پنجاه سالگی یا تولد دوم

  در سالهای نه چندان دور " امید به زندگی" یعنی میانگین سالهایی که امید

میرود یک فرد زندگی کند حدود چهل سال و کمتر بود بدیهی است در چنین

وضعیتی  محدوده سنی مراحل مختلف عمر یعنی کودکی ,نو جوانی

,جوانی , میانسالی, سالمندی و پیری با شرایط امروزی که در بسیاری

از کشورها , امید به زندگی از مرز هشتاد سال هم گذشته متفاوت است .

در آنزمان یک فرد ده  دوازده  ساله اگر ازدواج میکرد و عنوان "مرد و  زن

زندگی "میگرفت  در مقایسه بایکنفر  چهل و پنجاه ساله که پیر و فرتوت  و از

کار افتاده محسوب میشد  طبیعی بودو جای تعجب نداشت . ولی امروزه

جوانان بیست و  سی ساله  وبالاتر  را نیز با  هشتاد و نود ساله

ها قیاس میکنندو  عنوان جوانی  بتدریج محدوده سنی بالاتری را در بر میگیرد.

همینطور  محدوده سن بزرگسالی ومیانسالی  و یا  سالمندی و پیری متناسب

با افزایش میانگین سنی تغییر یافته است.قبلا  در یکی از نوشته ها  نیز اشاره

گردیدکه طبق نظر سازمان بهداشت جهانی افراد بین شصت تا هفتادوچهار

سال سالمند جوان محسوب می شوند  و هفتادو چهارسال تا نود را سالمند و

بعد از  نود سالگی را پیر اطلاق میکنند .

 با توجه به پیشرفت های پزشکی و بهداشت و شرایط اجتماعی  ونیز بهبود

وضع اقتصادی و توسعه فرهنگی امروزه  صد سالگی دیگر یک رویا ویا استثنا

نیست.شاید بد نباشد این را هم اشاره کنم که در ژاپن که از کشورهایی است

که میانگین امید زندگی بالای هشتاد سال است آنقدر صد ساله ها و بالاتر در

آن زیاد میباشد که  هر ساله  در ٢٧ شهریور مراسمی دارند تحت عنوان "احترام

به سالمند" که در آن سالمندان و بخصوص افراد صد ساله  و بیشتر توسط

نخست وزیر  لوحی به همراه یک جام نقره دریافت میکنند وبه این ترتیب مورد

تجلیل خاص قرار میگیرند .(شبیه این مراسم خوشبختانه چند سالی است که

در ایران و البته بعضی از ادارات و سازمانها و صنایع و از جمله صنعت نفت اجرا

میشود و در حال توسعه میباشد )

با این مقدمه شاید بهتر بتوانم موضوع این نوشته را توضیح دهم که چرا عبور

ازخط پنجاه سالگی راشروع زندگی دیگر و  تولد دوم میگویند

.

پنجاه سالگی مقطعی مهم در زندگی محسوب میشود .هر چند افرادی هستند

که  با وارد شدن به این مرحله و حتی گاهی از چهل سالگی به بعدتحت تاثیر

 باورهای قدیمی خود را پیر و بی مصرف یافته و  دچار یاس و نومیدی میشوند .

 در نقطه مقابل برخی دیگر سعی میکنند با رفتاری ناشیانه و نابالغانه و 

انواع ترفندها و از جمله انجام فعالیت های کاری و ورزشی غیر متعارف ویا

پوشیدن  لباسهای نامناسب و  مراجعه به پزشکان پوست و جراح  و

دستکاری در سر و صورت و اندام  و.. ورود به این سن را بطور کلی انکار

نمایند .جالب این است که در بین این گروه منکرین, مردان بر خلاف آنچه شایع

شده , نسبت به زنان  تقلا واصرار بیشتری به این امر دارند.

در جمع میتوان گفت که  اینان بعلت عدم درک درست از زندگی و زیبایی های

 هر دوران و مخصوصا  ویژگی سن کمال در پنجاه سالگی آنرا با افسردگی و

کدری و کج خلقی و گلایه از زمانه برای خود و دیگران تلخ مینمایند.

