیرخوارگاه و ... تأسیس کردند تا مادران با خیالی آسوده، در محیط کار حاضر شوند. بر اثر این تبلیغات زنان زیادی وارد بازار کار شدند و تا به امروز نیز این روند ادامه یافته است؛ به طوری که در حال حاضر در کل دنیا دو سوم تا سه چهارم کار توسط زنان انجام می شود. آنها 45% از غذای دنیا را فراهم می کنند در حالی که بر طبق آمار تا سال1379 فقط 10% از درآمد جهان به زنها تعلق دارد. از اثرات منفی دیگر این است که بر اثر کار زیاد به مادران صدمه های جسمی و روحی شدیدی وارد می شود چرا که این مادران به علت درگیریهای اجتماعی و رقابت های شغلی که در محل کارشان ر

بی نام

-پیامدهای منفی اشتغال مادران بر فرزندان کار مادر برای کودک یک نوع محرومیت محسوب می شود. شما ممکن است کودکانی را بشناسید که وقتی مادرشان نیستند ناراحت و افسرده به گوشه ای می نشینند اما همین که مادرشان را می بینند شاداب و سرحال شروع به شیطنت و بازیگوشی می کنند.کودک دوست دارد وقتی که از مدرسه و یا هر جای دیگری به خانه می آید، مادرش در خانه باشد و به استقبال او بیاید تا غم و غصه های خود را فراموش کند. در صورت اشتغال مادر رونق خانه دلگرمی و نشاطی که لازمه ی حضور مادر است از بین می رود و بچه ها شور و شوق بازی را از دست می دهند. غیبت مادر از سه تا شش سالگی روی کودک تأثیر بدی می گذارد. این کمبود باعث می شود که کودک موجودی شکاک و بدبین و عاری از مهر و محبت به دیگران شود و مبتلا به شب ادراری و بدخوابی گردد. تکلیف کودکانی که در غیاب مادر به مهدکودک و شیرخوارگاه سپرده می شوند نیز مشخص است. طبق تحقیقات صورت گرفته رشد این کودکان کمتر از حد طبیعی بوده و دچار عوارض منفی می شوند. کودکستان و دیگر مراکز نگهداری از کودکان نمی تواند جایگزین خوبی برای خانواده باشند و مربیان نیز نمی توانند جانشین خوبی برای مادر باشند. جدا شدن

نوری

سلام از وبلاگ آذر عزیز لینک شدم اینجا..تقریبن از ابتدای بحث دنبال کننده بودم ولی حالا فراغی شد تا نظرم را بگویم راستش من هم با بقیه دوستان موافق هستم؛ پیدا کردن راه حل برای این معضل خیلی سخت است../در جامعه ای که برای تامین معاش خیلی از زنان برای کمک به خانواده اجبارن به کاری که شاید ایده آلشون نباشه وادار کرده/ نقش هایی که در خانواده گم شده اند و هیچ یک از اعضای خانواده لذتی را که شایسته اش هستند نمی برند/مادر که با عاطفه اش در نقش پرورش دهنده روحی و جسمی و ذهنی؛خود برای ایفای درست نقشش به حامی مقتدری مثله مرد احتیاج دارد/مرد که نقش حامی است آنقدر درگیرتامین نیازهای ضروری خانواده است که اغلب وقت یا انرژی حمایت های روحی مادر را ندارد/و مادر و زنی که خانه دار است اما خانه نشین نیست و دوست دارد علاوه بر فطرت مادری دانش و فعالیت های اجتماعی اش را افزایش دهد/ فرزندانی که الگوهایشان اغلب خسته و دل مرده هستند.../ و سیاست هایی که هیچ کدام بر پایه ایجاد رضایت و شادی در خانواده بنا گداشته نشده...

سهم پرواز

ممنونم ازت نوری عزیز. مشکلاتی رو بهش اشاره کردی که زن و مرد و شاغل و خانه دار در اون سهیم اند این همدلی ها و همدردی ها بزرگترین دلگرمی ست [گل]

فرمولساز

چه بحث جالبی و حیف که به موقع نخواندمش. پس غیر از من افراد دیگری هم به دنبال فرمول در روابط اجتماعی میگردند!

سهم پرواز

تولدتون مبارک [گل] با آرزوی سلامتی و شادی و موفقیت شما [لبخند]