اگر....

                                                                                            

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی. 

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند. 

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی. 

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی . .. .، 

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!

شعر از :پابلونرودا

 ترجمه:احمد شاملو

/ 7 نظر / 6 بازدید
رضا

محمد جان سلام چقدر اشعار زیبا و دلنشینی بود. هدف دور شدن از مرگ است حتی در لحظه مرگ هم باید به مرگ نه گفت. اتفاقا در همین زمینه مطلبی از دکتر فرانکل دارم که فکر کنم قابل خواندن باشد. وقت کردی سری به منزل ما بزن. قربانت رضا

نوشینه

سلام قبلا خونده بودم ولی بازهم لذت بردم

فریده جلیلوند

همه او قات برایتان افتابی و روشن انتخاب زیبا و پر معنایی است بخصوص که نام عزیز ی چون احمد شاملو در انتهای ان خود نمایی دارد . لذت بردم فریده

آرزو اولیازاده

درود بر شما از حضورتان ممنونم باعث خوشحالی است که دوستانی در دور ما حلقه زده اند که حرف دل خویش را به راحتی و برای شاد کردن و تجربه اندوزی دوستانش بیان میکند امیدوارم همیشه به دنبال آرزوهایتان باشید و به آنها برسید. موفق باشید لاله واژگون[گل]