امروزه در اغلب کشورها ی جهان سعی میکنند هر لحظه را قدر بدانند و با درک

نقطه نقطه لحظه های حضور در عالم و هستی به آن توجه نمایند. آنها با درک

واقعیت های موجود  و اهمیتی که عقل و تجربه و زیبایی هایی  که یک فرد در

مرحله کمال و نقش آفرینی در دوران  سنی پنجاه به بالا در زندگی فردی و

اجتماعی دارد این قسمت از زندگی را تحت عنوان تولد دوم با  شکر گذاری

  آغاز کرده و جشن میگیرند.

در این پست و نوشته بعدی سعی خواهم کرد بعضی از مراسمی را که در

چند نقطه  دنیا در تجلیل این مرحله از عمر برگزار میشود با استفاده از

 منابع اینترنتی و بعضی خوانده ها و اطلاعات دیگر  برای دوستان علاقه مند

توضیح دهم و امید است اگر اشکالی در بیان محتوا وبا  شرح مطالب است با

 استفاده از اطلاعات تکمیلی و تذکر دوستان اصلاح نمایم.

 در آمریکا ی شمالی در روز تولد فردی که به این سن میرسد جلوی خانه

اش را با پنجاه فلامینگوی

/ 5 نظر / 488 بازدید
در سراشیبی صبح ( م.ن.پروا)

با سلام و سپاس از حضورتان در شرحه شرحه و تبریک متقابل میلاد بانوی عفاف و نجابت حضرت زهرا ( س) و روز زن به شما برادر گرانمایه اطلاعات زیبا و شادی آفرینی است! براستی که اگر هر واقعه ای را به جشن و شادی بدل کنیم دنیا گلستان می شود. مشکل اینجاست که در ایران بسیاری روند طبیعی عمر را طی نمی کنند .یعنی نه کودکی کامل ، نه نوجوانی و جوانی کامل و طبیعی است که در سنین کهنسالی احساس یاس و بازندگی بسیاری را بر آن وا می دارد که ادای کودکان و نوجوانان و جوانان را در آورند. از وبلاگ جدیدم به خدمتتان رسیدم. حضور خردمندانه ی شما باعث مسرت است.[گل][گل].....

خانه پدر

با اطلاعات وسیعی که شما دارید هربار درمراجعه به وبلاگتان نکته جدیدی به دانستنیهایم اضافه می شود . ممنونم[گل]

صبا

مطلب خوبی بود [گل]

خط رنگی

سلام مطلب جدید هم مانند سایر مطالب وبلاگ شما ارزشمند و قابل تامل است . یک مشکل اساسی در کشور ما و یا شاید اکثر جهان سومی ها بی اهمیت شمردن خود و تواناهایی انسان هاست که یکی از روش ها ی بزیر سلطه در اوردن سرزمین های غنی و ثروتمند ست باید همیشه از نظر خودباوری نقص داشته باشیم . سن و سال و پیری و جوانی اهمیتش در کسب تجربه و درک و فهم بزرگسالان متجلی می شود . . . همگی ارزوی بهبود فرهنگ اجتماعی را داریم و در درجه اول خودمان باید این روند را ادمه دهیم .کاش بجای انداختن وظایف بگردن دیگران اول به وظایف خود عمل می کردیم و انتقاد را با تخریب اشتباه نمی گرفتیم . البته صحبت من کارشناسانه نیست و فقط یک ابراز عقیده محسوب می شود . سلامت باشید فریده جلیلوند

نینا شفیعی

سلام دوست گرامی من هرگز به مرز زندگی دوم نمی رسم همیشه 30ساله میمونم[چشمک] خیلی مطلب جالبی بود درسته این خود ماهستیم که پیر یا جوان میمانیم سن عدد است 20سالگانی هستند که 100 ساله فکر میکنند وخمود اند و90 ساله هائی که ستبر با قامت راست سرحال به خواستگاری می روند برای ازدواج وخیلی راحت به بچه ها شان میگویند بعد از مرگ مادرتان پس من عاشق چه کسی باشم امید امید امید وعشق چه ها نمی کند. من از اینکه امسال تیرماه66 سالم میشود اما هنوز دوستانی بسیار در سنین مختلف دارم ومفید هستم بخودم می بالم در این تنگ ناهای زندگی تا ایده جدیدی را شروع کردم برای کار در منزل که میدانم موفق خواهم بود زندگی یعنی جنبیدن.یعنی تلاش.اب اگر راکد بماند بوی گند میگیرد