صاعقه وار می آیند و میروند وماندگار میشوند

  

 

افکارو باورها و گفتار و کردار ما اغلب  متاثر ار عوامل پایدار بسیاری است که از جمله میتوان به پیشینه ژنیتیکی و فامیلی و  شرایط دوران جنینی تا وضعیت خانوادگی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و ده ها عامل دیگر اشاره کرد .

اما گاهی هم در گذران زندگی  افراد ی به ما برمیخورند که همچون صا عقه و در یک چشم بهم زدن می آیند و میروند و لی یک عمر مسیر زندگی ما را تحت تاثیر قرار میدهند.یک نگاه کوتاه یا یک کلام و یا شاید یک حرکت به ظاهر معمولی و یا حتی یک اشاره و....بعد زندگی متحول میشود و چرخشی عظیم و باور نکردنی در روند و روش زندگی ما بوجود میآید و ما را از یک راه به راه دیگر و از سرنوشتی به سرنوشتی دیگر میبرد.

درکنارت در  صندلی اتوبوسی درمسیر راهی نشسته  وبا  یک نگاه پرسش آمیز و یا در حال قدم زدن در بیراهه ای سرگردان هستی   وبا  یک نهیب  زیرکانه  و  شاید در کلاس درس و مشقی ونگاه ملیح و بی آلایش  دو همکلاسی با هم و  یا در محفلی و یک فنجان چای که از دستی لیز میخورد و بدنبال آن یک جمله ای رد وبدل میشود  و حتی زمانی که  افسرده و دلفسرده از همه دنیا هستی با  یک لبخند امید بخش یا اینکه   بی خبر از همه جا در برهوت تنهایی خود غرق در عصیان ناشی از زندگی ناگاه  با  برخورد تنه یک غریبه به تو که گاه با یک معذرت خواهی به ظاهر پایان میگیرد و....

اما وجه مشترک همه این لحظه هایکی کوتاه بودن زمان تو با او که در مقایسه با طول عمر همچون صاعقه است و دیگری  یک پیام و یا جمله  و یا رفتار تازه ای است که قبل از آن از هیچکس و  در هیچ جا نشنیده  و یا ندیده ای   ونهایت تاثیر گذاری پایداری که  تو را  به خود میبرد وبه فکر کردن وادار میکند و همه رفتار تو را  تغییر دهد.

به بیان دیگر  این آشنایی مقدمه و ابتدایی میشود برای شروع تولدی دیگر و خلق  یک دنیای جدید و تحولی بنیادین و  تازه در زندگی.بسیاری از خاطرات خوب و قشنگ ما زاییده حضور  همین آدمهای صاعقه ای هستند.اغلب عشق های واقعی و زلال در  همین ذره های زمان ساخته شده اند و به خاطراتی جاودانه تبدیل شده اند.عشق هایی که معشوق آن هرگز قابل وصول نیست ولی در همان کوتاه زمان تاثیر پایدار خود را در تمامی درات وجود عاشق نهادینه کرده است.

در دنیای علم و عرفان و هنر و اندیشه و هر آنچه که به زیبایی مربوط میشود میتوان نقش این افرادرا در آفرینش و خلق جاودان و ماندگار آثار دید.

نمیدانم چرا امروزم را به این افراد فکر کردم و اینها را نوشتم اما کتمان نمیکنم که در زندگی من هم  چنین افرادی برای کوتاه زمانی آمدند و زود هم رفتند ولی بنیان رندگی مرا از بیخ و بن عوض کردند و من شاید خواسته ام به این وسیله بیان احترام وتکریمی کرده باشم بر آنها که هرگز داشتن شان برایم میسر نیست و شاید هم خواسته ام بدانم آیا برای شما هم چنین افرادی به اندازه من تاثیر گذار بوده اند و یا خیر و از نظرات شما سود ببرم.

گمشده هایی که سالها در جستجویی شان  هستیم وبا اینکه کمتر  امیدی به وصلشان است ولی همیشه با ما هستند و  ذکرشان و یادشان در زبان و  رفتار و گفتار و اندیشه و روح وروانمان  همیشه پایدار و جاودان خواهد بود.

 

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شرحه شرحه ( م.ن.پروا )

سلام و عرض ادب و احترام به حضور برادر بسیار خوب و خونگرم و مخلص جنوبی ام: اولا از اینکه شما را بار دیگر فعال و پویا می بینم ، بینهایت خوشحالم. در مورد مطلب بسیار منطقی شما که نمی دانم چرا دوستی غیر منطقی قلمدادش کرده است ؟! باید عرض کنم: از ابتدا تا انتهایش را در تمام عمر با گوشت و پوست خود هم احساس کرده ام ، تا چه رسد با روح و روان و عواطف انسانی خود. متاسفانه و صد افسوس که هر چه بر آداب ظاهری شرع در این مملکت افزوده می شود و نام دین و مذهب در هر کوی و برزن بیشتر پیچیده می شود ، از ایمان و اعتقاد حقیقی به عالم غیب و دست های پنهان در پس پرده که کارهایی می کنند کارستان ! کاسته می شود. مگر قضیه ی مولانا و شمس تبریز جز این بود؟ و یا جبریل و پیامبر اکرم و یا لوئی ماسینیون فرانسوی و دکتر شریعتی و یا لویی ماسینیون و مردی سبز پوش در مدائن و بر سر مزار سلمان فارسی که در او چنان تحول و عشقی به خاندان پیامبر اسلام بوجود آورد؟ برادر نازنین: یک دهان خواهم به پهنای فلک تا بگویم شرح آن رشک ملک....... از اینکه به مباحث روح شناسی و متافیزیکم عنایت نشان دادید ، بینهایت خوشحالم. مدتها بود انتظارتان را می کشیدم.

خانه پدر

سلام گرامی نوشته های شما و بخصوص کامنتی که در جواب دلنوشته کوتاهم نگاشته بودید بقدری قوی و به واقعیت نزدیک است که تنها درجواب آن میتوان گفت حرف حساب جواب ندارد.

نینا شفیعی

از آن دورها صدايي مي‌آيد مي‌شنوي ؟ خورشيد به بدرقه‌ي راهمان در طلوع خود نشسته است، [گل]

رضا

محمد جان سلام بعد ازخواندن این مطلب زیبایت به ذهنم زد حکایت زیبایی از پائولو کوئیلو را برایت بنویسم که بی ارتباط با محتوی مطلبت نیست. یک روز صبح همراه با یک دوست آرژانتینی در صحرای موجاوه قدم میزدیم که چیزی را دیدیم که درافق می درخشید .هرچند قصد داشتیم به یک دره برویم، مسیرمان را عوض کردیم تا ببینیم آن درخشش از چیست؟ تقریبا یک ساعت زیر آفتابی که مدام گرمتر می شد راه رفتیم و تنها هنگامی که به آن رسیدیم فهمیدیم چیست. یک بطری آبجو بود، خالی. شایداز چند سال پیش در آنجا افتاده بود... ازآنجا که صحرا بسیارگرمتر از یک ساعت قبل شده بود، تصمیم گرفتیم که دیگر به سمت دره نرویم. به هنگام بازگشت فکرکردم: "چند بار به خاطر درخشش کاذب در راهی دیگر، ازپیمودن راه خود باز مانده ایم؟" اما باز فکر کردم:"اگر به سمت آن نمیرفتیم ،چطور می فهمیدیم درخششی کاذب است؟" حق یارت

علی باجول

سلام ممنون از مطالب مفیدتان سربلن باشید

معصومه علوی

سلام آقا محمد، دوست عزیز همیشه قدر دانی شیوه ی قدرتمندی ی است. چون هر آنچه در باره اش فکر می کنیم و بابتش تشکر می کنیم، به خودمان بر می گردد. اصلا به محض آنکه احساست در مورد آنچه داری، فرق کند؛ شروع به جذب چیزهای خوب بیشتری می کنی که از بابت آنها هم خدارو شاکری و هم بیشتر برای داشتن اونها تلاش می کنی یا برای بدست آوردن چیزهای دیگر تشویق می شوی. گرچه وجود دوستان و انسانهای نیک پندار و نیک گفتار در ترسیم الگوی رفتاری ما نقش بسزایی دارند ، اما فکر می کنم ، اونچه که شما رو به سر منزل مقصود رسوند، تغییر نگرش خودتون در جذب خواستنی هاتون بود . قسمت اعظم علت یافتنی های ما ، خودمون هستیم، آقا محمد!.... و شما قدرت جذب انرژی موجود کائنات رو داشتید. از اینکه به وبم میاین خرسندم و خوشحال میشم که نقد بفرمایید. با سپاس[گل]

ن .کارگر

سلام دوست عزیز:خوشحالم که شما را مثل همیشه پر انرژی و منبعی از امیدواری وایجاد انگیزه برای کسانی می بینم که می خواهند برای خود زندگی کنند و در عین حال برای دیگران زندگی باشندو با لبخندی فاصله ها را بشکنند.زندگی مگر چیزی بیش از خاطره امدن و رفتن ماست .من فکر می کنم همه ما پتانسیل ماندگاری در اذهان را داریم به شرط انکه فقط کمی خوب باشیم وحرمت دل مردم را نگه داریم.برای خیلی ها شاید زندگی همان لبخند رنگ و رو رفته ما باشد که ان را هم دریغ می کنیم در حالی که فرصت ما حتی برای خوب بودن محدود است.من هم در زندگیم از این صاعقه های ماندگارداشته ام که ا نقدر خوب و متفاوت بوده اند که برای همیشه در ذهنم قاب گرفته شده اند.رد پای خوبانی چون شما برای همیشه درزندگی انانی که با شما معاشرت داشته اند باقی است. شاد وسربلند باشید

وب قلم

سلام سخن از دل ما گفتی ای دوست آری گاهی اوقات کسی وارد زندگی آدمی می شود و سایه مهر یا اندیشه و یا هر دوی او به گونه ای بر سرنوشت ما تاثیر می گذارد که خود نیز باور نداریم. بر خی اوقات او همانی است که عمری را در ذهنت با او زندگی کرده ای و ناگاه که بر زندگیت وارد می شود چون شهابی همه وجودت را روشن می سازد اما وای از روز فراق وای .............

بانوی خورشیدی

سلام بر غریبه آشنایم : من و تو از دیار خورشیدیم سوزان و همیشه تابان اگر کره زمین در اثر سوراخ شدن لایه اوزن در حال تغییرات است ما از جنس آنیم که الا به اراده خودش تغییر نپذیریم [فرشته] روزگارت آفتابی و گرد غم روزگار زتنت زدوده و لباس عافیت بر تنت پوشیده باد ای پدر بزرگوارم [گل]

رها

سلام استاد! احوال شما؟! کم پیدایید! با مطلبی درباره ی دن براون به روز هستیم که امیدوارم از آن خوشتان بیاید سلامت و پایدار باشید در پناه حق